قصه عشقی که در مرد نویسنده کشته شد؛ در جستجوی قاتل نامرئی!

به گزارش خبرنگار مهر، ادوگاوا رامپو نام مستعار تارو هیرای (۱۸۹۴-۱۹۶۵) است که عموماً به عنوان بزرگترین نویسنده ژاپنی ژانر تعلیق و معمایی شناخته میشود. او رماننویس و نویسنده داستان کوتاه پرکاری بود. نام مستعار او که بسیار تحت تأثیر نویسندگانی مانند کانن دویل، چسترتون و ولز بود، برگردان ژاپنی نام ادگار آلن پو است. بسیاری از آثار او به فیلم تبدیل شدهاند. شاید معروفترین داستانهای ادوگارو در خارج از ژاپن «کرم ابریشم» و «صندلی انسانی» باشند.
ادوگاوا که در دوران تحصیل در رشته اقتصاد در دانشگاه واسدا، مترجم آماتور آثار آرتور کانن دویل بود، شروع به انتشار داستانهای کارآگاهی و رمانهای ترسناک با عنوان «نی-سن دوکا» کرد. آثار او برای بزرگسالان اغلب شامل رویکردهای جزئینگر یا شوکهای ادبی کوتاه و تند بود که منجر به طبقهبندی ژانر ژاپنی پایدار «ero guro nansensu» شد. با این حال وی در مواجهه با طیفهای دیگر مخاطبان و یا سایر ژانرهای ادبی، مسیری متفاوت را در پیش گرفت.
در ایران هم رمانهای مختلفی از او مانند «شکار و تاریکی»، «اتاق قرمز»، «اهریمن جزیره متروک»، «مارمولک سیاه» و «جنایت مرموز دکتر مرا» ترجمه شده است. همچنین رمان «شکار و تاریکی» این نویسنده به سردبیری و کارگردانی ایوب آقاخانی و با نام «چرکنویسهای یک قاتل» به شکل یک نمایش رادیویی شنیدنی درآمده است.
فرناز عقیلی این رمان را برای اجرای رادیویی اقتباس و تنظیم کرده است.
وحید منوچهری گوینده، نرگس موسیپور افکتور و مجید آیینه صدابردار این اثر هستند.
تهیهکنندگی نمایش رادیویی «چرکنویسهای یک قاتل» بر عهده مهدی نمینیمقدم بوده است.
در این قسمت از این نمایش رادیویی به ترتیب اجرا امیر منوچهری، رویا فلاحی، احمد هاشمی و فریبا طاهری به ایفای نقش پرداختهاند.
در دومین قسمت از این نمایش میشنویم:
شیزوکو پیش از آنکه با مرد تاجرِ به قتل رسیده ازدواج کند، معشوق شون دی که نامش ایچیرو هیراتا است بوده است و بهنظر میرسد شون دی نفرت بسیار بزرگی از شیزوکو داشته است و سیاهی عجیب رمانهایش نیز برخاسته از این نفرت درونی است. شون دی در نامههایش از شیزوکو با عنوان «زنی که عشق را در من کُشت» یاد کرده است.
شیزوکو فکر میکند که الان برای اطلاع به پلیس دیر است و قصد ندارد که شون دی را به پلیس معرفی کند. از این رو شیزوکو از ادو میخواهد تا کمکش کند معمای قتل همسرش را حل کند. شیزوکو فکر میکند قاتل همسرش شون دی است اما ادو نسبت به این مساله بسیار مردد است. شیزوکو به ادو میگوید که جانش در خطر است و نمیتواند به پلیس اعتماد کند، با این حال ادو نمیپذیرد که به شیزوکو کمک کند. شیزوکو نامههایش را جا میگذارد و میرود.
ادو مشغول خواندن نامههای شیزوکو میشود که شون دی برایش نوشته است. ادو برای سر در آوردن از ماجرا به سراغ هوندا میرود که مسئول چاپ آثار شون دی است و اطلاعاتی از او به دست میآورد. هوندا یک بار او را در تاریکی دیده است که قامت بسیار بزرگی داشته است.
ادو نامههای شون دی را به هوندا نشان میدهد و هوندا نیز گواهی میدهد که بیشک این نوشتهها متعلق به شون دی است.
ادو بر آن میشود که شون دی را پیدا کند و از هوندا نیز میخواهد که در این کار به او کمک کند. او به هوندا ماموریت میدهد که به محله ساکوراگی – جایی که آخرین بار شون دی در آن حضور داشته برود – و ردی از او بیابد. بهنظر میرسد ادو وارد بازی بسیار خطرناکی شده است.
ادو سرانجام به خانه شیزوکو میرود تا با او دیدار کند.
ادو تا کجای این داستان پیش خواهد رفت؟ آیا شون دی به واقع قاتل همسر شیزوکو است؟ این مرد اسرارآمیز چه گذشتهای دارد؟ آیا شیزوکو از قصد نامهها را جا گذاشته است؟
باهم دومین قسمت از نمایش رادیویی «چرکنویسهای یک قاتل» را با مدت زمان ۲۹ دقیقه و ۳۹ ثانیه میشنویم.