با دستهای خالی مقابل ناوگان آمریکا ایستادند

به گزارش هنگام هنر به نقل از خبرنگار مهر، رمان «موجها و کوسههای خلیج فارس» اثر محمدعلی گودینی، فراتر از یک داستان ساده، تلاقی تاریخ و تخیل در دل پهنهی آبی خلیج فارس است. این اثر با تمرکز بر شکوه و دشواریهای نبردهای دریایی در دوران جنگ تحمیلی، تلاش میکند تا میراث ایستادگی نیروهای دریایی ایران را در حافظهی جمعی حفظ کند. کتابی که توسط دفتر پژوهشهای نظری و مطالعات راهبردی نیروی دریایی ارتش (نداجا) منتشر شده، با بهرهگیری از مستندات تاریخی و نگاهی رئالیستی، به بازخوانی مأموریتهای پرخطر در آبهای بینالمللی میپردازد.
محمدعلی گودینی (زاده ۱۳۳۵)، نویسندهای است که با اشراف بر ادبیات کارگری و دفاع مقدس، توانسته است صدای قشرهای مختلف جامعه را در آثار خود بگنجاند. سابقه او در نگارش آثار مرتبط با ایثارگران و فرماندهان، به این رمان اعتبار ویژهای بخشیده است. او در «موجها و کوسههای خلیج فارس»، موفق شده است تاریخ عملیاتهای دریایی ایران را از قالب گزارشهای خشک نظامی، به یک روایت داستانی و انسانی بدل کند که میتواند مخاطب عام را نیز با خود همراه سازد.
ساختار روایی؛ از عرشه تا اعماق
نویسنده در این اثر، فضای روایی خود را به دو لایهی موازی تقسیم کرده است تا تمام ابعاد جنگ دریایی را پوشش دهد. بخش نخست کتاب با عنوان «عرشه»، به شکوه و هیجان نبردهای سطحی میپردازد؛ جایی که ناوچههایی نظیر «پیکان»، «جوشن» و «سهند» در میان امواج خروشان، با تجهیزات محدود اما ارادهای پولادین، در برابر ناوگانهای دشمن ایستادگی میکنند. این بخش، بازتابدهندهی درگیریهای مستقیم، حفاظت از پایانههای نفتی و نبردهای میان شناورهاست.
در مقابل، بخش «زیر عرشه»، تجربهای متفاوت و پرتعلیق را به مخاطب ارائه میدهد. در این لایه از روایت، تمرکز بر شهدایی مثل رحمان فلاحتی و نادر مهدوی و قهرمانان گمنام یعنی شهدای غواص و رزمندگان زیردریا است. نویسنده با توصیف دقیق عملیاتهای مینگذاری، شناسایی کف دریا و مأموریتهای شناسایی در تاریکی مطلق اعماق، فضایی از تنش و شهادتطلبی را خلق میکند که تفاوت میان حیات و مرگ در آن، تنها به چند میلیمتر فاصله یا یک تصمیم لحظهای بستگی دارد.
عنوان رمان، خود حامل لایههای عمیقی از معناست. «موجها» در این اثر، نماد تلاطمهای سیاسی و نظامی، حرکت بیامان مقاومت و همچنین گذار از دشواریها به سوی پیروزی است. در مقابل، «کوسهها» استعارهای چندلایه دارند؛ از یک سو به خطرات طبیعی و پنهان دریا اشاره دارند و از سوی دیگر، نمادی از دشمنان مهاجم و نیروهای مداخلهگر (اعم از نیروهای عراق و ناوگانهای غربی) هستند که در کمین آبهای خلیج فارس نشستهاند.
در یکی از صحنههای تاثیرگذار کتاب، نویسنده، پیوند میان ایمان و نبرد را به تصویر میکشد: «نادر مهدوی قدری لحنش مهربان تر میشود. رو میکند به افرادش که به نظر شوخی شان زیادی طول کشیده است و میگوید: هوا که تاریک بشود انشا الله مقصد ما در آب راه بین المللی در دوازده مایلی جزیره فارسی است، شما که داوطلب و جان برکف هستید بهتره به این فکر کنید که شاید آخرین مأموریت عمرتون باشد.
فرمانده این مرتبه با نشان دادن کف دستها رو به افراد تحت امرش ادامه میدهد: ما همینیم که هستیم. دست خالی تنها مسلح به برندگی اعتقاد و ایمان. هستیم سلاح کاری ما ایمان مان به خداوند و اعتقادمان به ولایت فقیه و رهبری امام خمینی و هدفمان حفاظت از آب و خاک میهن و انقلاب اسلامی است.
فرمانده این مرتبه کف دستهای خالی را به هم میساید و نعره میزند: ما با همین دستهای خالی هم که شده باشد تمام قد مقابل ناوگان شیطانی آمریکایی خواهیم ایستاد!»
تحلیل شخصیت، تقابل ایمان و تکنولوژی
در تحلیل شخصیتهای این رمان، با تقابل دو جهان متفاوت روبرو هستیم: جهان «ایمانِ مسلح به دست خالی» و جهان «تکنولوژیِ مسلط بر دریا». شخصیتهای اصلی که در نقش افسران و ملوانان ناوچهها ظاهر میشوند، نمونههای بارز انسانی هستند که در عین آگاهی از موازنه نابرابر قدرت نظامی، از فروپاشی روانی در برابر قدرتهای بزرگ جلوگیری میکنند. آنها تیپهایی هستند که «اعتقاد» را به عنوان سلاحی فراتر از توپ و موشک در نظر میگیرند. شخصیت فرمانده در این اثر، نه تنها یک رهبر نظامی، بلکه یک مربی معنوی است که با مدیریت ترس و تبدیل آن به شهادتطلبی، انسجام گروه را در اوج بحران حفظ میکند.
از سوی دیگر، شخصیتهای بخش «زیر عرشه» یا همان غواصان، تجسم عینی «انزوا و وحدت» هستند. این شخصیتها در دنیایی بیصدا و تاریک فعالیت میکنند و برخلاف ملوانان عرشه که با غرش توپها همصدا میشوند، باید با سکوت و تمرکز محض، با مرگ روبرو شوند. این تیپ شخصیتی، نماد ایستادگی در برابر خطرات نامرئی و پنهان است. در مقابل، «دشمن» در این رمان، کمتر به عنوان یک فرد و بیشتر به عنوان یک «نیروی جمعی و ماشینی» (کوسهها) تصویر شده است؛ موجودیتی که قدرت خود را از ابزار و حجم میگیرد، در حالی که قهرمانان ایرانی، قدرت خود را از پیوند با زمین، دریا و مبانی اعتقادیشان استخراج میکنند. این تقابل، هسته اصلی دراماتیک داستان را شکل داده و خواننده را درگیر پرسش از معنای واقعی قدرت میکند.

