نمایش

محمد کاسبی با هنرش کاسبی نکرد؛ کاش قدرمان را بعد از مرگ ندانند!

به گزارش هنگام هنر به نقل از خبرنگار مهر، آئین بزرگداشت محمد کاسبی با عنوان «خوش غیرت» عصر امروز ۲۱ مهر در حوزه هنری انقلاب اسلامی برگزار شد.

از حاضران در این برنامه می‌توان به حجت‌الاسلام محمد قمی رئیس سازمان تبلیغات اسلامی، محمدمهدی دادمان رئیس حوزه هنری انقلاب اسلامی، علی منتظری مدیر جهاد دانشگاهی، مجید زین‌العابدین مشاور رئیس صدا و سیما، امیرحسین شفیعی مدیر مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری انقلاب اسلامی، علی شاه‌حاتمی، فرهاد قائمیان، شهریار بحرانی، تاجبخش فنائیان، رضا بنفشه‌خواه، رضا ایرانمنش، حسام‌الدین سراج و … اشاره کرد.

مراسم پس از تلاوت آیاتی از قرآن کریم و پخش سرود ملی جمهوری اسلامی ایران آغاز شد.

در ادامه کلیپی با موضوع سوگ رهبر شهید پخش شد.

سپس کلیپی دیگر از اهدایی چفیه رهبر شهید به محمد کاسبی در بیمارستان، برای حضار به نمایش درآمد.

اجرای این برنامه را حسین قاسمی عهده‌دار بود.

محمد کاسبی نمرده است!

مریم سعادت با دعوت مجری روی صحنه حاضر شد تا خاطراتی را برای حضار ذکر کند. وی بیان کرد: یک هنرمند بزرگ نمی‌میرد و نباید گفت مرحوم. آنها هستند و حضور دارند. به اعتقاد من آقای کاسبی از آن دسته همکارانی هستند که همچنان حضور دارند. زمانی که در سریال «خوش رکاب» همکار بودیم؛ ایشان من را «سعادت» خطاب می‌کردند.

یلدا کاسبی، دختر مرحوم محمد کاسبی سخنران بعدی این رویداد بود، وی با حضور پشت تریبون متنی را درباره پدرش برای حضار قرائت کرد.

او در زندگی هم «خوش غیرت» بود

در ادامه مجید زین‌العابدین مشاور رئیس سازمان صدا و سیما، مطرح کرد: من این سوال را مطرح می‌کنم؛ چرا «خوش غیرت»؟ محمد کاسبی چیزی حدود ۲۰۰ عنوان فعالیت در عرصه‌های مختلف سینما، تلویزیون و تئاتر داشته است. برای آنهایی که ۴۰-۵۰ سال سابقه همکاری با او را داشتند، پاسخ این پرسش واضح است. اما برای جوان‌ترها شاید مجهول باشد. محمد کاسبی تنها «خوش غیرت» را بازی نکرد، بلکه زندگی کرد. او در زندگی، هنر و اعتقادات هم «خوش غیرت» بود. او همیشه می‌گفت، بچه ته خیابون ری کجا، مقام معظم رهبری و امام و سردار سلیمانی کجا؟ محمد کاسبی هیچ‌وقت با هنرش کاسبی نکرد.

وی افزود: حیف است که از محمد کاسبی بگوییم و از خوش غیرتی خودش و خانواده‌اش نگوییم. او خانواده خود را در واپسین روزهای زندگی خود که در بستر بیماری بود، فرشته‌های موکل خود می‌دانست. کاسبی تا آخرین روز عمر خود دغدغه هنر داشت و به معنای واقعی کلمه از باسوادترین هنرمندهای سرزمین‌مان بود.

احساس می‌کنم پنجمین سال درگذشت کاسبی است

پس از زین‌العابدین، علی شاه‌حاتمی روی صحنه حاضر شد و تصریح کرد: من احساس می‌کنم که امروز پنجمین سال درگذشت محمد کاسبی است. زیرا بر این باورم که هنرمندان زمانی از دنیا می‌روند که تنها می‌شوند و بستری و مجالی برای حضور در عرصه هنری خود را پیدا نمی‌کنند. من زمانی که «خوش رکاب» را می‌ساختم، فیلمنامه‌ای نداشتم. وقتی از محمد کاسبی دعوت کردم که در این سریال ایفای نقش کند؛ مقابل دیدگانم عجایبی شکل گرفت. محمد کاسبی بازی نمی‌کرد، اگر مبنا بازیگری باشد، محمد کاسبی بدترین بازیگر سینما و تلویزیون بود. او هر نقشی را زندگی می‌کرد و آنقدر از خود به آن کاراکتر می‌بخشید که خود آن شخصیت زنده می‌شد.

وی افزود: من وقتی از نقش برای او می‌گفتم، او واقعا پیش از آغاز فیلمبرداری با کامیون صحبت می‌کرد و گریه می‌کرد. همین موارد باعث شد که من مواردی را در فیلمنامه بر مبنای همین تعاملات حسی محمد کاسبی با کامیون اضافه کنم. محمد کاسبی تنها هنرمند سینمای ایران بود که واقعا اشکش دم مشکش بود و کافی بود پیش از آغاز هر سکانسی که نیاز به گریه داشت، نام امیرالمومنین را به زبان بیاورید و او گریه‌اش می‌گرفت. فکر می‌کنم حوزه هنری انقلاب اسلامی کمترین کاری که می‌تواند انجام دهد این است که نام تماشاخانه مهر را به نام محمد کاسبی تغییر دهد.

در ادامه کلیپی دیگر با مضمون نظرات هنرمندان مختلف در مورد کاسبی، پخش شد.

جایزه‌ای با نام محمد کاسبی طراحی شود

فرهاد قائمیان نیز از سخنرانان این بزرگداشت بود، قائمیان ضمن خوشامدگویی به حضار عنوان کرد: من ۹ ماه در محضر آقای محمد کاسبی در یزد بودم. چیزی که در این ۹ ماه یاد گرفتم، قبل از هرچیز اخلاق هنری و اخلاق اجتماعی بود. اینکه در این رشته، چگونه و کجا بایستم. فکر می‌کنم تمام عمر محمد کاسبی در آن ۹ ماه خلاصه شده بود. هیچوقت فراموش نمی‌کنم که ایشان چگونه بازیگر نقش مقابل خود را بدون چشم‌داشت هدایت می‌کردند. روزی که بنا بود من مقابل وی بازی کنم، بی‌اغراق پاهایم می‌لرزید. من نیز تقاضا دارم جایزه‌ای به نام محمد کاسبی از طریق حوزه هنری اهدا شود.

وی در ادامه به ارائه خاطراتی دیگر از محمد کاسبی پرداخت.

چالش‌های «مریم مقدس» چه بود؟

شهریار بحرانی پس از قائمیان، مطرح کرد: من چندین پروژه در فضاها و ژانرهای مختلف با محمد کاسبی کار کردم. در سریال «مریم مقدس» نقش مدنظر برای ایشان، نقش عجیبی بود. کار آقای کاسبی کار سختی بود، زیرا ایشان بعد از گریم شدن امکان خوردن چیزی نداشتند، زیرا گریم ایشان دچار مشکل می‌شد. با همه این چالش‌ها ایشان خیلی خوب جلوی دوربین ظاهر می‌شدند. رتبه بازیگری او خیلی بالا بود و چشم‌های توانمندی در جلوی دوربین داشت.

دوستی که قدمتی طولانی دارد؛ او عاشق بود

تاجبخش فنائیان سخنران بعدی این آئین بزرگداشت بود، وی با اشاره به قدمت طولانی دوستی وی با محمد کاسبی، توضیح داد: قدمت دوستی من با محمد کاسبی از دانشکده هنرهای دراماتیک در پیش از انقلاب آغاز می‌شود. آقای داوود دانشور نمایشی قصد داشت متنی را از شهید حسین قشقایی، اجرا کند. اولین اجرایی که در تالار چهارسو مجموعه تئاترشهر پس از انقلاب اجرا شد، همین نمایش بود که آقای محمد کاسبی نیز در آن بازی می‌کرد. این نمایش تماشاگران بسیاری داشت.

وی افزود: محمد کاسبی استمرار داشت و باورها و اعتقاداتش ذره‌ای تغییر نکرد، اما هنرش روزبه‌روز گسترده‌تر می‌شد. یکی از شاخص‌ترین هنرمندانی که شیوه بازیگری را به درستی انجام می‌داد، محمد کاسبی بود. او عاشق مردم بود و ولایت و انقلاب را بسیار دوست داشت. او برای مطرح شدن زندگی نمی‌کرد، برای هنر، مردم، دین و انقلاب زندگی می‌کرد.

کاش قدرمان را بعد از مرگمان ندانند

رضا ایرانمنش با خوانش ابیاتی، واپسین سخنران این برنامه بود، ایرانمنش تاکید کرد: من می‌خواهم مقداری رک صحبت کنم و بگویم که واقعا ما ایرانی‌ها مرده پرست هستیم. آخرین باری که با محمد کاسبی دیدار کردم که فاصله ۳-۴ ماهه با فوت ایشان داشت، شدیداً دلشان گرفته بود. در اهواز در پروژه‌ای باهم بودیم؛ بسیار خوشحال بود که من پس از مدتی جلوی دوربین آمده‌ام و در حال ایفای نقشی هستم. همان‌جا گفت کاش قدر آدم را بعد از مرگ ندانند.

سپس نمایش «بایگانی» به قلم زنده‌یاد محمد کاسبی و کارگردانی محمود فرهنگ در تماشاخانه مهر اجرا شد.

منبع

اخبار مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا