زنجانپور از درد مشترک تنهایی و درک نشدن گفت/ هیچ کمبود جسمی در من نیست

خبرگزاری مهر- گروه هنر- علی حیدری؛ عصر روز یکشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۵، حوالی چهارراه ولیعصر (عج) به مجموعه تئاترشهر میرسم، جایی که در زیرزمین این مجموعه در پلاتو شماره ۲، نمایش «جزیره» با متنی از آثول فوگارد و به کارگردانی اکبر زنجانپور در حال طی کردن مراحل نهایی تمرینات خود است.
به هنگام ورود به پلاتو، شاهد حضور سرحال و شاداب اکبر زنجانپور هستم که تصویری خوشحال کننده است. گروه کارگردانی و گروه طراحان مشغول آمادهسازی صحنه و ویدیو مپینگ هستند. ۲ بازیگر این نمایش یعنی اکبر زنجانپور و سعید داخ پس از مرور میزانسنها و صحنهها تمرین را آغاز میکنند.
پیش از شروع تمرین و تماشای چند صحنه از نمایش با اکبر زنجانپور به گفتگو پرداختم که در ادامه میخوانید.
کار من از ابتدا تئاتر بوده است؛ از لحاظ جسمی کمبودی ندارم
زنجانپور درباره تعهد خود در تمام سالهای فعالیتش در تئاتر، گفت: کار من از ابتدا تئاتر بوده است و این کار را خیلی دوست دارم، شاید اصلیترین دلیل این تعهد، علاقه است. من کارم را دوست دارم و با تمام وجودم کار میکنم و از نظر جسمی هم کمبودی ندارم، در روتین خود ورزش و پیادهروی را دارم تا روی فرم مورد نظرم بمانم.
«جزیره» متنی نزدیک به «سیزوئه بانسی مرده است»
وی افزود: من بهار سال ۵۷ در یک نمایشی بهنام «سیزوئه بانسی مرده است» بازی میکردم که نویسنده آن اثر نیز آثول فوگارد و کارگردان این نمایش رکنالدین خسروی بود. در آن زمان این نمایش خیلی مطرح شد و در جامعه پیچید. بهدلیل موفقیت کار، تماشاگرانی از سفارتخانههای آفریقایی داشتیم که در حین نمایش زار میزدند و از ما میپرسیدند که چند وقت در آفریقا حضور داشتیم، در صورتی که ما از تهران هم خارج نشده بودیم. اما درد انسان مشترک است، همه آدمها از بدو تاریخ تا الان در هر گوشه جهان دارای درد مشترک هستند و آن درد مشترک تنهایی و فهم نشدن توسط دیگران است و این موضوع برای انسان سخت است. مدتی بعد به متن «جزیره» برخوردم که این متن هم ۲ پرسوناژ دارد که خودم و سعید داخ بازیگران آن هستیم. این متن گویی ادامه همان «سیزوئه بانسی مرده است» هست و یا به هرحال به آن متن بسیار نزدیک است و در یک دوره نوشته شده اند. ورای این موارد متن دارای مولفهها و جذابیتهایی دراماتیکی هم بود که دوست داشتم کار کنم و حس کردم که این کار باید به صحنه برود و اثر باید خود را با مردم مطرح کند. مردم هم از لحاظ احساسی و از هر نظر دیگری خیلی شرایط خوبی ندارند و این کار بیان میکند که چرا حال من هم خوب نیست.

سال آینده اثری را روی صحنه سالن اصلی تئاتر شهر میبرم
زنجانپور در ادامه درباره انتخاب متنهایی که به درونیات انسان میپردازد، مطرح کرد: این دومین کار من است که ۲ نفره است. کار قبلیام ۱۵ بازیگر داشت، کار قبلی ۴۰ نفر و کار پیش از آن که «گوریل پشمالو» بود بالای ۵۰ بازیگر داشت. حالا در شرایط فعلی هم دوست داریم کارهایی انجام دهیم، اما موانعی وجود دارد. برای مثال من سالها برای اجرا در سالن اصلی منتظر بودم و نتوانستم که سالن اصلی تئاتر شهر را برای کاری که در ذهن دارم، داشته باشم. حالا بنا است در سال آینده کاری را روی صحنه سالن اصلی ببرم و اثری را که در ذهن دارم بالاخره به اجرا برسانم. در وضع کنونی هم دیدم که نمیشود بیکار نشست بنابراین در سالنی کوچکتر که در دسترس بود نمایش «جزیره» را برای اجرا آماده میکنم.
تئاتر برای پول در آوردن نیست!
وی افزود: احساسات در همه کارهای من وجود دارد و اصلا مسئله اصلی تئاتر همین احساسات است، آثاری که به شوخی کردن صرف میپردازند، تئاتر نیستند و به هیچ وجه هم نیستند. این آثار دست به چنین رفتارهایی میزنند که مقداری پول در بیاورند. تئاتر جای این کارها و پول درآوردن نیست، تئاتر جایی است که در آن انسان میآید تا تعهدات خود را نسبت به جامعه انجام دهد و قرار نیست پول در بیاورد و درآمد آن در سطح ناچیز تنها برای گذران زندگی است. این دسته از افراد که به تئاتر نگاه درآمدی صرف دارند، اصلا تئاتر را نمیشناسند و این توهین به خود و مخاطبان این دسته از آثار است.

بهرهگیری از تکنیک «نمایش در نمایش»؛ تمرینی که میتواند کلاس درس باشد!
بعد از گپوگفت کوتاهی که با زنجانپور داشتم تمرینهای نمایش آغاز میشود و چند صحنهای که تمرین شده و آماده بود اجرا میشوند. در این بین زنجانپور علاوه بر ایفای نقش به هدایت داخ نیز میپردازد. در حین تماشای صحنههای نمایش حضور توانمند اکبر زنجانپور، بسیار تماشایی است و باورپذیر نیست که مردی در ۸۲ سالگی پس از چیزی بیش از ۶۰ سال تجربه در تئاتر در کسوت کارگردان و بازیگر، بازهم با همان قوت سابق روی صحنه میرود. از صحنههای آغازین تمرین، مشخص است با اجرایی مواجه هستیم که پایه آن مفاهیم اندیشهمحور و تنهایی است. مفاهیم درونی متن، انسان را با خود مواجه میکند و این خصایص متنی، توسط اجرای زنجانپور و داخ بهدرستی قابل لمس است. صحنهآرایی مینیمال گواهی به تمرکز اجرا بر مفاهیمی مانند انزوا است و میتوان روی صحنه «جزیره»ای دید که در آن انزوا معنا میشود.
بهرهگیری از شیوه نمایش در نمایش، سبب یک فضای چندلایهای شده است که مخاطب میتواند برداشتهای متعددی از اثر داشته باشد. اجرا از لحاظ بصری و در میزانسن بسیار متنوع است و چشم مخاطب با قابهای متعددی که به وسیله تغییرات میزانسنی شکل میگیرد، مواجه میشود که این موضوع نشان از پویایی ذهن کارگردان دارد.
در حین تمرین زنجانپور دیالوگهای نمایش را تحلیل میکند و شنیدن حرفهای وی و تحلیلهایش جذابیت تماشای تمرین این نمایش را ۲ چندان میکند، چون با فهم لایههای زیرین متن، میزان واکنشدهنده بودن اثر بیش از پیش در ذهن مخاطب هویدا میشود. در حین اجرا بیان و بدن بازیگر به شکلی همزمان درگیر است و این چالشهای ایفای نقش را پررنگتر از قبل میکند. سعید داخ در میان تمرین و هر لحظه آماده شنیدن نکات و تغییرات توسط زنجانپور است و بلافاصله خواستههای کارگردان را اجرایی میکند تا آنچه در ذهن زنجانپور است، به شکلی حداکثری روی صحنه تجلی پیدا کند.
در نهایت شکل تمرین و روند شکلگیری میزانسن و لحن بازیگر در تمرین نمایش «جزیره» میتواند یک کلاس جامع برای درک فضای حرفهای تمرین تئاتر برای دانشجویان و هنرجویان باشد.
