فداکاریهای بربادرفته بانوی انتقام؛ آنگاه که اشک به خشم بدل میشود!

خبرگزاری مهر- گروه هنر- سجاد خیامی؛ تکگویی یا مونولوگ (به انگلیسی: Monologue) یکی از شگردهای ادبیات داستانی و هنرهای نمایشی است که منظور از آن تکگویی، سخنرانی و سخن طولانی یک شخصیت در صحنه است که عمدتاً بدون پاسخ یا دخالت مستقیم سایر شخصیتها اجرا میشود. در اغلب مواقع از این نوع بیان به منظور بیان احساسات درونی، افکار و یا بازگوکردن داستان زندگی یک شخصیت بهره میبرند. مونولوگ میتواند بازتابدهنده درونیترین احساسات، تردید و یا تنهایی یک شخصیت باشد که منجر به ایجاد ارتباطی عمیق و قوی بین مخاطب و شخصیت خواهد شد. مونولوگها در نمایشهای تک نفره و یا در نمایشهایی که چندین شخصیت در آنها حضور دارد اما لحظاتی نیاز به تأکید بر یک شخصیت است، مورد استفاده قرار میگیرد.
مونولوگ همواره به عنوان ویژگی ماندگار در هنر تئاتر به شمار رفته است؛ از مونولوگهای شخصیتهای نمایشنامههای یونانی و «بودن یا نبودن» نمایشنامه «هملت» شکسپیر تا مونولوگهای نمایشنامههای مدرن و نمایشنامههای ایرانی، کلمات در این ساختار ادبی قدرت و ضربهای دوچندان را تجربه میکنند. یک مونولوگ فنی و ماندگار تجربههای عمیق درونی را واگویه میکند، از مرزهای داستان فراتر رفته و به زندگی واقعی وارد میشود و حتی گاهی پرسشهایی بنیادین و فلسفی را در دل خود بیان میکند.
در همین راستا گروه هنر خبرگزاری مهر در گزارش های «مروری بر مونولوگهای ماندگار در مهر» میکوشد تا هر هفته یک مونولوگ را با در نظر داشتن یک سیر تاریخی در هنر نمایشنامهنویسی معرفی کند.
اوریپید و نوشتن در مرز ملودرام و تراژدی
اوریپید نمایشنامهنویس تراژیک قرن پنجم پیش از میلاد یونانی، جوانترین و یکی از چالشبرانگیزترین تراژدینویسان بزرگ تئاتر یونان بود که در طول دوران هنری خود حدود ۹۰ نمایشنامه نوشت. او تنها چهار پیروزی در «دیونیسیا» یا همان جایزه هنری آتن کسب کرد که پژوهشگران معمولا دلیل آن را به توصیف های طنزآمیز او و تلقی شدن آنها به عنوان عناصری «آوانگارد و بیاخلاق» مرتبط میدانند. نمایشنامههای او بسیار بیشتر از رقبایش باقی ماندهاند و در مجموع ۱۹ نمایشنامه از مجموعه آثار او امروز در دسترس است.
در میان تراژدیهای او تنوع قابل توجهی در آرای منتقدان وجود دارد و برای برخی از منتقدان تراژدیهای او بیشتر ملودرام به نظر میرسیدند تا تراژیک. گویا اوریپید در طول دوران حرفه ای خود نوآور و وسواسی بوده است؛ او از ورودهای غیرمنتظره و نمایشی لذت میبرد، مانند زمانی که مدهآ پس از کشتن فرزندانش خارج از صحنه، نه از در مرکزی بلکه در ارتفاع بالا در ارابه خورشید که با درنای ایفمخان نمایندگی می شود، باز میگردد. این موضوع به طرز شوکه کنندهای قتل کودک را به مکان معمول الهی منتقل میکند و تحقیر جیسون را برجسته می سازد.
در اوایل دوران مدرن، اوریپید محبوبیت زیادی داشت، اما در قرن هفدهم و هجدهم، رویکرد نوآورانه و فکری او باعث شد بسیاری از نمایشنامههایش محبوبیت خود را از دست بدهند. با این حال، برخی از آثار او بهویژه «مدهآ» همچنان محبوب ماندهاند. اپرای «مدهآ» کورنل (۱۶۳۵) عناصر اوریپید و سنکا را ترکیب کرده است همینطور هم چارپنتیه (۱۶۹۳) و هم بعدتر چروبینی (۱۷۹۷) اپراهایی به نام «مدهآ» نوشتند و این اثر همچنان به طور مکرر اجرا و اقتباس میشود. از زمان محبوبیت این نمایشنامه در قرن هفدهم به عنوان نمایشی درباره عشق که رویکرد و نگاهی متفاوت دارد، «مدهآ» به یک نمایش سیاسی تبدیل شده است و به نوعی روزآمد و متناسب – مانند «زنان تروا» اوریپید که در سالهای جنگ قرن ۱۹ چنین بود – به نظر میرسد.
خیانتی که توجیهناپذیر میماند
تراژدی «مدهآ» با بحرانی آغاز میشود که پس از فروپاشی زندگی مشترک مدهآ و جیسون شکل گرفته است. مدهآ دختر پادشاه کولخیس، سالها پیش در جریان سفر جیسون برای بهدستآوردن پشم زرین، به او دل میبندد و با استفاده از دانش و تواناییهای خود به او در دستیابی به هدفش کمک میکند. او به خاطر جیسون سرزمین و خانواده خود را ترک میکند و همراه او به یونان میرود. این ۲ پس از پشت سر گذاشتن ماجراهایی دشوار، سرانجام در کورینت ساکن و صاحب ۲ فرزند میشوند.
با گذشت سالها، جیسون تصمیم میگیرد مدهآ را ترک کند و با دختر کرئون پادشاه کورینت ازدواج کند. جیسون این تصمیم را خیانت نمیداند و آن را اقدامی برای تأمین آینده خود و فرزندانش معرفی میکند؛ ازدواج با دختر شاه، موقعیت اجتماعی و سیاسی او را ارتقا خواهد داد. در مقابل، مدهآ این تصمیم را پشتکردن به تمام فداکاریهایی میداند که برای جیسون انجام داده است. از نگاه مدهآ جیسون اکنون زنی را که همه چیز خود را برای او از دست داده، بیهیچ ملاحظهای کنار گذاشته است.
در اینجا اما مدهآ با پرسشی اساسی روبهرو میشود؛ پس از ترک جیسون، دیگر به کجا میتواند بازگردد؟
لابه در برابر زئوس و درماندگی میرایان عاجز
باهم مونولوگ مدهآ در این موقعیت را با ترجمه غلامرضا شهبازی میخوانیم:
«بگو اکنون در این حال که منم، به کجا رو کنم؟ به خانه پدرم؟ آنگاه که من با تو بدینجا آمدم، با خانه و سرزمینم پیمان شکستم.
نزد دختران تیرهبخت پلیاس روم؟ آنها بیگمان مرا چون شاهان در خانه خویش پذیرا خواهند شد؛ من تنها پدرشان را کشتم. همین است که هست.
دوستداران من در سرزمینم آموختهاند که از من بیزار باشند؛ دیگران را که نیازی نبود به آنان زخم زنم، دشمن خویش ساختم تا به تو خدمت کنم؛ و تو در برابر تمام این کارهایی که برایت کردم مرا آماج حسادت زنان هلاس ساختی! چه شوی نیک و وفاداری دارم.
دریغ که مرا از این سرزمین میرانند و یارانم مرا با فرزندانی بیهمدم تنها میگذارند! و این مایه خواری تازهداماد است که فرزندانش و زنی که جان او را رهاند به سرگردانی و دریوزگی میکشانند!
آه زئوس، چرا، آه، چرا به میرایان آموختی که زر را از مس جدا سازند، اما در تن مردان نشانهای نیست که بدان از دل پوسیدهشان خبردار شویم؟»
مدهآ در این نمایشنامه، از زمانی به بعد تصمیمی هولناک میگیرد. او که میبیند هیچ راهی در برابر خود ندارد و دور نیست که فرزندان خویش را نیز از دست بدهد بر آن میشود تا خشم و انتقام را جایگزین لابه و اشک کند.
مهربانترین در دوستی و سهمناکترین در دشمنی!
باهم یک مونولوگ دیگری از «مدهآ» را میخوانیم:
«اما اکنون آهنگ سخنم را دگرگون میکنم. کار سهمناکی که پس از این خواهم کرد، خون به دلم میکند.
کودکانم را میکشم، فرزندان خویش را میگویم. هیچ مردی آنها را از من نمیگیرد. آنگاه که خانه جیسون را به تمامی ویران ساختم، از این سرزمین میگریزم و از پیامدهای قتل فرزندان دلبندم و دیگر گناهان نفرتانگیز خویش دوری میکنم.
یاران من، مرا تابِ آن نیست که دشمنانم بر من بخندند. بگذار چنین شود. به من بگویید زندگی چه دارد که به آنان دهد. نه پدری دارند نه خانهای نه پناهی که آنان را از خطر برهاند. خطای من آن بود که از خانه پدرم بیرون زدم، سخن یکی یونانی مرا خام کرد. اما چون خدایان با مناند، او به مکافات گناهش میرسد. او در این زندگی، دیگر هیچگاه پسرانش را به چشم نخواهد دید.
او هرگز برای فرزندی از آن نوعروس پدری نخواهد کرد. آن زن باید از زهرهای من بمیرد، مرگی که سزاوار آن است. هیچکس به خواری در من نخواهد نگریست یا گمان نخواهد کرد که زنی سست و ناتوانم. من در دوستی مهربانترینم اما در دشمنی سهمناکم. زیرا در این جهان، سرفرازی از آنِ چنین کسانی است.»
از گلچهره سجادیه تا حمیدرضا نعیمی
در ایران هم اجراها و اقتباسهای مختلفی از این نمایشنامه روی صحنه رفته است.
«مدهآ» با ترجمه رضا قیصریه با بازی و کارگردانی گلچهره سجادیه شهریور سال ۱۳۸۴ در تالار کوچک مجموعه تئاتر شهر که امروز سالن کنفرانس این مجموعه است روی صحنه رفت. این نمایشنامه نوشته آئور لیوپس اقتباسی پست مدرن از قصه کلاسیک «مدهآ» بود. در این نمایش گلچهره سجادیه، سعید ساحلی و مسعود سنایی به عنوان بازیگر حضور داشتند.
شهاب آگاهی نیز حدود سال ۱۳۹۰ این نمایش را به صحنه برد و بعدتر در قالب اجراهای مختلف آن را ادامه داد. اثر او با پژوهش گسترده روی موسیقی و آئینهای بومی ایرانی شکل گرفته بود و از عناصری مانند لالاییهای کردی، مویههای کردی، مراسم زار جنوب ایران، آوازهای محلی لرستان و سرودهای کهن یونانی در ساختار موسیقایی خود استفاده میکرد. این اجرا بعدتر در تالار قشقایی مجموعه تئاتر شهر نیز به صحنه رفت.
همینطور در ۱۳۹۶، اجرای دیگری با عنوان «مدهآ، فصل دوم» در تالار چهارسوی مجموعه تئاترشهر روی صحنه رفت. این اثر نوشته مهدی شفیعیزرگر و طراحی و کارگردانی میلاد نیکآبادی بود و برخلاف یک اجرای مستقیم از اوریپید، از ترکیب ۲ متن «مدهآ» اوریپید و «مدهآ» ژان آنوی شکل گرفته بود. این اجرا حدود ۷۵ دقیقه زمان داشت. در این نمایش پانتهآ پناهیها به ایفای نقش میپرداخت.
یکی دیگر از اجراهای «مدهآ» به کارگردانی علیاصغر راسخراد است که در سال ۱۳۹۸ در تالار قشقایی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه رفت. نویسنده این نسخه مسعود سمیعی بود و خود متن بر اساس آثار اوریپید و ژان آنوی دراماتورژی و بازنویسی شده بود. نکته جالب درباره این نسخه این است که داستان در سطحی فرامتنی نیز با خود «نمایش مدهآ» درگیر میشود. یعنی گروهی در حال تمرین و اجرای «مدهآ» هستند و مسائل روابط میان آنها با داستان تراژدی اوریپید تداخل پیدا میکند.
جدیدترین نمونه اجرای «مدهآ» در ایران اجرای مهتاب عسگری است. این نسخه با ترجمه امیرحسین ندایی و به تهیهکنندگی هومن برقنورد، آبان ۱۴۰۳ در سالن انتظامی خانه هنرمندان ایران روی صحنه رفت. عسگری علاوه بر کارگردانی، دراماتورژی اثر را نیز بر عهده داشت.
محسن حسینی، فریبرز کریمی و سهراب سلیمی نیز پیش از این «مده آ» را اجرا کرده اند.
اخیرا نیز حمیدرضا نعیمی هنرمند شناختهشده تئاتر نیز اجرایی از نمایشنامه «مدهآ» را روی صحنه تماشاخانه ایرانشهر برده است.