از انتصاب دبیر جشنواره تئاتر فجر تا اجرای اقتباسی متفاوت از «اودیسه»

خبرگزاری مهر- گروه هنر- سجاد خیامی؛ تئاتر به عنوان هنری کهن از گذشته پیوندی ناگسستنی با جامعه و مردم داشته و همواره عرصهای توجه برانگیز و تأثیرگذار بوده است. تماشای یک نمایش میتواند تا ساعتها ذهن تماشاگر را درگیر خود نگاه دارد و بر اندیشه، احساسات و نگرانیهای او مؤثر باشد. از این رو در این گزارش تلاش میکنیم تا با مرور مهمترین اخبار تئاتر در هفته گذشته به اتفاقات، حواشی و چالشهای این هنر بپردازیم.
انتصاب چهل و پنجمین دبیر جشنواره تئاتر فجر
۱۹ مرداد و پس از نخستین نشست شورای سیاستگذاری چهل و پنجمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر، ایوب آقاخانی هنرمند شناخته شده تئاتر کشور، ضمن دیدار با مهدی شفیعی معاون امور هنری وزارت فرهنگ حکم دبیری جشنواره تئاتر فجر را دریافت کرد.
شفیعی در این دیدار با تاکید بر نقش ویژه جشنواره تئاتر فجر در توسعه هنرهای نمایشی کشور، گفت: لازم است در برگزاری این دوره از جشنواره، ضمن بهکارگیری تجربیات موفق گذشته، از طرح های نوآورانه و راهگشا نیز به خوبی بهره برده شود.
ایوب آقاخانی دارای تحصیلات عالیه تئاتر، چند دهه است که به عنوان یک فعال جدی تئاتر شناخته می شود. او که همزمان با نویسندگی، کارگردانی و بازیگری مسئولیت های اجرایی مهمی هم در کارنامه اش دارد به عنوان یک چهره دانشگاهی موفق و تاثیرگذار به شمار می رود. وی موسس و سرپرست یکی از فعال ترین گروه های تئاتر به نام «گروه تئاتر پوشه» است که از سال ۱۳۷۴ آن را در روزهای دانشجویی اش تاسیس کرده است.
سال گذشته و برای چهل و چهارمین جشنواره تئاتر فجر سیدوحید فخر موسوی بسیار دیر و حوالی مهر ماه به عنوان دبیر این جشنواره منصوب شد؛ اتفاقی که تنها حدود یک ماه با انتشار فراخوان جشنواره فاصله داشت و موجب افت کیفیت جدی و پریشانی جشنواره شد. امسال اما آقاخانی فرصت بیشتری برای تدبیر امور جشنواره دارد و امید است که اتفاقات بهتری در بزرگترین فستیوال تئاتر ایران رخ بدهد.
«قتل آقای هاورشام» برای چهارمین بار به صحنه میرود
نمایش «قتل آقای هاورشام» نوشته جاناتان سیر با ترجمه شهاب نظامدوست و کارگردانی فراز غلامی در چهارمین دور اجرای خود در سالن شماره یک فیدیبو استیج پردیس تئاتر و موسیقی شهرزاد میزبان علاقهمندان تئاتر است.
این نمایش پیش از این در سه دوره در مجموعه تئاتر لبخند، تماشاخانه ملک و تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه رفته است و اکنون برای چهارمین بار با تهیهکنندگی سجاد افشاریان به صحنه بازمیگردد.
احمد صمیمی، ایمان نظیفی، امین زارع، علی چایچی، گلنوش قهرمانی، عرفان رنجبر، مریم بصیریفر، محمد امیدی، شایان حیدری، شکیبا الکائی و سوگل زارع بازیگران «قتل آقای هاورشام» هستند.
«قتل آقای هاورشام» از چهارم شهریور هر روز ساعت ۱۹ در سالن یک فیدیبو استیج پردیس تئاتر و موسیقی شهرزاد اجرا میشود.
اپرای «کارمن» اجرا میشود
پس از اجرای اپرای «ویولتا»، ندا شاهرخی و هاسمیک کاراپتیان اینبار با اجرای اپرای «کارمن» نوشته ژرژ بیزه به سراغ یکی از مشهورترین آثار اپرایی جهان رفتهاند. این اثر به ترجمه ندا شاهرخی و بازنویسی شقایق پروین، قرار است پس از سال ۱۳۵۷ برای اولین بار در ایران روی صحنه برود.
در این اجرا بیش از ۸۰ بازیگر و خواننده حضور دارند و بهرخ علیقورچی بهعنوان پیانیست و پرهام دمشقی بهعنوان رهبر گروه آوازی، گروه اجرایی را همراهی میکنند.
بازیگر خوانندگان این اپرا هاسمیک کاراپتیان، مرتضی یونسزاده، مهدی دوانقی، فرناز زهری، آرین هژیر، غزل همایونی، آناهیتا طالبی، دلسا کریمزاده، رایحه پاشا، نورا محمودی، هانیتا دلفانی، مهسا سلوکساران، هژیر مهرآوران، امیل امیریان، محمد سجاد طاهری، آرتا اسرار، متین محمدحسینی، امید جباری، دریا رضوی، مانیا اصغری، الینا ناصری، مریم دشتآبادی، عارفه اخوان اقدم، پرهام دمشقی، احسان لاریجانی و امیر آئینه هستند.
اپرای «کارمن» از شهریور در کاخ هنر روی صحنه میرود و اطلاعات مربوط به زمان دقیق اجرا و نحوه تهیه بلیت متعاقباً اعلام میشود.
اقتباسی جدید از «اودیسه» هومر روی صحنه رفته است
در بحبوحه تجدید حیات فرهنگی فعلی پیرامون حماسه «اودیسه» که به لطف فیلم پرفروش کریستوفر نولان با بازی آن هاتاوی در نقش پنهلوپه همسری که از خواستگاری سرپیچی میکند و کفن میبافد شکل گرفته است، یک نمایش موزیکال جدید و درخشان از راه رسیده است که دیدگاه معاصر و خیرهکننده خود را در مورد این شخصیت روایت میکند. «پنهلوپه» اثر الکس بچتل، گریس مکلین و اوا استاینمتز ماهرانه توجه را از قهرمان سرگردان به زنی که در ایتاکا رها شده است، معطوف میکند.
در حالی که اسطوره، پنهلوپه را به عنوان نمونه نهایی صبر منفعلانه معرفی میکند، این اثر کاملاً آن روایت را وارونه میکند. این نمایش که کاملاً بر روان درونی پنهلوپه استوار است، از روایت تحتاللفظی سفر طولانی اودیسه یا کشتار خونین خواستگاران سرسخت او چشمپوشی میکند و در عوض، یک مطالعه دقیق و ظریف از این شخصیت ارائه میدهد. موسیقی این اثر که توسط الکس بچتل ساخته شده و ظرافت و پیچیدگیهای تئاتری را تداعی میکند، توسط یک گروه سه نفره به تصویر کشیده شده است.
در همان ابتدا، متن عقده عمیق پنهلوپه را آشکار میکند؛ او با پوشیدن یک دستبند نقرهای فروتنانه، به شدت احساس میکند که برای همیشه در جایگاه دوم پس از هلن خیرهکننده تروی قرار دارد. طنز تلخ اینکه شوهرش به خاطر هلن (پس از ابراز علاقه به او در جوانی) به مدت ۲ دهه دزدیده شده است، مانند داروی تلخی است که به جای یک عاشقانه ساده و صمیمانه، دیدگاهی بدبینانه و پیچیده از ازدواج او را به تصویر میکشد. او به صراحت از اینکه صرفاً با عمل انتظار تعریف شود، امتناع میکند. در یک بخش، پنهلوپه زندگیهای جدیدی را برای خود خلق میکند و به جنوب، فراتر از ایتاکا فرار میکند.
مراسم روزانه پنهلوپه پشت دستگاه بافندگی، او را در حال بافتن یک فرشینه نشان میدهد، اما قبل از طلوع آفتاب، نخ به نخ کارش را از هم باز میکند تا خواستگارانش را معطل کند. به همین ترتیب، این عمل به استعارهای چشمگیر برای هنر اجرای زنده تبدیل میشود و هر اجرا مانند داستانی عمل میکند که کاملاً از نو شروع میشود؛ مکلین روایتی زنده میبافد، اما فردا آن را از هم میپاشد، از نو شروع میکند و از نو آغاز میکند.
اقتباسی جدید از «رومئو و ژولیت» روی صحنه رفته است
برای دومین بار در ۲ سال گذشته، یک نمایش پر زرق و برق و پرهزینه از «رومئو و ژولیت» در نیویورک روی صحنه رفته است که مصمم است با ترفندهای صحنهپردازی سطحی، مخاطب هدف خاصی را راضی کند اما روایت داستانش به طرز ناامیدکنندهای آشفته است.
اجرای سهیم علی با نام «مسائل مرزی» در تئاتر دلاکورت در سنترال پارک روی صحنه رفته است که به ۲ زبان انگلیسی و اسپانیایی اجرا میشود. این نسخه در «نوئوا ورونا» اتفاق میافتد، جایی که یک ماکت واقعگرایانه از دیوار مرزی ایالات متحده و مکزیک با مجسمههای سفید غولپیکر مریم مقدس و یک اسکلت روز مردگان که از پشت به آن نگاه میکند صحنه را پوشانده است. خانواده کاپولت بیگانههراسان انگلیسیزبانی هستند که یک شبهنظامی اوباش را استخدام میکنند که لباسهایی شبیه فاشیستهای ایتالیایی پوشیده است و خانواده مونتاگ، بیقرار، دوزبانه، مخالف دیوار و متحد گروهی از فعالان ضد قانون مهاجرت و گمرک آمریکا هستند که به طرز عجیبی بیپروا هستند.
موضوعیت همه اینها ما را بر آن میدارد که انتظار داشته باشیم نوعی ارتباط قانعکننده از دشمنی خانوادگی نمایشنامه و داستان عشق ممنوعه به سیاستهای مهاجرتی و امروزی آمریکا وجود داشته باشد، اما این چیزی نیست که به دست میآوریم و در نهایت معلوم میشود بحران مهاجرت فقط برای ایجاد حس و حال است.
عکس مربوط به اجرای نمایش «مسائل مرزی» در نیویورک است.