فرهنگ و ادبیات

برای ساختن مغزهای متفکر کشور، مدیریت و اقتصاد را به شریف آوردیم

* پس از بازگشایی دانشگاه‌ها، چه تغییراتی در دانشکده ایجاد شد و روند راه‌اندازی گرایش‌های جدید مهندسی صنایع به چه شکل پیش رفت؟

پس از بازگشایی دانشگاه‌ها، ساختار دانشگاه صنعتی اصفهان مجدداً به شکل ساختارهای سنتی دانشگاهی، یعنی دانشکده‌های عمران، مکانیک، برق و… تغییر یافت. ما در دانشکده مهندسی سیستم‌ها، رشته مهندسی صنایع را در مقطع کارشناسی راه‌اندازی کردیم تا در کنار کارشناسی ارشد مهندسی سیستم‌های اقتصادی‌اجتماعی بعد از باز شدن دانشگاه‌ها فعال شود. دروس دوره کارشناسی ارش مهندسی سیستم‌ها دیگر صرفاً مباحث عام علوم انسانی نبود، بلکه گرایش‌های تخصصی از جمله گرایش اقتصاد، گرایش برنامه‌ریزی حمل‌ونقل و گرایش تحقیق در عملیات را در بر می‌گرفت. در این دوره‌ها استادان بسیار برجسته‌ای که عمدتاً بورسیه‌های پیشین دانشگاه صنعتی شریف بودند، تدریس می‌کردند.

بنده از سال ۱۳۶۲ تا ۱۳۶۵ در اصفهان حضور داشتم. در این مدت برای ارائه مشاوره به وزارتخانه‌ها و سازمان‌های گوناگون مدام به تهران رفت‌وآمد می‌کردم؛ علاوه بر این، فرزندانم به مقاطع دبیرستان و راهنمایی رسیده بودند و برای تحصیل در مدارس بهتر، تمایل داشتیم به تهران نقل مکان کنیم.

*آمدید به تهران؟

سرانجام در سال ۱۳۶۵ به دانشگاه صنعتی شریف در تهران منتقل شدم و به دانشکده مهندسی صنایع پیوستم. در سال‌های ۱۳۶۵ و ۱۳۶۶ به مدت یک سال به فرصت مطالعاتی رفتم. پس از بازگشت، در دانشکده صنایع دوره‌ای غیر رسمی تحت عنوان «مهندسی سیستم‌ها» برای ارتقای توان علمی کارکنان سازمان‌های دولتی راه‌اندازی کردیم. این دوره بدون کنکور سراسری و با شیوه ارزشیابی متقاضیان برگزار می‌شد؛ متقاضیانی از وزارت نیرو، بنیاد مستضعفان و نهادهای گوناگون با پرداخت شهریه به‌صورت آموزش ضمن‌خدمت در آن شرکت می‌کردند و ما عموماً مباحث نوین مدیریتی را به آنان آموزش می‌دادیم. این دوره غیررسمی با استقبال روبه‌رو شد و مبنایی قرار گرفت تا بعدها دوره رسمی کارشناسی ارشد «مهندسی سیستم‌ها» تصویب شود که هم‌اکنون نیز در دانشکده صنایع تدریس می‌گردد.

این فعالیت‌ها ادامه داشت تا سال ۱۳۶۸؛ در آن سال آقای مسعود روغنی زنجانی، رئیس وقت سازمان برنامه و بودجه، از من دعوت کردند و گفتند: «اقدامی که در اصفهان انجام دادید و نیروهایی که در آنجا تربیت کردید، بسیار اثرگذار و مفید بوده است؛ بیایید نظیر همین کار را در تهران به راه بیندازید. پیش از انقلاب نهادی تحت عنوان مؤسسه عالی پژوهش در برنامه‌ریزی وجود داشته است که تعطیل شده بود؛ موسسه را احیا و همان دوره‌ها را در تهران در موسسه ارائه دهید.» من نیز پذیرفتم.

*چرا پذیرفتید؟

زیرا همواره نیت ما از بازگشت به کشور خدمت و انجام کارهای بنیادین و سودمند بود و می‌دانستم چنین اقدامی برای کشور یک ضرورت حیاتی است. کار را در سازمان برنامه، ابتدا با یک اتاق و یک منشی (خانم قاسمی) استارت زدم تا زمینه‌های شکل‌گیری مؤسسه فراهم شود و در گام بعد، اقدام به جذب کادر علمی و اجرایی کردم.

* چرا همان الگوی دانشگاه صنعتی اصفهان را مستقیماً در دانشکده صنایع دانشگاه صنعتی شریف پیاده نکردید؟

این موضوع دو علت عمده داشت: نخست اینکه آقای زنجانی تمایل داشتند تشکیلاتی مستقل و متصل به سازمان برنامه و بودجه باشد که علاوه بر آموزش، بازوی تحقیقاتی سازمان نیز به شمار رود. دوم آنکه اگر قرار بود این طرح در دانشگاه صنعتی شریف اجرایی شود، مستلزم طی تشریفات اداری و تصویب در ارکان دانشگاه شریف بود؛ رئیس دانشگاه به‌تنهایی نمی‌تواند دستور تأسیس یک دانشکده مستقل را صادر کند، در حالی که در سازمان برنامه امکان تأسیس چنین ساختار پژوهشی و آموزشی فراهم بود.

ابتدا در یکی از ساختمان‌های سازمان برنامه در خیابان فردوسی، که ساختمانی مسکونی و مصادره‌ای بود، مستقر شدیم؛ اما آن فضا به‌هیچ‌وجه برای توسعه فعالیت‌ها کافی نبود. در نتیجه از آقای مهندس ترکان پیگیر مکانی مناسب‌تر شدیم. آقای ترکان مرا به آقای منطقی معرفی کردند. آقای منطقی که در آن زمان مسئولیت صنایع هوافضای سپاه را بر عهده داشتند و خود از دانش‌آموختگان شریف بودند، با ما همکاری بسیار خوبی داشتند. آقای ترکان احتمالاً صحبتی با ایشان کرده بودند؛ با این حال پذیرش سریع ایشان مرا شگفت‌زده کرد؛ ملکی متعلق به سپاه در شمال تهران در اختیار ما گذاشته شد که باغی بسیار بزرگ، مصفا و مشجر در بالای کاخ نیاوران بود. مجموعه‌ای وسیع و عالی که تبدیل به مقر «مؤسسه عالی پژوهش در برنامه‌ریزی و توسعه» شد. نیروهایی که در اصفهان با ما همراهی داشتند و مایل به انتقال به تهران بودند، به این مجموعه پیوستند و کادرهای پژوهشی و آموزشی جدیدی نیز جذب شدند.

* مهم‌ترین پروژه‌های مطالعاتی که در ابتدای فعالیت مؤسسه نیاوران کلید خورد چه عناوینی داشتند؟

در آنجا هم فعالیت‌های آموزشی و هم همکاری‌های پژوهشی عمده‌ای آغاز شد. یکی از پژوهش‌های شاخص ما، مطالعه جامع پیرامون شبکه حمل‌ونقل کشور بود؛ با این هدف که چگونگی تکمیل و بهینه‌سازی شبکه به منظور افزایش راندمان ترابری کشور طراحی شود.

پروژه مهم و برجسته دیگری که تعریف کردیم، بررسی «موانع توسعه در ایران» بود. برای بررسی همه‌جانبه این مسئله، کمیته‌های تخصصی چندگانه‌ای تشکیل دادیم تا موانع توسعه را از دیدگاه‌های گوناگون از جمله سیاست‌های اقتصادی، جامعه‌شناسی، علوم سیاسی و فقه مورد واکاوی قرار دهند. اعضای این کمیته‌ها در جلسات منظم به بحث می‌نشستند تا موانع ساختاری توسعه کشور را از منظر دانش تخصصی خود صورت‌بندی کنند.

* ترکیب اعضای این کمیته‌های تخصصی چطور بود؟

اعضای این کمیته‌ها چهره‌های بسیار شاخص و پیشرویی بودند. برای نمونه، در کمیته فقه افرادی چون آیت‌الله دکتر مصطفی محقق داماد، آقای دکتر عبدالکریم سروش و آقای محمد مجتهد شبستری حضور داشتند؛ شخصیت‌های نواندیشی که هنوز هم تفکراتشان در جامعه مطرح است. حتی یادم هست دکتر محقق داماد بعدها همیشه با نیکی از آن مباحث و عمق گفت‌وگوهای آن جلسات یاد می‌کرد.

در کمیته جامعه‌شناسی، اساتیدی نظیر دکتر مسعود چلبی و در کمیته علوم سیاسی صاحب‌نظرانی چون دکتر حسین بشیریه و چند تن از همفکرانشان حضور داشتند. دیدگاه‌ها و نتایج پژوهشی این کمیته‌ها در یک مجموعه مفصل گردآوری شد؛ اما متأسفانه در آن زمان به چاپ عمومی نرسید و نسخه‌ای از آن نیز هم‌اکنون نزد من نیست؛ گمان می‌کنم در سازمان برنامه و نزد آقای زنجانی باقی ماند یا بایگانی شد.

* چشم‌انداز غایی شما برای آینده آن مؤسسه چه بود و ارزیابی‌تان از ظرفیت‌های کشور در آن مقطع و دوران کنونی برای پذیرش چنین اتاق فکرهایی چیست؟

آرمان و ایده بنیادینی که در ذهن داشتم و متأسفانه به دلایلی محقق نشد، این بود که مؤسسه نیاوران تبدیل به یک اندیشکده و مرکز استراتژیک کلان برای جمهوری اسلامی ایران شود؛ جایی که ۱۵۰ تا ۱۸۰ نفر از نخبگان فارغ‌التحصیل مقطع دکتری از برترین دانشگاه‌های جهان مستقر شوند و منحصراً بر این مسئله تمرکز کنند که برای حرکت رو به جلو و حل مسائل اساسی کشور چه اقداماتی باید سامان یابد.

البته در تحلیل واقع‌بینانه معتقدم ساختار کشور در آن مقطع کشش پذیرش چنین کانونی را نداشت. برای استقرار و بازدهی افرادی که در دانشگاه‌های معتبر بین‌المللی تحصیل کرده‌اند، پیش از هر چیز باید یک حاشیه امن فکری و حرفه‌ای پایدار فراهم کرد تا با اتهامات و بهانه‌های واهی روبه‌رو نشوند و به خروجی نظراتشان شک و تردید بی‌مورد وارد نگردد.

* آیا امروز بستر و ظرفیت لازم برای تحقق چنین ایده‌ای در کشور فراهم شده است؟

به باور من، هنوز هم دشوار است و همچنان مقاومت‌هایی احساس می‌شود؛ اما با وجود این دشواری‌ها، شرایط نسبت به گذشته تغییر کرده است. امروزه جمعیت دانش‌آموختگان متخصص و افراد صاحب‌نظر در این حوزه‌ها به‌مراتب بیشتر شده و از سوی دیگر، کشور در اثر آزمون و خطاها به این تجربه دست یافته که پاره‌ای از سیاست‌ها و رویکردهای پیشین کارآمد نبوده و پاسخ نداده است. سی سال قبل اگر می‌گفتید فلان سیاست نادرست است، پذیرفته نمی‌شد؛ اما پس از گذشت سه تا چهار دهه، در اثر مواجهه با نتایج، بستر ادراک و پذیرش خطاهای سیاستی در جامعه و حاکمیت مساعدتر از گذشته است.

* برای تأسیس دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف، از چه سازوکاری برای جذب استادان و تأمین منابع درسی به‌روز بهره بردید؟

یکی از سیاست‌های بنیادین ما از آغاز این بود که استعدادهای برتر را جذب رشته مدیریت و اقتصاد کنیم و با کتاب‌های و منابع روز دنیا با کیفیت به آنها آموزش دهیم. سه هدف از تاسیس دانشکده مورد توجه بود. اول ارائه دروس اختیاری در رشته های مدیریت و اقتصاد به دانشجویان دوره کارشناسی در دانشگاه صنعتی شریف. آشنائی آنها با این رشته ها اولا” برایشان بعد از فارغ التحصیلی به عنوان مهندس و کارشناس مفید بود. ثانیا” آنها با آشنائی به این رشته ها و اهمیت آنها برای ادامه تحصیل جذب این رشته ها میشدند و ما موفق میشدیم استعدادهای برجسته ای وارد این رشته ها کنیم. باورمان این بود که دو رشته مزبور بسیار مهم هستند و با استعدادهای برجسته میتوان در آنها تحول ایجاد کرد. هدف دوم تربیت نیرو در این رشته ها برای صنایع و سازمان های کشور بود. هدف سوم آن بود که عده ای از دانشجویان بعد از دوره کارشناسی ارشد ادامه تحصیل بدهند و اعضای هیئت علمی با کیفیت برای این رشته ها در آینده تامین شود. مجوزهای دانشکده را با تکیه بر چنین اهدافی اخذ کردیم. از نظر کادر هیئت علمی، بخشی از دانشجویان مقاطع پیشین در اصفهان و دانشکده مهندسی صنایع دانشگاه صنعتی شریف را که مدرک دکتری خود را گرفته بودند، جذب کردیم.

* استقرار فیزیکی و احداث ساختمان اختصاصی دانشکده با چه حمایت‌هایی محقق شد؟

در ابتدا با مشکل جدی کمبود فضا روبه‌رو بودیم. دانشکده را در ساختمان اداری دانشگاه شریف در خیابان آزادی، در یک طبقه و با چهار یا پنج اتاق شروع کردیم. اما برای احداث ساختمانی مستقل، نزد مهندس ترکان که در آن مقطع ریاست سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران (ایدرو) را عهده‌دار بودند، رفتم و نیاز مبرم کشور به آموزش‌های نوین مدیریت و اقتصاد را توضیح دادم. ایشان نیز از این ایده استقبال کردند.

قرار شد دانشگاه زمین را اختصاص دهد و سازمان گسترش احداث بنا را متقبل شود (که لوح یادبود این اقدام نیز اکنون در ورودی ساختمان نصب است). هنگام طراحی تأکید کردم که سازه باید به‌گونه‌ای اجرا شود که دست‌کم قابلیت افزودن دو طبقه دیگر را داشته باشد و پشت آن نیز سالن آمفی‌تئاتر پیش‌بینی شود. طراحی بنا را به یک معمار تحصیل کرده روس سپردند و پروژه با کیفیتی قابل قبول ظرف مدت یک سال ساخته شد.

در سال ۱۳۷۸، پیش از تکمیل ساختمان جدید، پذیرش دانشجو را در همان اتاق‌های اداری در رشته مدیریت اجرائی آغاز کردیم و سال ۱۳۷۹ به ساختمان جدید نقل مکان نمودیم. علت آغاز دوره در سال ۱۳۷۸ با دوره مدیریت اجرائی این بود که هنوز دوره MBA از دوره های مصوب وزارت علوم نبود، ولی رشته «مدیریت اجرایی» مصوبه داشت. بنابراین کار را با عنوان مدیریت اجرایی کلید زدیم و هم‌زمان با آغاز آن دوره برنامه درسی جامع دوره MBA را تدوین و در سال ۱۳۷۸ به تصویب وزارت علوم رساندیم. سپس به دانشجویان دوره نخست اعلام کردیم که در صورت تمایل می‌توانند تغییر رشته دهند؛ بدین‌ترتیب همگی تغییر رشته دادند و از سال دوم در سال ۱۳۷۹، دانشجوی رسمی MBA شدند. از سال ۱۳۷۹ نیز پذیرش مستقیم در مقطع MBA آغاز شد. در واقع با تمهیدات و انعطاف‌پذیری‌های اجرایی، مانع از هدررفت زمان شدیم.

* تجهیز کتابخانه تخصصی، ادوات دفتری و سامانه‌های رایانه‌ای دانشکده با همکاری چه نهادهایی صورت گرفت؟

با توجه به گرانی منابع علمی خارجی و هزینه‌های ارزی، نزد مهندس بیژن زنگنه، وزیر وقت نفت، رفتم و تقاضای مساعدت کردم. ایشان نیز با درک اهمیت موضوع، هماهنگ کردند تا فهرست کتاب‌ها و نشریات تخصصی مورد نیاز اساتید از طریق دفتر نمایندگی وزارت نفت در لندن خریداری و ارسال شود؛ بدین ترتیب کتابخانه دانشکده با به روزآمدترین منابع تجهیز شد.

برای طراحی فضای داخلی اتاق‌ها و چیدمان میز و صندلی‌ها از تجاربآقای مهندس کیائی مدیر مشاوران ره شهر که از دوستان بود بهره گرفتیم. سپس نزد مهندس ملاکی، مدیرعامل وقت شرکت توانیر، رفتم و با حمایت کامل شرکت توانیر ساخت ادوات چوبی و میز و صندلی‌ها را از طریق کارگاهی وابسته به صداوسیما (سیما چوب) به انجام رساندیم. در حوزه رایانه‌ها نیز با پیگیری‌های انجام‌شده، با حمایت آقای جراحی از شرکت ایزیران تجهیزات اداری و کامپیوترها تأمین شد و در نتیجه، دانشکده با تجهیز کامل آماده بهره‌برداری گردید.

* اضافه شدن گروه اقتصاد به دانشکده چگونه بود؟

پس از راه‌اندازی گروه مدیریت، با پیوستن دکتر مسعود نیلی به دانشکده، رشته اقتصاد نیز فعال شد. ایشان با همراهی چهره‌هایی چون دکتر درگاهی (از اعضای هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی و از فارغ التحصیلان دوره کارشناسی ارشد مهندسی سیستم های دانشگاه صنعتی اصفهان) اقدام به جذب استادان توانمند کردند. دکتر نیلی انصافاً تلاش و انرژی بسیار زیادی برای پایه‌گذاری و تقویت گروه اقتصاد صرف کردند.

* استقبال داوطلبان از دوره‌های این دانشکده چطور بود؟

دانشکده خیلی زود جایگاه خود را در سطح کشور پیدا کرد و میزان استقبال داوطلبان فراتر از انتظار بود؛ به‌گونه‌ای که برای حدود ۵۰ نفر ظرفیت پذیرش در سال‌های ۱۳۷۹ و ۱۳۸۰، حدود پانزده هزار متقاضی در آزمون ورودی به رقابت پرداختند و بخش عمده پذیرفته‌شدگان را فارغ‌التحصیلان برتر دانشگاه شریف و سایر دانشگاه‌های تراز اول کشور تشکیل می‌دادند. دانش‌آموختگان این دانشکده منشأ اثرات مثبت بزرگی شدند. اکنون این جریان به مرحله‌ای رسیده که خود را بازتولید می‌کند؛ شماری از دانش‌آموختگان پس از ادامه تحصیل در مقاطع عالی در خارج از کشور به کشور بازگشته و عضو هیئت علمی شده‌اند، گروهی در دانشگاه‌های معتبر خارجی تدریس می‌کنند و بخش قابل‌توجهی از آنان نیز در سازمان‌ها و نهادهای اقتصادی کشور نقشی کارآمد و مؤثر ایفا می‌نمایند.

* وضعیت ماندگاری فارغ‌التحصیلان دانشکده مدیریت و اقتصاد شریف در کشور نسبت به سایر رشته‌های مهندسی چگونه بوده است؟

زمانی که آمار گرفتیم، مشخص شد حدود ۶۵ درصد از فارغ‌التحصیلان دانشکده ما در ایران مانده بودند؛ در حالی که در همان مقطع، نزدیک به ۹۵ درصد از هم‌دوره‌ای‌های آنان در دانشکده‌های مهندسی مهاجرت کرده بودند. علت ماندگاری فارغ‌التحصیلان ما این بود که زمینه اثرگذاری برایشان فراهم بود؛ کشور به تخصص آنها نیاز داشت و وقتی می‌دیدند می‌توانند خلاءهای موجود را پر کنند و آموخته‌هایشان را به کار ببندند، ماندن را ترجیح می‌دادند. در دنیا پذیرش دوره MBA عمدتاً در مقطع کارشناسی ارشد انجام می‌شود و داوطلبانی از رشته‌های مهندسی و فنی جذب می‌شوند تا دید فناورانه نیز داشته باشند. در رشته اقتصاد علاوه بر کارشناسی ارشد، اکنون حدود دو سال است دوره کارشناسی را نیز دایر کرده‌ایم؛ زیرا مدارس برتر کشور به اهمیت اقتصاد پی برده‌اند و زمینه برای جذب نخبگان در مقطع پایه فراهم شده است. با این حال در دوره MBA ترجیح بر این است که افراد ابتدا یک مقطع کارشناسی را بگذرانند تا با پختگی بیشتری وارد مباحث مدیریتی شوند.

* دانشکده هم‌اکنون چه رشته‌ها و مقاطعی را در بر می‌گیرد و گروه سیاست‌گذاری عمومی با چه رویکردی شکل گرفت؟

دانشکده با وجود ابعاد فیزیکی محدود، اثرگذاری بالایی در تحلیل‌ها و سیاست‌های اقتصادی کشور دارد و امسال حتی رتبه‌های برتر المپیاد دانش آموزی در رشته اقتصاد جذب این مجموعه شدند. ساختار آموزشی ما شامل سه حوزه است: اقتصاد مدیریت کلان اقتصاد را دنبال می‌کند، MBA به مدیریت بنگاه‌ها می‌پردازد، و برای پر کردن حلقه میانی، گروه «سیاست‌گذاری عمومی» را راه‌اندازی کردیم تا مدیریت بخش‌های تخصصی نظیر انرژی، آموزش و پرورش، بهداشت و آموزش عالی سامان یابد. این رشته ابتدا با عنوان سیاست‌گذاری علم و فناوری آغاز شد و سپس به سیاست‌گذاری عمومی گسترش می یابد. اکنون دانشکده در سه گروه اقتصاد، مدیریت و سیاست‌گذاری دارای دوره‌های کارشناسی ارشد و دکتری است و دانش‌آموختگان مقطع دکتری نیز فارغ‌التحصیل شده‌اند.

* انگیزه و فرآیند تأسیس «انجمن فارغ‌التحصیلان دانشگاه صنعتی شریف» و نقش شما در آن چه بود؟

اوایل دهه ۱۳۷۰ در دوره ریاست آقای دکتر صالحی بر دانشگاه، دفتری برای ارتباط با فارغ‌التحصیلان وجود داشت که مدیریت آن بر عهده آقای مهندس مقدسیان بود. ایده تأسیس یک تشکل منسجم مطرح شد و هیئت‌مدیره اولیه‌ای با حضور بنده و چهره‌هایی چون آقای مهندس شافعی، مهندس ترکان، مهندس حاج رسولیها، مهندس عطریانفر شکل گرفت و آقای شافعی دبیرکل شد. در سال های اولیه انتقادی مطرح بود که ارکان انجمن انتصابی هستند؛ به همین دلیل اساسنامه بازنگری شد تا انتخاب ارکان دموکراتیک شود. پس از آقای شافعی و تغییر اساسنامه، بنده به مدت ۱۱ سال مسئولیت دبیرکلی انجمن فارغ‌التحصیلان را بر عهده داشتم و به کمک همکاران، ساختار تشکیلاتی، پایگاه داده و نظام ارتباطی پایداری برای فارغ‌التحصیلان دانشگاه بنا نهادیم. پس از تثبیت مجموعه نیز کناره‌گیری کردم تا فضا برای دیگران جهت اداره انجمن فراهم باشد.

این را هم بگویم که یکی از چالش‌های بنیادین دانشگاه‌های کشور، فقر منابع مالی و ناتوانی اعتبارات دولتی در تأمین معیشت اساتید، تجهیز آزمایشگاه‌ها و بازسازی خوابگاه‌هاست. حقوق دانشگاهی کفاف هزینه‌های اساتید جوانی را که از خارج برمی‌گردند نمی‌دهد و دولت نیز به دلیل گسترش نامتناسب آموزش عالی و کمبود منابعش توان حمایت مکفی را ندارد. سال ۱۳۸۱ ایده راه‌اندازی بنیاد حامیان مطرح شد؛ در آغاز تشکلی به نام بنیاد شریف با حضور جمعی از فعالان اقتصادی شکل گرفت، اما ساختار آن به سمت بنگاه‌داری و تأسیس شرکت سوق یافت که با اهداف دانشگاه همخوانی نداشت و مشکلاتی ایجاد کرد.

به همین دلیل حدود سال‌های ۱۳۹۷ و ۱۳۹۸، پیش از همه‌گیری کرونا، «بنیاد حامیان عام‌المنفعه دانشگاه صنعتی شریف» را همراه با جمعی از خیرین و اساتید نظیر آقای دکتر مصلانژاد، مهندس بهاری و سایر همکاران پایه‌گذاری کردیم. هدف این بنیاد جذب منابع مردمی و کمک‌های خیریه برای نوسازی خوابگاه‌ها، مسکن اساتید و اعطای بورس تحصیلی به دانشجویان، و همچنین ایجاد صندوق‌های سرمایه‌گذاری وقفی پایدار است تا دانشگاه از سود این صندوق‌ها منتفع شود. ارتباط وثیق میان انجمن فارغ‌التحصیلان و بنیاد حامیان، موجب موفقیت این حرکت هستند.

من در سال ۱۳۹۹ به افتخار بازنشستگی نائل شدم، اما همچنان عضو هیئت مدیره بنیاد حامیان هستم و در قالب‌های مشورتی و دانشگاهی در خدمت دانشکده و انجمن می باشم.

* در طول دهه‌های گذشته، پیشبرد این اهداف آموزشی و توسعه رشته‌های مدیریت و اقتصاد در بستر دانشگاه صنعتی با چه موانعی روبه‌رو بود؟

زمانی که از دوره دکتری در آمریکا بازگشتم، چشم‌انداز و مأموریت روشنی داشتم؛ اینکه رشته‌های مدیریت و اقتصاد را در ایران ارتقا دهم و ظرفیت نخبگانی کشور را به این سمت هدایت کنم. از دانشگاه صنعتی اصفهان تا مؤسسه نیاوران و سپس دانشکده مدیریت و اقتصاد شریف، همواره این خط فکری دنبال شد. متأسفانه مسئولان کشور چنان‌که باید اهمیت استراتژیک این علوم را درک نمی کردند؛ در نتیجه ما هر گام را با پیگیری فراوان و مواجهه با مخالفت‌های متعدد اداری و دانشگاهی پیش بردیم. در داخل دانشگاه نیز مخالفت‌هایی با ایجاد این دانشکده وجود داشت، اما ما با اصرار بر این ضرورت ایستادگی کردیم؛ زیرا می‌دانستیم اگر استعدادهای برتر کنکور وارد این حوزه‌ها شوند، به مغزهای متفکر کشور بدل خواهند شد. امروز فارغ‌التحصیلان ما نه‌تنها در داخل کشور منشأ تحول و تحسین مدیران اجرایی هستند، بلکه آن دسته از دانش‌آموختگانی که برای ادامه تحصیل به دانشگاه‌های تراز اول دنیا مانند MIT، استنفورد، شیکاگو و مدرسه اقتصاد لندن (LSE) رفته‌اند، مدارج علمی عالی را طی کرده و به عضویت هیئت علمی همان دانشگاه‌ها درآمده‌اند. اگر این نگاه بنیادین حاکم نبود، سیاست‌گذاری‌های غیرکارشناسی مانند طرح‌های خسارت‌بار تثبیت قیمت‌ها در بخش انرژی بازتولید می‌شد.

* این انگیزه و تعهد بنیادین برای تغییر مسیر از مهندسی مکانیک به حوزه مدیریت، نخستین بار چگونه در شما شکل گرفت؟

زمانی که در مقطع کارشناسی مهندسی مکانیک رتبه اول شدم، قاعدتاً انتظار می‌رفت همان رشته را ادامه دهم. اما در همان دوران به این جمع‌بندی رسیدم که اثرگذاری اجتماعی مهندسی مکانیک به طراحی و بهینه‌سازی یک قطعه یا دستگاه خلاصه می‌شود، در حالی که علم مدیریت می‌تواند زمینه کار، اشتغال و سازمان‌دهی هزاران انسان را فراهم سازد و دامنه اثرگذاری اجتماعی به‌مراتب وسیع‌تری داشته باشد. در آن مقطع وقتی به مرحوم دکتر گیرگوریان، از استادان دلسوز ما که مربی ورزش نیز بودند، گفتم میخواهم در رشته مدیریت ادامه تحصیل بدهم ایشان گفتند: «تو برو درس بخوان، هر چه علاقه داری بخوان!» و مرا به گام نهادن در این مسیر تشویق کردند.

منبع

اخبار مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا