از مخالفت با نظام تا هک پدافند اسرائیل؛ داستان یک قهرمان ناخواسته

به گزارش هنگام هنر به نقل از خبرنگار مهر، آیین رونمایی از کتاب «حمله روز صفر» با حضور سردار مهدی امیریان، رئیس سازمان تاریخ و ادبیات دفاع مقدس و مقاومت، محمدجواد کاموربخشایش، نویسنده و پژوهشگر ادبیات پایداری و فاطمه ولینژاد، نویسنده اثر در خبرگزاری مهر برگزار شد.
سردار مهدی امیریان، رئیس سازمان تاریخ و ادبیات دفاع مقدس و مقاومت، در آیین رونمایی از کتاب «حمله روز صفر» با اشاره به اهمیت ثبت و روایت وقایع جنگهای اخیر گفت: وظیفه ذاتی سازمان تاریخ و ادبیات دفاع مقدس و مقاومت، حفظ و نشر آثار دفاع مقدس و مقاومت است و با وقوع جنگ رمضان و جنگ ۱۲ روزه، این مسئولیت سنگینتر شده است.
وی افزود: یکی از راههای ماندگاری آثار و معارف دفاع مقدس و انتقال آن به نسلهای آینده، تولید و انتشار کتاب است. ما امروز کتاب مینویسیم و منتشر میکنیم، اما در واقع برای آینده و نسلی کار میکنیم که ممکن است در نبود ما، روایتگر اتفاقات امروز باشد. بنابراین آثار باید به گونهای تولید شوند که برای نسلهای آینده قابل استفاده و استناد باشند.
امیریان با اشاره به ضرورت استفاده از قالبهای متنوع در روایت وقایع اظهار کرد: همیشه لازم نیست یک اتفاق صرفاً در قالب کتاب اسنادی یا خودنوشت روایت شود؛ گاهی باید از قالب داستانی و دیگر قالبهای جذاب، بهویژه برای نوجوانان و جوانان، استفاده کرد تا اصل ماجرا بهتر منتقل شود.
رئیس سازمان تاریخ و ادبیات دفاع مقدس و مقاومت تأکید کرد: مهمترین نکته این است که روایت نباید از میدان جا بماند. اگر روایت از میدان عقب بماند، تحریف خیلی زود وارد میشود و در آن صورت مقابله با تحریف و فراموشی، هم هزینه و کار بیشتری میطلبد و هم ممکن است اثرگذاری لازم را نداشته باشد.
وی ادامه داد: تجربه هشت سال دفاع مقدس به ما نشان داد که هر جا در تولید آثار و روایت جنگ کوتاهی کردیم، بعدها مجبور شدیم برای مقابله با تحریف و فراموشی تلاش بیشتری انجام دهیم. همین تجربه در جنگ رمضان و جنگ ۱۲ روزه به کمک بنیاد آمد و باعث شد در کنار جمعآوری اسناد و آثار، تولید کتاب و دیگر آثار نیز همزمان با وقایع دنبال شود.
امیریان با بیان اینکه دو اصل باید در تولید آثار مورد توجه قرار گیرد، گفت: نخست اینکه روایت از میدان جا نماند و دوم اینکه نگاه ما در نگارش و تولید آثار، متوجه آینده و نسلهای پیشرو باشد. شاهدان و دستاندرکاران حوادث امروز برای همیشه حضور نخواهند داشت و زمانی میرسد که دیگر شاهدی برای انتقال مستقیم این وقایع وجود ندارد؛ بنابراین کتاب به عنوان یکی از ماندگارترین قالبهای ثبت این رویدادها باید بتواند در نبود شاهدان، روایت دقیق و درست را منتقل کند.
وی خاطرنشان کرد: در روایت دفاع مقدس نیازی به غلو و زیادهگویی نداریم؛ آنچه اتفاق افتاده، به اندازه کافی مهم و قابل بیان است. در جنگهای اخیر نیز باید بدون اضافهگویی و اغراق، واقعیتها را ثبت و روایت کنیم.
رئیس سازمان تاریخ و ادبیات دفاع مقدس و مقاومت با اشاره به نقش پررنگ رسانه در شرایط امروز گفت: رهبر شهیدمان همواره بر مراقبت از تحریف و فراموشی تأکید داشتند و این دو عامل از تهدیدهای اصلی تاریخ دفاع مقدس هستند. در جنگهای اخیر نیز همین تهدید وجود دارد، با این تفاوت که در دوران دفاع مقدس رسانه به گستردگی امروز نبود، اما امروز با وجود رسانههای متعدد، خطر تحریف هم جدیتر و هم نزدیکتر است.
امیریان در پایان از نویسنده کتاب «حمله روز صفر» و انتشارات صریر برای به سرانجام رساندن این اثر در کوتاهترین زمان و همزمان با تحولات اخیر قدردانی کرد و گفت: اینکه اثری در کوران اتفاقات و حوادث تولید و عرضه شود، قابل تقدیر است.
اگر رمانهای دنیا را بررسی کنیم، بهویژه در دوران معاصر، جالب است بدانیم که رژیم صهیونیستی در بسیاری از این رمانها و در شکلگیری آنها، به نظر من به صورت منسجم، روی یک موضوع کار کرده است؛ اینکه هولوکاست را یک فاجعه انسانی جلوه دهد تا برای اقدامات امروز خود حقانیت ایجاد کند
رمان میتواند حافظه تاریخی را به حس عاطفی تبدیل کند
محمدجواد کاموربخشایش، منتقد ادبی، در آیین رونمایی از کتاب «حمله روز صفر» با اشاره به نقش ادبیات در مواجهه با پدیدهها و رخدادهای تاریخی گفت: ادبیات همواره در تعامل و تقابل با پدیدهها شکل میگیرد و حرکت میکند. اگر تاریخ را بررسی کنیم، میبینیم ادبیات در تعامل و تقابل با پدیدهها خود را بازسازی کرده و حوادث و رخدادها را بازنمایی میکند.
وی افزود: یکی از کارکردهای ادبیات، تأثیرگذاری بر مخاطب امروز و فرداست و بخشی از کارکرد ادبیات نیز همان کارکرد تاریخی آن است؛ یعنی تجربههای یک نسل را به نسل آینده منتقل میکند. ادبیات دفاع مقدس نیز در زمره همین مقولههاست و در تعامل و تقابل با پدیدهها پیشرفت کرده است.
این منتقد ادبی ادامه داد: ما از ابتدای دوران جنگ تا امروز با ادبیات جدیدی با مضمون جدیدی به نام ادبیات دفاع مقدس روبهرو هستیم که به تمام رخدادها و اتفاقات دوران جنگ و دوران پس از جنگ واکنش نشان داده است. امروز در شرایط خاصتری قرار داریم؛ جنگ رمضان و جنگ ۱۲ روزه اتفاق افتاده و موضوعات جدیدی در اختیار نویسنده و هنرمند قرار گرفته است.

کاموربخشایش با تأکید بر مسئولیت هنرمند در شرایط بحران اظهار کرد: پرداختن به این مقولهها وظیفه هنرمند متعهد است. نوشتن در شرایط بحران و خلق اثر در چنین شرایطی، به نظر من خودش جهاد است. نمیشود در شرایطی که بحرانهای جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان را تجربه کردهایم، انسانی بنشیند و از تجربه زیسته خودش یا دیگران بنویسد و هدفش انتقال این تجربه به نسل آینده باشد، بدون اینکه این کار را یک وظیفه برای هنرمند متعهد بدانیم.
وی تصریح کرد: هنرمند متعهد چه چیزی باید منتقل کند؟ به نظر من معنا را باید منتقل کند. انسان همیشه در جستوجوی معناست. آن چیزی که در زندگی انسان وجود ندارد و انسان احساس کمبودش میکند، معناست.
کاموربخشایش در ادامه با اشاره به نقش ادبیات در شکلدهی به نگاه مخاطب گفت: اگر رمانهای دنیا را بررسی کنیم، بهویژه در دوران معاصر، جالب است بدانیم که رژیم صهیونیستی در بسیاری از این رمانها و در شکلگیری آنها، به نظر من به صورت منسجم، روی یک موضوع کار کرده است؛ اینکه هولوکاست را یک فاجعه انسانی جلوه دهد تا برای اقدامات امروز خود حقانیت ایجاد کند.
وی افزود: وقتی رمانهای جهان را مطالعه و بررسی میکنید، متوجه میشوید بسیاری از آنها حتی با یک اشاره کوتاه، به این موضوع میپردازند؛ یعنی به مظلومیت یهود در دورهای که از آن با عنوان هولوکاست یاد میشود. در این آثار با انبوهی از اصطلاحات و موتیفها مواجهیم که ذهن مخاطب را به سمتی هدایت میکند که با شخصیتهای داستان همذاتپنداری کند.
این منتقد ادبی ادامه داد: حتی اگر آن شخصیتها ارتباط مستقیمی با موضوع هولوکاست نداشته باشند، باز هم میبینیم ذهن مخاطب به سمتی کشیده میشود که به کسی که امروز حمله میکند حق بدهد؛ چون در دورهای آسیب دیده است.
کاموربخشایش با اشاره به کتاب «انسان در جستوجوی معنا» اثر ویکتور فرانکل گفت: ویکتور فرانکل کتابی با عنوان «انسان در جستوجوی معنا» دارد. این کتاب از منظر روانشناختی آموزنده است، زیرا نشان میدهد انسان در چه دورهای بیشتر به دنبال معنا میگردد؛ در شرایط بحران و شرایط سخت.
وی افزود: جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان ما را در شرایط سختی قرار دادند و باعث شدند انسان امروز بیش از گذشته به جستوجوی معنا توجه کند. اینجا هنرمند وظیفه دارد این معنا را منتقل کند.
انسان با رمان شناخته میشود
کاموربخشایش در ادامه درباره تفاوت واکنش قالبهای ادبی به حوادث گفت: در حوزه شعر، از همان روزهای اول و حتی لحظههای نخست، آثار خوبی تولید میشود، چون شعر زودبازده است؛ اما واقعاً کارکرد رمان مثل شعر نیست. رمان کارکرد متفاوتی دارد و باید برای آن اندیشیده شود.

وی تصریح کرد: رمان تاریخ هم نیست. تاریخ فقط میگوید چه اتفاقی افتاد و چگونه اتفاق افتاد، اما رمان میخواهد بگوید اگر در آن شرایط قرار میگرفتی، چه حسی داشتی. کارکرد رمان، انتقال حافظه تاریخی و تبدیل آن به حس عاطفی با هدف تأثیرگذاری بیشتر بر مخاطب است.
ما با یک رمان ترکیبی روبهرو هستیم؛ همانطور که جنگ ما نیز جنگ ترکیبی و شناختی بود. این رمان از این منظر ترکیبی است که یک تجربه عاشقانه درگیر سختترین حوادث جنگ ۱۲ روزه در آن روایت میشود
این منتقد ادبی ادامه داد: بنابراین رمان نوشتن کار آسانی نیست و داستان نوشتن هم کار آسانی نیست. آنچه رمان را از تاریخ متفاوت میکند، همین مقوله است؛ اینکه شما نسبت به اثر رمان حس پیدا میکنید. رمان به ذهن شما جهت میدهد و پیام خاصی را منتقل میکند.
کاموربخشایش با اشاره به تأثیر رمان بر شناخت تاریخ گفت: حضرت آقا میفرمودند که بخش زیادی از تاریخ جهان را از طریق مطالعه رمانهای دنیا خواندهاند؛ انقلاب فرانسه، انقلاب روسیه و اتفاقات دیگر مربوط به جنگها و کشورها را از طریق رمان شناختهاند. بنابراین رمان اثرگذاری خاصی دارد.
وی افزود: یکی از مهمترین ابزارهای شناخت انسان، رمان است. اگر بخواهیم عصاره رمان را تعریف کنیم، باید بگوییم انسان با رمان شناخته میشود؛ زیرا رمان به لایههای پنهان ذهن انسان میرود و او را معرفی میکند.
کاموربخشایش اظهار کرد: تنها تفاوت اثر تاریخی با اثر ادبی و رمان همین است. در تاریخ، انسان محور اصلی نیست، اما در رمان، انسان محور است؛ یعنی آن حسی که انسان به مخاطب خود منتقل میکند که در سختترین شرایط چه واکنشی نشان میدهد، چگونه تصمیم میگیرد، آیا تصمیم آگاهانه و عاقلانه میگیرد یا تصمیم اشتباه، و در دوراهیهای سخت چه انتخابی میکند.
وی گفت: این مسائل برای انسان آموزنده است. بنابراین یکی از ابزارهای مهم شناخت انسان، رمان است و رمان موفق، رمانی است که انسان را محور اصلی کار خود قرار دهد و شناخت انسان را از طریق تجربههای زیسته جمعی و تجربههای تاریخی به مخاطب امروز و فردا منتقل کند.
این منتقد ادبی سپس به کتاب «حمله روز صفر» پرداخت و گفت: امروز درباره کتابی صحبت میکنیم که به نظر من باید قدر دانسته شود. با خواندن اثر من هم وارد ذهن کاوه شدم و استرسها، اضطرابها، خوشحالیها و شادیهای او را همزمان با خودش حس کردم.
وی افزود: ما با یک رمان ترکیبی روبهرو هستیم؛ همانطور که جنگ ما نیز جنگ ترکیبی و شناختی بود. این رمان از این منظر ترکیبی است که یک تجربه عاشقانه درگیر سختترین حوادث جنگ ۱۲ روزه در آن روایت میشود.
کاموربخشایش با اشاره به شخصیت اصلی رمان گفت: ما با شخصیتی به نام کاوه روبهرو هستیم که در طول رمان متحول میشود. رمان موفق، رمان پیامدار است. در این کتاب، کاوه مهرابی شخصیتی است که مادرش عضو سازمان مجاهدین خلق است و خودش اعتقادی به نظام ندارد.
وی ادامه داد: کاوه بارها با دوست نزدیک خود که از مدافعان حرم است، گفتوگو میکند و این پرسش را مطرح میکند که چرا به سوریه میرویم و میجنگیم. این شخصیت، فردی از نسل امروز است که ذهنش تحت تأثیر روایتهای مختلف قرار گرفته و با حجاب نیز موافق نیست. خواهرش نیز به دلیل حجاب با مشکلاتی مواجه میشود که مخاطب باید آنها را در طول رمان دنبال کند.
این منتقد ادبی گفت: ما با شخصیتی روبهرو هستیم که در طول داستان متحول میشود و همین شخصیت نشان میدهد انسان امروز اگر قدری کرامت ببیند، چقدر میتواند مؤثر باشد. انسانی که با رفتار و کردارش با نظام موافق نیست، اما در بحرانیترین شرایط، همان بحثی که حضرت آقا درباره «اتحاد مقدس» مطرح میکنند، به داد نظام جمهوری اسلامی میرسد.

هکر مخالفی که پای دفاع از ایران ایستاد
کاموربخشایش افزود: کاوه مهرابی در طول این فراز و فرودها به جایی میرسد که پدافند اسرائیل را هک میکند. این کار از نظر نثر، زبان، دیالوگ، شخصیتپردازی و شخصیتسازی بسیار قوی است و بعید میدانم کسی این کتاب را بخواند و وجه تصنعی بودن را در آن احساس کند.
وی «حمله روز صفر» را اثری ترکیبی در ژانرهای عاشقانه، امنیتی، پلیسی و جنایی دانست و گفت: رنگ امنیتی این اثر پررنگتر است. در این رمان با شخصیتهای بسیار زیادی روبهرو هستیم که هرکدام در زمان خود وارد داستان شده و در زمان مناسب از آن خارج میشوند. این مسئله در رمانهای بلند بسیار مهم است، چون گاهی در رمانهای بلند شخصیتها گم میشوند.
در جایی که نظام به او نیاز دارد، با وجود اینکه در بحرانیترین شرایط قرار گرفته، پاسخ مثبت میدهد و سیستم هدایت پدافند اسرائیل را هک میکند و باعث میشود ارتش یا پدافند اسرائیل هر واکنشی که نشان میدهد، علیه خودش باشد
کاموربخشایش ادامه داد: در این اثر، دیالوگها متناسب با شخصیتهاست و اتفاقات و تصمیمگیریها در لحظههای بحرانی نیز متعلق به همان شخصیت است. شما انتظار دارید کاوه مهرابی در بدترین شرایط همین واکنش را نشان دهد و بپرسد چرا به سوریه رفتهاید و میجنگید.
وی افزود: از سوی دیگر، شخصیتی که حجاب ندارد و تحت تأثیر شبکههای خارجی قرار گرفته نیز در داستان وجود دارد و این مسائل نشان میدهد نویسنده تلاش کرده بخشی از فضای اجتماعی و جنگ شناختی را در داستان وارد کند.
این منتقد ادبی گفت: تمام این جنگ ترکیبی که ما در جنگ رمضان و جنگ ۱۲ روزه دیدیم، به نظر من در این ۲۲۰ صفحه متمرکز شده است. رمان بسیار پرکشش، پرهیجان و پراسترسی است.
وی درباره استفاده از مضمون عاشقانه در کتاب اظهار کرد: نویسنده اثر برای اینکه بتواند اضطراب و استرس داستان را تا حدی از مخاطب بگیرد، تم عاشقانهای نیز به کتاب افزوده است. این شخصیت دوبار عاشق میشود؛ بار اول در ابتدای داستان عاشق دختری به نام دنیاست که تحت تأثیر شبکههای خارجی قرار گرفته و آقای مهرابی نیز از این مسئله آسیب میبیند.
کاموربخشایش ادامه داد: پس از آن، کاوه عاشق شخصیت دیگری میشود که در ارتباط با یک دانشمند هستهای است. مهرابی عاشق خواهر این دانشمند میشود و به خاطر این عشق خودش را به آب و آتش میزند تا این دانشمند هستهای را نجات دهد.
وی گفت: بنابراین با یک کار بسیار پیچیده امنیتی روبهرو هستیم. در لایههای امنیتی این اثر با فداکاری شخصیتهای امنیتی مواجهیم؛ کسانی که شبانهروز خود را میگذارند تا کشور و آسایش و آرامش مردم را حفظ کنند و چه بسیار مظلومانه در همین جنگ ۱۲ روزه، در همین کتاب، به شهادت میرسند.
این منتقد ادبی با اشاره به خرابکاریهای شخصیت اصلی اظهار کرد: شخصیت کاوه مهرابی عمدتاً خرابکاری میکند، چون ذهن امنیتی ندارد و کسی نیست که او را وارد این فضا کرده باشد. نیروهای امنیتی این خرابکاریها را با متانت مدیریت و برطرف میکنند.
وی افزود: در جایی که کاوه پا میگذارد و فکر میکند اولین نفری است که متوجه یک خطر از طرف دشمن شده، کتاب نشان میدهد نیروهای امنیتی جلوتر از او متوجه موضوع شدهاند. کاوه نیز بر اساس ذهن غیرامنیتی خودش حرکتی انجام میدهد که میتواند نقشه آنها را برهم بزند.
کاموربخشایش گفت: قصه بسیار پرپیچوخم و خواندنی است و به نظر من خوانش این اثر سروصدا خواهد کرد. این شخصیت از کف جامعه برمیخیزد و حس مسئولیت پیدا میکند. با وجود تمام دلخوریها و شرایطی که برایش پیش میآید، در نهایت در جایی که نظام به او نیاز دارد، وارد میدان میشود.
این منتقد ادبی افزود: کاوه شخصیتی است که از نظر فنی با سیستمهای رایانهای آشناست. پروژههایش در جاهای دیگر شکست میخورد و او شروع به انتقام گرفتن از شرکتها از طریق هک میکند. همین مسئله باعث میشود در این زمینه بیشتر کار کند، کلنجار برود و در نهایت مهارت پیدا کند.
وی ادامه داد: در جایی که نظام به او نیاز دارد، با وجود اینکه در بحرانیترین شرایط قرار گرفته، پاسخ مثبت میدهد و سیستم هدایت پدافند اسرائیل را هک میکند و باعث میشود ارتش یا پدافند اسرائیل هر واکنشی که نشان میدهد، علیه خودش باشد.
کاموربخشایش با اشاره به تفاوت بخشهای عاشقانه و فنی اثر گفت: جایی که ارتباط عاطفی میان شخصیت اصلی داستان، کاوه، با فائزه و دنیا شکل میگیرد، به نظر من یکی از زیباترین تصویرسازیهای کتاب انجام شده است. در بخشهایی که نویسنده به صورت تخصصی از پدافند و هک صحبت میکند نیز به نظر میرسد مطالعه زیادی انجام شده تا این چفتوبستها کنار هم قرار بگیرند و مخاطب احساس نکند با یک بخش تصنعی و غیرواقعی روبهروست.
این منتقد ادبی ادامه داد: معمولاً نگاه به نویسندگان زن در این زمینه متفاوت است، اما تجربهای که نویسنده در بخش عاشقانه منتقل کرده بسیار خوب است و در بخش فنی نیز توانسته نقش شخصیت اصلی داستان را در پردازش محتوای پدافند و هک بهخوبی ترسیم کند.
وی تصریح کرد: اینکه هک چگونه انجام شود، از کجا ورود پیدا کند، از چه مسیرهایی استفاده کند و چگونه این عملیات پیش برود، برای مخاطب باورپذیر شده است. این جزئیات نشان میدهد نویسنده برای پرداخت این بخش مطالعه کرده است.

«حمله روز صفر» ظرفیت ساخت فیلمی فراتر از «گاندو» را دارد
کاموربخشایش با اشاره به لایه امنیتی رمان گفت: بخش امنیتی کتاب سختترین بخش آن است و نشان میدهد با چه جنگ ترکیبی روبهرو بودهایم؛ منافقین از یک طرف، اسرائیل از طرف دیگر و آمریکا نیز در این میان قرار داشتهاند و همه تلاش میکردند زمینه وقوع جنگ ۱۲ روزه را فراهم کنند.
وی افزود: نکته مهم این است که جنگ ۱۲ روزه در ۲۳ خرداد آغاز شد، اما کتاب نشان میدهد پروژههای متعدد امنیتی برای شکست نظام جمهوری اسلامی، خیلی پیشتر از آن در حال انجام بوده است. دشمن به شکل ناملموس وارد میشده و اتفاقاتی مانند هک نیز بخشی از همین فضای امنیتی بوده است.
این منتقد ادبی ادامه داد: این موضوع نشان میدهد در چه دوران پرآشوبی قرار داشتیم. اتفاقات این اثر مربوط به اواخر سال ۱۴۰۳ و اوایل سال ۱۴۰۴ است و نشان میدهد جامعه ما باید در آن مقطع نسبت به این حجم از اتفاقات امنیتی هوشیار میبود.
کاموربخشایش گفت: در این میان، نیروهای امنیتی نیز اشتباه دارند و همین اشتباهها برای باورپذیر شدن قصه ضروری است. شخصیت اصلی نیز در طول مسیر اشتباهات زیادی دارد، اما در نهایت تحول او اتفاق میافتد.
وی درباره پایانبندی داستان اظهار کرد: کاوه از شخصیتی که در حاشیه داستان قرار دارد و به مسائل عبادی و نماز بیتوجه است، در پایان متحول میشود. در نهایت نماز میخواند و قصه با ایستادن کاوه به نماز و شنیدن صدای اذان، با وجود تمام تلخیهایی که در طول داستان رخ داده، پایانی امیدوارکننده پیدا میکند.
این منتقد ادبی ادامه داد: مادر کاوه عضو سازمان مجاهدین خلق است و نیروهای امنیتی تلاش میکنند او را از خارج به ایران بیاورند، اما در مسیر کشته میشود و برای حفظ کاوه نیز سه نفر از نیروهای امنیتی به شهادت میرسند. این اتفاقات تلخ داستان نیز به نظر من درسآموز هستند.
کاموربخشایش در پایان گفت: پیشنهاد من این است که از این جنس کتابها و این نوع سوژهها دوباره مورد توجه قرار بگیرند و آثار بیشتری با این رویکرد منتشر شوند. به نظر من این کتاب راه خودش را باز خواهد کرد. معتقدم برای این اثر باید سرمایهگذاری جدی صورت گیرد؛ بهویژه برای تبدیل آن به فیلمنامه. ظرفیت این اثر برای فیلمنامه، به نظر من، به مراتب و حتی دهها مرتبه بالاتر از فیلم «گاندو» و آثاری از این دست است.
انتخاب این عنوان اشارهای به اتفاقاتی بود که در لحظات اول جنگ ۱۲ روزه برای ما رخ داد؛ زمانی که سیستم با یک غافلگیری شدید روبهرو شد و حتی شرایط به سمتی میرفت که احتمال فروپاشی وجود داشته باشد
«حمله روز صفر» برای من ترکیبی از جنگ، فتنه و مسائل اجتماعی بود
فاطمه ولینژاد، نویسنده کتاب «حمله روز صفر»، با اشاره به تجربه خود از شنیدن نقدها و صحبتهای مطرحشده درباره کتاب گفت: شاید فقط یک نویسنده بتواند احساساتی را که هنگام نوشتن داستان ایجاد میشود، درک کند؛ لحظاتی که چند بار قلم یا کیبورد را کنار میگذارید و میگویید دیگر نمیتوانم ادامه بدهم و باید فعلاً صبر کنم. گاهی فضای داستان برای خود نویسنده سنگین میشود، نفسش میگیرد، گریه میکند، کار را کنار میگذارد، مینشیند و گریه میکند و دوباره به سراغ نوشتن میرود. شنیدن صحبتهای مطرحشده درباره کتاب برای من تکرار تمام آن لحظات لذتبخش بود.
ولینژاد با قدردانی از منتقد این اثر ادامه داد: ایشان لطف بسیار زیادی به من داشتند. من همیشه میگویم اگر در اثری از من حسنی وجود دارد، از خداست. در مقدمه «حمله روز صفر» نیز نوشتهام که کسی که تا خط آخر با من ماند، خدا بود. بسیاری از مواقع هنگام نوشتن یک دیالوگ، خطی مینویسم، مکث میکنم و میگویم خدایا، اینجا باید چه بنویسم؟ و دقیقاً در همان لحظه راه باز میشود.
این نویسنده با اشاره به یکی از تجربههای خود در جریان نگارش رمان گفت: در این داستان شخصیتی به نام سیدحسین بهراد داشتیم؛ یک شهید امنیتی که در نهایت به شهادت میرسد. از اواسط داستان که این شخصیت وارد شد، با نام «بهراد» معرفی شد و چون فردی امنیتی بود، همه او را با همین نام صدا میزدند. کسی از اسم کوچک یا نام خانوادگی او سؤال نمیکرد.
این رمان ترکیبی از فتنه منافقین، سلطنتطلبها، موساد و حتی مشکلات اجتماعی مانند طلاق و خیانت است
وی ادامه داد: این شخصیت با همین نام تا خطوط پایانی داستان پیش رفت؛ جایی که ما بالای سنگ قبر بهراد بودیم. وقتی میخواستم برای نخستین بار نام کامل او را روی سنگ قبر بنویسم، ناخودآگاه و بدون اینکه بخواهم، نوشتم «سیدحسین بهراد».

ولینژاد افزود: فردای تمام شدن داستان، یکی دو پیام برای من آمد که پرسیده بودند آیا این همان شهید حسین بهراد است که در آنجا شهید شده است؟ من واقعاً چیزی برای گفتن نداشتم. فرد دیگری نیز پیام داد و گفت به او متوسل شده و حاجتش را گرفته است و این همان شخصیتی است که در کتاب آمده است.
این نویسنده گفت: من از این تجربههای الهامبخش در رمانها بسیار دیدهام و همیشه به هنرجوهایم نیز میگویم که هنر با الهام پیش میرود. آن کسی که کار هنری نامطلوبی ارائه میدهد، از الهامات شیطانی استفاده میکند، اما ما همیشه به دنبال الهامات رحمانی هستیم؛ چیزی که واقعاً به کتاب جان میدهد.
ولینژاد در ادامه درباره عنوان کتاب «حمله روز صفر» توضیح داد: خیلیها میپرسند این نام به چه معناست. تخصص خود من مهندسی برق است و در حوزه امنیت شبکه واقعاً آشنایی زیادی نداشتم؛ البته دو پروژه با سازمان فناوری اطلاعات کار کرده بودم، اما مطالعاتم در این زمینه زیاد نبود. «حمله روز صفر» یک اصطلاح در امنیت شبکه است. یعنی پیش از آنکه توسعهدهنده یک برنامه فرصتی برای تشخیص یا کشف ایراد پیدا کند، سیستم هک میشود؛ یعنی در همان لحظه اول سیستم مورد حمله قرار میگیرد. انتخاب این عنوان اشارهای به اتفاقاتی بود که در لحظات اول جنگ ۱۲ روزه برای ما رخ داد؛ زمانی که سیستم با یک غافلگیری شدید روبهرو شد و حتی شرایط به سمتی میرفت که احتمال فروپاشی وجود داشته باشد.
وی ادامه داد: اما معجزه خداوند و تلاش نیروهای امنیتی در کتاب نشان داده میشود. در داستان، تا شب همهجا سکوت است، اما ناگهان بچهها در سالن کف میزنند و صدای پدافند بلند میشود؛ یعنی در نهایت سیستم پدافند دوباره برمیگردد. بنابراین این حمله روز صفر اسرائیل در نهایت ناکام میماند و نام کتاب نیز از همین مفهوم گرفته شده است.
ولینژاد با اشاره به صحبتهای مطرحشده درباره «جنگ ترکیبی» در این نشست گفت: نکته دیگری که برایم جالب بود، استفاده از لفظ «جنگ ترکیبی» بود. دقیقاً همین لفظ را مدنظر داشتم و خوشحال شدم که چیزی که در ذهن من به عنوان نویسنده بوده، در نگاه منتقد نیز دیده شده است.
وی توضیح داد: این رمان ترکیبی از فتنه منافقین، سلطنتطلبها، موساد و حتی مشکلات اجتماعی مانند طلاق و خیانت است. همه این مسائل در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند و کاوه را به نقطهای رساندهاند که در آستانه انفجار قرار میگیرد و دقیقاً در همان انفجار است که نجات پیدا میکند.
ولینژاد در ادامه درباره چالش نوشتن از زبان یک شخصیت مرد گفت: یکی از چالشهای من با شروع این رمان، زبان روایت بود. من بیشتر آثارم را از زبان زنان مینویسم و این نخستین بار بود که میخواستم از زبان یک مرد بنویسم. البته سالهای دور تجربههایی داشتم، اما در سالهای اخیر که رمانهای اینچنینی مینویسم، این نخستین بار بود که میخواستم از زبان یک مرد بنویسم.
این نویسنده در بخش دیگری از صحبتهای خود درباره پرداختن به جنگ ۱۲ روزه در رمان گفت: در این داستان، لایههای سایبری جنگ ۱۲ روزه را نیز دیدیم؛ اتفاقاتی که افتاد و کارهایی که نیروهای امنیتی انجام دادند. در کنار آن، حوادثی مانند حمله به میدان تجریش نیز در داستان وجود دارد. شخصیتی مانند مصطفی نیز داریم که پای لانچر قرار دارد و از زاویه دید او فداکاریهای رزمندگان را در پای لانچر میبینیم.
وی درباره شیوه تحقیق خود برای نوشتن رمان اظهار کرد: من معمولاً برای داستانهایم خیلی تحقیق میکنم. وقتی وارد موضوع هک و مسائل مشابه میشوم نیز همین جزئیات را بارها بررسی میکنم تا بدانم هک چگونه اتفاق میافتد، از کجا وارد میشوند و جزئیات فنی آن چیست. احساس میکنم همین توجه به جزئیات و تحقیقات بسیار کمک میکند که اثر طبیعیتر و باورپذیرتر به نظر برسد.
وی درباره شکلگیری ایده کتاب نیز گفت: از ابتدا که قرار بود داستان را بنویسم، باید اسم آن را مشخص میکردم و خط داستانی را نیز میدانستم که قرار است چه اتفاقی بیفتد. قرار بود داستان درباره جنگ ۱۲ روزه باشد و در عین حال یک داستان امنیتی و سایبری باشد. به نظرم عنوان «حمله روز صفر» برای این موضوع مناسب بود.
