علی حاتمی حافظه فرهنگی ایران است؛ مردی که سینما را شاعرانه روایت کرد!

به گزارش هنگام هنر به نقل از خبرگزاری مهر به نقل از انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، آئین نکوداشت زنده یاد علی حاتمی نویسنده و کارگردان سینمای ایران به همت انجمن آثار و مفاخر فرهنگی و با همکاری سازمان سینمایی و بنیاد رودکی با حضور استادان دانشگاه، هنرمندان و علاقه مندان به هنر هفتم، عصرگاه یکشنبه بیست و پنجم مرداد در تالار اجتماعات شهید مطهری (ره) انجمن برگزار شد.
در ابتدای این برنامه محمود شالویی رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی در سخنانی گفت: علی حاتمی شخصیتی منحصربهفرد و تکرارنشدنی در تاریخ سینمای ایران است؛ چراکه هر انسان و هر پدیدهای در جهان هستی یگانه است و علی حاتمی نیز از آن تنهاترینِ تنهاهاست. در تاریخ سینمای ایران بزرگان بسیاری داشتهایم که هر یک آثار ارزشمندی بر جای گذاشتهاند، اما حاتمی گویا کس دیگری و چیز دیگری است.
وی افزود: حاتمی در اوج تمدن غرب «حاجی واشنگتن» را ساخت و در اوج عواطف و احساسات مورد نیاز جامعه، «مادر» را آفرید و آثاری چون «سوتهدلان»، «هزاردستان» و «کمالالملک» را به یادگار گذاشت. همه تلاش او این بود که حقیقت را از لابهلای توهم و اوهام بیرون بکشد و شخصیتهایش را چنان به واقعیت نزدیک کند که بتوانند به اسطورههایی تازه بدل شوند.
شالویی در پایان گفت: امیدوارم کشور ما هرگز از حاتمی و حاتمیها خالی نباشد؛ چراکه او با عشق و جان و دل خویش چراغ هنر را در این سرزمین روشن نگه داشت.
حاتمی در سینما شعر میسرود
در ادامه سیدمحمد بهشتی رئیس اسبق بنیاد سینمایی فارابی اظهار کرد: برخی از اهل سینما به علی حاتمی لقب «سعدی سینمای ایران» دادهاند و به باور من، این تعبیر بسیار خوشسلیقه و دقیق است؛ زیرا حاتمی در سینما شاعری میکرد. در فرهنگ ایرانی، شعر تنها به کلام محدود نیست و ما در معماری و هنر نیز همواره در پی آفریدن شعر بودهایم؛ آثار حاتمی نیز باید با ترازوی شعر سنجیده شوند.
وی افزود: بسیاری از آثار حاتمی در تهران قدیم و دوره قاجار میگذرد، اما این دورهها صرفا بهانهای برای شاعری او در سینما بودهاند. وقتی اثری به مقام شعر میرسد، از کارکرد صرف خود فراتر میرود و وارد قلمرو ماندگاری میشود. فیلمهای حاتمی نیز بیات نمیشوند؛ امروز «مادر» را میبینیم و همچنان لذت میبریم و میتوان تصور کرد که آثار او سالها و حتی قرنها بعد نیز دیدنی باشند، زیرا شعر پا در دایره جاودانگی میگذارد.
بهشتی در پایان بیان کرد: علی حاتمی یادگارهای ارزشمندی برای سینمای ایران برجای گذاشت و قلههای مهمی را فتح کرد. بسیاری از فیلمها ساخته میشوند، میروند و فراموش میشوند، اما آثاری هستند که ماندگار میمانند و علی حاتمی یکی از برجستهترین نمونههای این گروه است.
ریشههای هنر علی حاتمی در تئاتر و نمایشنامهنویسی
سومین سخنران این مراسم داریوش مودبیان نویسنده و کارگردان سینما و تئاتر بود. وی در ابتدای سخنان خود گفت: علی حاتمی از تئاتر آغاز کرد و پایههای اصلی کار خود را در نمایشنامهنویسی گذاشت. او در سالهای جوانی در هنرستان هنرهای دراماتیک تحصیل کرد و از همان ابتدا به نمایشنامهنویسی و تئاتر علاقهمند بود. نخستین نمایشنامههایش را در همان دوره نوشت و در فاصله سالهای ۱۳۴۴ تا ۱۳۴۷ چندین نمایشنامه معتبر به نگارش درآورد که روی صحنه رفتند.
وی افزود: نمایشنامههای علی حاتمی از نظر ساختاری، نمایشنامههایی روایی و متأثر از سنتهای نمایشی ایرانی بودند. او سنتهای نمایشهای ایرانی، موسیقی و پیوند آن با کلام را بهخوبی میشناخت و از این شناخت در آثارش بهره میگرفت. روایت در آثار او اهمیت بسیاری داشت؛ روایتی موجز که گاه تنها با یک جمله، صحنهای را تغییر میداد و زنجیره حرکت دراماتیک را پیش میبرد. شاید از همین روست که او را «سعدی سینمای ایران» خواندهاند.
مؤدبیان اظهار کرد: «حسن کچل» نقطه عطفی در مسیر هنری حاتمی بود. این نمایش در سال ۱۳۴۷ با استقبال بسیار روبهرو شد و پس از آن، حاتمی برای ورود به سینما دعوت شد. او فیلمنامه «حسن کچل» را با بهرهگیری از نمایشنامه «چهلگیس» تکمیل کرد و نخستین فیلم خود را ساخت. اگرچه پس از آن بهعنوان فیلمنامهنویس و کارگردان وارد سینما شد، اما پیوندش با تئاتر و هنرمندان تئاتر هرگز گسسته نشد و از بازیگران تئاتر و تجربههای نمایشی در آثار سینمایی خود بهره گرفت.
علی حاتمی حافظه فرهنگی ایران را به تصویر کشید
در بخش دیگری از این رویداد رائد فریدزاده رئیس سازمان سینمایی و امور سمعی و بصری سخنرانی کرد و گفت: حاتمی هیچگاه ادعا نداشت که در آثارش مستندات تاریخی را روایت یا تاریخ را بازنمایی میکند. تاریخ برای او زمینهای بود برای شکلدادن به روایت و هویت. زبان نیز در آثار او صرفاً ابزار بیان نبود، بلکه یکی از عناصر شکلدهنده حافظه فرهنگی به شمار میرفت. حافظه فرهنگی نیز همچون حافظه انسانی، حاصل مشارکت جمعی در طول زمان است و از رهگذر آن، هویت فرهنگی شکل میگیرد.
وی ادامه داد: جهانی که علی حاتمی امکان ظهور آن را فراهم میکند، در اکنون فهم میشود؛ فهمی که با رجوع به افق سنت و گذشته تاریخی با افق امروز ما درهم میآمیزد. شاعرانگی حاتمی نوعی «آینهگردانی فقدان» است؛ یادآوری جهانی که بوده و اکنون نیست. خیابانهایی که در «هزاردستان» میبینیم یا خانه قدیمی «مادر»، شاید امروز بهسختی در این شهر یافت شوند، اما آثار حاتمی این فقدان را به ما یادآوری میکنند.
رئیس سازمان سینمایی تصریح کرد: آثار حاتمی را نمیتوان صرفاً نوستالژیک دانست؛ بلکه در آنها امیدی برای شکلگیری و بازسازی هویتی برخاسته از حافظه جمعی و مشترک وجود دارد. از همین روست که آثار او در قید زمان محصور نمیمانند و هر نسل میتواند دوباره آنها را بخواند و ببیند و بخشی از هویت فرهنگی خود را در آنها بازشناسد.
حاتمی؛ هنرمندی ماندگار و حرفهای
محمدمهدی دادگو تهیه کننده سینما نیز در سخنانی تصریح کرد: من از سال ۱۳۵۶ تا لحظه مرگ علی حاتمی، با ۲ وجه از شخصیت او زندگی کردم؛ یکی علی حاتمیِ عارف، دانا، هنرمند و هنرشناس و دیگری علی حاتمیِ بسیار معمولی، دوست و رفیقی صمیمی که مانند دیگر آدمها زندگی میکرد. حاتمی علاوه بر هنرمندی، انسانی بسیار حرفهای بود و سماجت فوقالعادهای در پیگیری کارهایش داشت.
وی ادامه داد: یکی از ویژگیهای کمنظیر حاتمی این بود که در لحظه تصمیم میگرفت و میتوانست خود را با شرایط روزگار هماهنگ کند؛ حتی شخصیتها و دیالوگهایش را تغییر میداد تا اثر با زمانه پیش برود. در یکی از دشوارترین مقاطع تولید «هزاردستان»، زمانی که امکان ساخت برخی بخشهای داخلی وجود نداشت، او با طرح «سرشماری تهران» و «دزدی جواهرات» امکان ادامه فیلمبرداری را فراهم کرد.
دادگو در پایان گفت: حاتمی آثار ساختهنشده بسیاری داشت و طرحهای ارزشمندی در ذهن داشت، اما فرصت ساخت همه آنها را پیدا نکرد. با این حال، میراثی که از او باقی مانده، بهویژه «هزاردستان»، نشاندهنده جایگاه ماندگار او در تاریخ سینمای ایران است.
در بخش دیگری از این مراسم، حسام الدین سراج استاد فلسفه هنر و آواز ایران به اجرای آواز سنتیِ ایرانی پرداخت و در پایان برنامه، پس از رونمایی از کتاب زندگی نامه و خدمات هنری و فرهنگی علی حاتمی که از سوی انجمن آثار و مفاخر فرهنگی منتشر شده است، لوح سپاس و نشان زرین انجمن به رسم یادگار به موزه سینمای ایران اهدا شد.