سینما در غرب به منطق و ماتریالیسم و در شرق به شهود و عرفان توجه دارد

به گزارش هنگام هنر به نقل از خبرگزاری مهر به نقل از روابطعمومی گروه سینمایی «هنروتجربه» نشست نقد و بررسی فیلم سینمایی «پس از عاشقی» به کارگردانی محمدعلی صفورا و تهیهکنندگی حسن امجدی مقدم شامگاه شنبه ۱۷ مرداد با حضور سازندگان اثر، اهالی رسانه، جمعی از هنرمندان و مخاطبان و با حضور منتقد مهمان رامتین شهبازی، توسط گروه سینمایی «هنروتجربه» در پردیس سینمایی چارسو برگزار شد.
از دغدغه زیستمحیطی تا اهمیت گفتگو
صفورا کارگردان فیلم در ابتدای برنامه با اشاره به سابقه کاری خود گفت: همه میدانیم که ساختن یک فیلم سینمایی با این شرایط اقتصادی، آن هم به شکل صددرصد مستقل یعنی با بودجه خود کارگردان، بسیار سخت است اما این تصمیمی بود که باید گرفته میشد. من سه یا چهار طرح داشتم که در مراحل مختلف به جاهای مختلفی که متولی تولید فیلمهای اول بودند فرستاده شدند، اما هر بار یا دستگاه عوض شد یا دولت و مدیران عوض شدند و دیدیم که دوباره از اول باید صبر کنیم چهار سال دیگر شاید این مسیر طی بشود و بتوانیم فیلم سینمایی خود را بسازیم؛ بنابراین تصمیم بر این شد که پساندازی که وجود داشت، صرف ساختن فیلم بشود و با بودجه شخصی فیلم را بسازم.
وی با تشکر از گروه «هنروتجربه» برای فراهمکردن شرایط اکران این فیلم گفت: خوشبختانه شرایط اکرانش در «هنروتجربه» فراهم شد. شرایط پخش برای فیلمهای فرهنگی و هنری بسیار سخت شده است و در این شرایط پخش «هنروتجربه» غنیمتی بود که فیلم دیده شود و بتواند با مخاطب خودش ارتباط برقرار کند.
صفورا بیان کرد: اولین انگیزه شکلگرفتن این فیلمنامه ثبت زیبایی جاده چالوس بود و این فیلم شاید ۱۰ یا ۲۰ سال بعد به لحاظ جغرافیایی که به نمایش میگذارد، ارزش بسیار بالاتری بیابد چراکه با این روند تغییر محیطزیست، ثبتشدن زیبایی امروز آن جغرافیا از ارزش خاص خود برخوردار است. دومین انگیزه، بحث گفتگو بود؛ اینکه قرار بود بین نسلهایی مختلف یک دیالکتیک برقرار شود و دلیلی باعث شود که بین ۲ نسل شاید صلحی به وجود بیاید و گفتگویی شکل بگیرد.
این کارگردان عشق و ازدواج را محور اصلی این فیلم اعلام و اظهار کرد: کاری که هنرمند باید انجام دهد این است که پدیده را مبنا قرار دهد و به مخاطب نشان دهد که از چه جهاتی میشود به آن توجه داشت که فراموش شده است. این پدیده اکنون در این اثر شکلگرفته و امیدوارم که گفتگوهایی سازنده با خودش به همراه بیاورد.
تجربهای در جهان کشف و شهود
در ادامه این نشست رامتین شهبازی منتقد سینما بیان کرد: به نظر میآید برای هر ۲ شخصیت فیلم که از ۲ نسل مختلف هستند، یک کشف و شهود درباره معنای زندگی در جریان است. پدر با مرور خاطراتش به این شهود میرسد و پسر، با مواجهشدن با این خاطرات، یعنی پسر از تجربه زیسته پدر، به تجربهای مستقل و غیرمستقیم میرسد.
وی ادامه داد: این موضوع در بحث شناخت ما در زندگی، بحث بسیار مهمی است. مگر ما چقدر فرصت داریم که همه چیز را تجربه کنیم. ما در بسیاری مواقع شناختمان را از تجربه غیرمستقیم دیگران به دست میآوریم. حالا برای مایی که اینجا جمع شدهایم، سینما یک امکان برای رسیدن به این تجربه غیرمستقیم است.
شهبازی فیلم «پس از عاشقی» را وامدار نوع نگاه عباس کیارستمی به سینما دانست و افزود: فیلم درعینحال که وامدار عباس کیارستمی است میتواند در دایره فیلمهای «اکو سینما» یا همان فیلمهای زیستمحیطی هم دیده شود.
وی با اشاره به شکل نقشآفرینی محسن قصابیان در این فیلم عنوان کرد: عکاس بودن شخصیت اصلی که آقای قصابیان نقش آن را بازی میکند و دیدبانی کردن او، بهنوعی شکلی از نزدیکشدن است. شما وقتی عکس میگیرید و عکاسی میکنید، گویی بخشی از چیزی یا ماجرایی را فراخوانی میکنید. این فراخوانیکردن و این جستوجو انگار در قالب این کادرهایی که تنظیم میشود، شکل میگیرد.
شهبازی اظهار کرد: دستهبندی در سینمای غرب کاملاً بر اساس اسطوره غربی و بر اساس زیست موجود و انسان غربی است، ولی کاری که کیارستمی مثلاً در «خانه دوست کجاست؟» میکند و بعداً روی فیلمسازان مختلفی تأثیر میگذارد، این است که این سفر، چیزی بین سفر بیرونی و درونی است؛ چیزی شبیه یکجور کشف و شهود شرقی است، آن چیزی که مثلاً در هند و چین و ژاپن دیده میشود. جستجویی که در این آثار با آن روبهرو هستیم یک جستوجوی ماتریالیستی نیست. بچه در «خانه دوست کجاست؟» قرار است به یک تجربه دست پیدا کند. این تجربه، خیلی تجربه مهمی است در حالی که در فیلمهای غربی این تجربه چندان مهم نیست بلکه بیشتر آن روند و آن دگردیسی مرحلهبهمرحله مهم است.
وی در پایان گفت: غرب چندان به شهود اعتقاد ندارد و تفکرش بر اساس منطق و فلسفه است ولی شرق بیشتر به عرفان و شهود میپردازد.