تهدید به قطع درخت مقدس؛ از خشم هرکاری بر میآید؟

به گزارش هنگام هنر به نقل از خبرنگار مهر، نادر ابراهیمی (۱۳۱۵-۱۳۸۷) داستاننویس، مترجم، روزنامهنگار و فیلمساز معاصر ایرانی بود که آثار متعددی در عرصه ادبیات داستانی و ادبیات کودک و نوجوان از خود بر جای گذاشته است. از دیگر آثار شناختهشده او در کنار «آتش بدون دود»، میتوان به داستانهای «یک عاشقانه آرام»، «بار دیگر شهری که دوست میداشتم» و «چهل نامه کوتاه به همسرم» اشاره کرد. او در آثار خویش توجه ویژه به مفاهیم هویت ملی، مبارزات طبقاتی و تحولات تاریخ معاصر دارد.
رمان هفتجلدی «آتش بدون دود» یکی از طولانیترین مجموعههای داستانی در ادبیات معاصر ایران است که انتشار آن از سال ۱۳۵۳ آغاز شد. بستر مکانی این اثر اقلیم ترکمنصحرا است و وقایع آن با تمرکز بر درگیری خونین و تاریخی ۲ قبیله ترکمن، یعنی گوکلان و یموت پایهگذاری میشود. نقطه شروع داستان، ازدواج ساختارشکنانه گالان اوجا و سولماز از این ۲ قبیله متخاصم است که آتش یک کینه قدیمی را شعلهور میکند.
سیر وقایع در جلدهای بعدی از قالب تقابل ایلیاتی خارج شده و با عبور از زمان، ابعاد سیاسی و اجتماعی به خود میگیرد. ابراهیمی در این اثر، روند گذار جامعه سنتی به مدرن، مسئله مبارزات شهری و درگیری کشاورزان با زمینداران را از طریق پیگیری سرنوشت سه نسل از یک خانواده ترکمن گزارش میدهد. این رمان به دلیل گستردگی حوادث، پیش از این منبع اقتباس یک مجموعه تلویزیونی به کارگردانی خود نویسنده نیز بوده است. ایوب آقاخانی نیز از این رمان، یک نمایش رادیویی اقتباس کرده است.
سردبیر، گوینده و کارگردان این اثر ایوب آقاخانی است. نرگس موسیپور افکتور، محمدرضا محتشمی صدابردار و فرشاد آذرنیا تهیهکننده نمایش شنیدنی «آتش بدون دود» هستند.
در هشتمین قسمت از نمایش شنیدنی «آتش بدون دود» به ترتیب اجرا فریبا طاهری، محسن بهرامی، ایوب آقاخانی، بهرام سروری نژاد، بهادر ابراهیمی، نازنین مهیمنی و معصومه عزیزمحمدی حضور دارند.
در این قسمت میشنویم:
آلنی به قبیله باز میگردد و به دیدار پدرش میآید. آلنی تنها اندکی دوا آورده است و به پدرش اطمینان میدهد که میتواند شروع به درمان مردم کند. در همین حال، او میگوید که گاه جنگیدن با مداوا کردن تفاوتی ندارد و تنها با برادران و داماد خانواده نمیتواند در این جنگ پیروز شود.
آلنی به دیدن درخت مقدس صحرا میرود و با آیدین گفتگو میکند. او در آنجا مردم را مخاطب قرار میدهد و از آنها میخواهد تا برای درمان به نزد او بیایند و در چنگ خرافات باقی نمانند. در همین حال آتمیش سراسیمه به دنبال آلنی میآید و به او خبر میدهد که حال آق اویلر بد شده است. آلنی نمیتواند کاری از پیش ببرد و آق اویلر میمیرد.
آلنی از آتمیش میخواهد که برای امورات کفن و دفن به گوکلان بروند و از عمویشان آقشام گلن کمک بگیرند، چراکه کسی در یموت تابوت پدرشان را بلند نخواهد کرد. آلنی حالا در خیال آن است تا درخت مقدس را از ریشه قطع کند. آق اویلر نیز در گومیشان با احترام دفن میشود. دشمنان اوجاها اما، خون آتمیش را میریزند و او را تشنه به قتل میرسانند.
آلنی حالا در خشم غوطهور شده است، او به مارال میگوید که از دست خشم کارهای بسیاری بر میآید. آلنی به پای درخت میرود و در آنجا به مادری که شفای فرزندش را از درخت میخواهد، میگوید که بگذارد سلامت فرزندش را او تامین کند و از آیدین نترسد. آلنی با آیدین مواجه میشود و او را تهدید میکند که درخت مقدس را از ریشه قطع میکند.
مادر پای درخت، شبانه فرزندش را هراسان به نزد آلنی میآورد، آلنی نیز او را درمان و مادر را برای مداوای او راهنمایی میکند.
آیا آلنی واقعا درخت مقدس را خواهد برید؟ آیدین در برابر این تهدید چه خواهد کرد؟ و آیا آلنی از انتقام خون برادرش میگذرد؟
باهم هشتمین قسمت از نمایش شنیدنی «آتش بدون دود» را با مدت زمان ۲۶ دقیقه و ۴۴ ثانیه میشنویم.

