«پاپیروسهای شمعون مصری» چگونه تاریخ مقدس را بازخوانی کرد؟

خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، طاهره طهرانی: ادبیات داستانی دینی در سالهای اخیر با آثاری روبهرو بوده که تلاش دارند روایتی تازه از حوادث تاریخی-مقدس ارائه دهند. در این میان، رمان «أوراق شمعون المصری» در فارسی «پاپیروسهای شمعون مصری» نوشته دکتر أسامه عبد الرؤوف الشاذلی، جراح برجسته ارتوپد و نویسنده مصری، توانسته است با تکیه بر فرم روایی اولشخص و نگاهی انسانی به تاریخ، به یکی از پرمخاطبترین آثار ادبیات عرب در سال ۲۰۲۲ تبدیل شود.
أسامه الشاذلی، استاد جراحی ارتوپدی در دانشگاه عین شمس مصر، با انتشار این رمان، نخستین گام خود را در عرصه ادبیات داستانی با موفقیت برداشت. این اثر که در محافل ادبی جهان عرب با عنوان «اوراق شمعون مصری» شناخته میشود، بازتابدهنده دغدغههای نویسنده در تلفیق دانش پزشکی، نگاه تاریخی و پژوهشهای دینی است.
رمان در قالب چهار بخش اصلی، خاطرات شخصیتی به نام «شمعون بن زخاری» (معروف به شمعون مصری) را روایت میکند. شمعون، فردی با تبار دوگانه عبرانی-مصری است که شاهد عینی وقایع بنیاسرائیل پس از خروج از مصر تا دوران سرگردانی در بیابان (تیه) است. نویسنده با بهرهگیری از این زاویه دید، تلاش کرده تا حوادثی نظیر عبور از دریا، طغیان بنیاسرائیل و وفات حضرت موسی (ع) را از قالب متون کلاسیک خارج کرده و به تجربهای دراماتیک و روانشناختی بدل سازد.
نقد تعصب و جستجوی ایمان
یکی از ویژگیهای بارز این رمان، تبدیل مفهوم «تیه» از یک واقعه جغرافیایی به استعارهای وجودی است. الشاذلی در این اثر، «ایمان» را نه یک شعار انتزاعی، بلکه در بستر لغزشها، شکها و ترسهای انسانی به تصویر میکشد. از دیگر درونمایه های کتاب میتوان به این موارد اشاره کرد:
پرسشگری در برابر قومگرایی: راوی با فاصله گرفتن از تعصبات قبیلهای، به نقد برتریجوییهای قومی بنیاسرائیل میپردازد و بر مفاهیمی همچون کرامت انسانی و عدالت تأکید میورزد.
هویت سیال: سفر شمعون به میان قبایل عرب (بنیاسماعیل) و مواجهه با «دیگری»، بستری برای واکاوی هویت انسانی فراتر از مرزهای دینی و جغرافیایی فراهم میکند.
تلفیق تاریخ و تخیل: نویسنده در پیوستهای کتاب، با تفکیک شخصیتهای واقعی و خیالی و ارجاع به منابع دینی و تاریخی، به مخاطب کمک میکند تا مرز میان روایت مستند و برداشت آزاد ادبی را تشخیص دهد.
این رمان به دلیل زبان فصیح و فضای مستند-دراماتیک، نهتنها در محافل نقد ادبی مورد توجه قرار گرفته، بلکه نسخه صوتی آن با صدای هنرمندان برجسته، مخاطبان بسیاری را در جهان عرب جذب کرده است. الشاذلی با «پاپیروسهای شمعون مصری» توانسته است متنی تولید کند که در عین وفاداری به بنمایههای تاریخی، به دغدغههای معاصر پیرامون نژادپرستی، اخلاق دینی و جستجوی حقیقت در جهان پرآشوب پاسخ دهد.
در بخشی از این کتاب میخوانیم:
«از گسترۀ دانش شیخ و منطق سلیم و گویایش انگشت به دهان مانده بودم. همان طور که همچنان بارقه های افسوس و دریغ در سیمایم موج میزد او ادامه داد: «شمعون، قوم تو از پی کشف حقیقت وعدۀ رب که به طور کامل در حق إبراهیم به آن وفا کرد نبودند، بلکه آنان فقط به طمع متاع دنیوی و نهرهای شیر و عسل بود که شیفته و خواهان ارض موعود و مقدس شدند. آنان سودای سلطنت می پروراندند برای همین میثاقشان با خداوند را فراموش کردند! سوگند به خدا که اگر ذره ای خیر در قلب قومت میدید تمامی درها را به رویشان میگشود تا در آن ارض سکونت کنند ولی با این قلبهای ناپاکی که دارند سرگشتگی در بیابانهای برهوت و مرده ریگهای بریان حقشان است تا روزی که قلبهای خود را پالوده و ایمانشان را پاک کنند!»
از شنیدن حرف هایش طوری روحم در گیره سنگین درد فشرده شد که رنگ رخساره ام خبر از سر ضمیرم میداد. برای آنکه دلداری ام دهد دستی به مهر بر شانه ام نهاد و برای زدودن غبار غم از روح و روانم گفت: «شمعون برای موسی شایسته نیست که شریعت، پدرش ابراهیم را زیر پا بگذارد. به هیچ وجه گمان نمیکنم دعوت موسی به انگیزه دست یافتن قوم بنی اسرائیل به ملک و سلطنت، باشد. تنها انگیزه او استوار کردن پایههای شریعت دین حنیف است!»
بار دیگر شگفت زده شدم و گفتم: «دین حنیف …!»
«بله، دین حنیف.»
این را که گفت در آن تاریکی برقی در چشمانش نشست و با لحنی آکنده از وجد و سرور گفت: «دین حنیف یعنی ما پرستنده خدای واحد و خالق سرمدی شویم که «پیش بقای همه پایندگان» و «بیش بقای همۀ آیندگان» است. همان خدایی که حواس یارای درکش را ندارند و هیچ مخلوقی هم با هم تا و هم سایش نیست. خدای قیومی که به همه چیز هستی و قوام میبخشد همان خدایی که نورش روشنی افروز زمین، فروزنده سراج آسمان، منیر آدمیان و کائنات. است همان خدایی که شب و روز ستایشش میکنیم و مردم را به پرستش کرنش و بندگی اش فرا میخوانیم.» با شنیدن سخنان شیخ که لرزه به جانم افتاده بود. شگفت زده از او پرسیدم: «این شریعت شماست!»
«بلکه شریعت پدرمان ابراهیم است و دقیقاً همان چیزی است که پدرمان، آدم، از آن شیث و ادریس و دیگر پیامبرانی که پیش از او آمده اند برایمان به ارمغان آورده اند.»
ترجمه از روح یک ملت به روح ملت دیگر
ترجمه این کتاب را حمیدرضا مهاجرانی انجام داده که به گفته دکتر ریم ابوالخیر، استادیار زبان شناسی دانشگاه عین الشمس مصر، «از روح یک ملت به روح ملت دیگر، و از اعماق حافظه تاریخی به بوستانهای اندیشه و عرفان ایرانی سفر کرده است.»
ترجمه این کتاب نه صرفاً بازگردانی مکانیکی واژگان، بلکه کوششی هنرمندانه برای انتقال لحن، موسیقی کلام و بار عاطفی و مذهبی اثر اصلی است. مترجم با بهرهگیری از وسواس زبانی و انتخاب ترکیبات ادبی فاخر، ساختاری یادآور نثر کلاسیک فارسی را برگزیده است تا بدون ایجاد حس بیگانگی، عمق احساسات شخصیت اصلی را برای مخاطب ایرانی تداعی کند. این دقت در ترجمه، بهویژه در بازآفرینی نجواهای درونی شمعون که میان اعتراف، تردید و مناجاتهای عرفانی در نوسان است، به اوج میرسد؛ بهگونهای که مترجم با حفظ روح شاعرانه و طنز تلخ حاکم بر این مونولوگها، توانسته است لایههای پیچیده روانی و فلسفی شخصیت را با مهارتی درخور تحسین به زبان فارسی منتقل نماید.
علاوه بر ظرافتهای ادبی، این ترجمه از حیث مستندسازی علمی نیز حائز اهمیت است؛ چرا که مترجم با افزودن توضیحات دقیق در پاورقیها، مفاهیم دینی و تاریخی را شفافسازی کرده و ارجاعات ملهم از عهد عتیق و قرآن کریم را به شکلی نظاممند تبیین نموده است. این رویکرد پژوهشمحور، با تشریح اصطلاحات تمدن باستان مصر و شفافسازی نامهای تاریخی، پیوندی عمیق میان متن و مخاطب ایجاد میکند. همچنین، تدوین فهرستی از اماکن و شخصیتهای واقعی توسط مترجم، علاوه بر آنکه به درک بهتر بسترهای جغرافیایی و تاریخی داستان یاری میرساند، بهمثابه پلی میان گذشته و حال عمل کرده و با غنا بخشیدن به اطلاعات فرهنگی خواننده، ارزش علمی و پژوهشی این اثر را دوچندان ساخته است.
رمان «أوراق شمعون المصری» در فارسی «پاپیروسهای شمعون مصری» نوشته دکتر أسامه عبد الرؤوف الشاذلی با ترجمه سید حمیدرضا مهاجرانی در ۶۳۴ صفحه توسط انتشارات امیرکبیر منتشر و عرضه شده است.

