ادبیات انقلاب چگونه شکل گرفت و به کجا رسید؟

یادداشت مهمان، محمدحسن شاهنگی، نویسنده: کتاب «در باروی باور؛ مقدمهای بر شناخت ادبیات انقلاب اسلامی» نگاشته دکتر غلامرضا کافی، عضو هیئت علمی دانشگاه شیراز است که اخیراً توسط اندیشکده پایداری حوزه هنری منتشر شده است. آن گونه که در مقدمه کتاب آمده، سعی نویسنده کتاب بر آن بوده است که وضعیت تعریف، سابقه و ویژگیهای ادبیات انقلاب اسلامی به ویژه شعر و داستان آن در ۲ برهه زمانی پیش از انقلاب یعنی سالهای ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۷ و پس از آن در سالهای ۱۳۵۷ تا ۱۴۰۰ بررسی شود. بدون تردید بررسی ویژگیها بدون التفات به ریشهها و سابقههای یک ادبیات ناقص خواهد بود. کمتر نمونه مشابهی میتوان یافت که به طور همزمان هم به پیشینه و فراز و فرود ادبیات انقلاب اسلامی پرداخته باشد و هم به ویژگیهای آن؛ اما در این کتاب این کار صورت گرفته است.
یکم؛ آرمانخواهی در شکل و معنا
از جمله امتیازات شاخص اثر، تدوین تعاریف پژوهشگران متعددی از «ادبیات انقلاب اسلامی» و در ادامه بهگزینی آنهاست؛ به عبارت دیگر سطح کتاب از یک اثر توصیفی و گردآوری ساده، فراتر است و رویکرد تحلیلی در بخشهای مختلف کتاب مشهود است. ویژگی شاخص دیگر اثر انعکاس وقایع تاریخی و تاثیر آن بر وقایع ادبی است. آثار پژوهشی ادبی مهم عموماً آثاری هستند که از تاثیر متقابل رویدادها و اثار ادبی شاخص صحبت میکنند؛ این داد و ستد دوطرفه مسئله مهمی است که به پویایی و شکوفایی ادبی کمک شایانی مینماید و در این کتاب به آن توجه شده است. ادبیات انقلاب اسلامی نقطه عطفی در ادبیات معاصر ایران محسوب میشود، این ادبیات بسیاری از درونمایههای آثار ادبی را مورد بازبینی و در برخی موارد مورد بازطراحی جدی قرار داد و به معنای واقعی کلمه، انقلابی بزرگ در آنها ایجاد نمود. یکی از رویکردهای کلان در ادبیات انقلاب اسلامی، آرمانخواهی است. ریشه این رویکرد کلان به ریشهداری و دغدغهمندی ادبیات انقلاب اسلامی باز میگردد؛ پیرو همین رویکرد است که موضوعات مهمی چون امید، توکل و انتظار فرج مطرح میگردند و آثار ادبی را سمت و سویی مقدس میبخشند.
یکی از مشخصههای بارز ادبیات انقلاب، بروز معانی جدید در قالبهای کهن و نیز ظهور واژگان بدیع در زبان جدید است، یعنی بهرهگیری از سنت دیرین ادبیات به نحو خلاق و همچنین آفرینش معنی تازه در همان قالبها؛ این ظرفیت و توانمندی عنصری بیبدیل در ادبیات معاصر فارسی است که کمتر منتقدان در مقالات و آثار پژوهشی خود به آن پرداختهاند.
دوم؛ غزل بر دو راهی تفنن و تفکر
در فصل دوم کتاب «در باروی باور»، دلایل برجستگی قالب غزل در دوره انقلاب بر شمرده میشود. در دوره انقلاب اسلامی، غزل، سرآمد قالبهای شعری است و با اینکه در این برهه چند قالب شعری نظیر مثنوی، رباعی، دوبیتی و حتی قصیده احیا و بازپروری شد، اما با این شکل غزل بود که در صدر ایستاد و با پذیرش حالتهایی نظیر نظم عمودی، غزل- داستان زمینه پیدایش فراغزل را آماده کرد.
معایبی نظیر نحوشکنی غیرمجاز، نزدیکی بیش از حد به زبان گفتار، سنتگریزی مفرط، تقلیدپذیری، افراط در بیان روایی و استعمال بیرویه کلمات، فراغزل را میآزرد. روح تجددخواهی در قالب سنتی دلیل این ساختارشکنیهاست که متاثر از جریان آوانگاردیسم رادیکال صورت میگیرد. در کتاب «در باروی باور» تلاش شده تا از آسیبها و معایب پیرامون غزل صحبت به میان آورده شود.
انقلاب اسلامی دارای رهبرانی ادیب بوده است؛ امام خمینی و امام خامنهای هر دو شاعر و با ادبیات همراه و همنشین بودهاند. کمتر انقلابی را در جهان میتوان یافت که چنین شرایطی داشته باشد. این وضعیت سبب میشود تا ادبیات انقلاب اسلامی امکان رشد و بالندگی قابل توجهی در ایران اسلامی پیدا کند. در خصوص برجستگیهای محتوایی شعر انقلاب به مواردی مانند رجز و حماسه، ستمستیزی و حمایت از مظلوم، صبح، سحر و بیداری، حضور مذهب و نمادهای آن، بهره از الفاظ، اصطلاحات و تعبیرات عرفانی، پیوند با تاریخ، بصیرت و زمانآگاهی، نمادگرایی، تجلی قرآن و… میرسیم. همان طور که مشاهده میشود این برجستگیها عمدتاً متاثر از دین و مذهب، فرهنگ و هویت، اخلاقیات و معارف عالی است. ادبیات انقلاب اسلامی ادبیاتی تحولخواه و متعالی است که پیش از اینکه ذوق و قریحه آدمی را جلا دهد، روح و روان او را ترقی میبخشد. به عبارت دیگر میتوان گفت تفنن در این ادبیات اولویت ندارد؛ بلکه تفکر، آگاهیبخشی و معرفتافزایی در آن مهمتر است؛ این نکته کلیدی در جایجای کتاب «در باروی باور» حس میشود.
سوم؛ گریزی بر سیر تطور داستاننویسی در ایران
در فصل سوم کتاب «در باروی باور» داستاننویسی در ۳ دوره زمانی عصر مشروطه، عهد پهلوی و دوران انقلاب اسلامی بررسی شده است. در کنار هم مطرحشدن این ۳ عصر، امکان تطبیق آنها را برای مخاطب فراهم میسازد. در عصر مشروطه تقسیم رمان به تاریخی و اجتماعی روی میدهد. در عهد پهلوی که خود به ۳ دوره کلاسیکنویسی، مدرن نویسی و ادبیات معترض تقسیم میشود، در همه اینها رویکرد غیر دینی، سنتگریزی و چه بسا سنتستیزی به چشم میخورد و در ادامه رگههایی از امانیستی مشاهده میشود. عصر مشروطه دورانی است که کشف قالبهای جدید ادبی خارجی توسط ادیبان فارسی اتفاق میافتد و تجاربی وطنی در این زمینه کسب میشود. در عصر پهلوی اقتضائات شکلی و فنی این قالبها بر محتوا چربش محسوسی پیدا میکنند و به عبارت دیگر معنا قربانی فرم میشود. در امتداد همین رویکرد است که آرام آرام ابتذال اخلاقی در میان برخی آثار ادبی دیده میشود و نویسندگان حریمهای فرهنگی و دینی را زیر پا میگذارند و به سوژههایی میپردازند که عرفاً و شرعاً با داشتههای بومی مخاطب ایرانی فرسنگها فرسنگ فاصله دارند.
در فصل سوم کتاب «در باروی باور» گفته میشود هر جریان ادبی پدیدآورندگانی دارد که اهمیت شناخت آنها کمتر از شناخت نفس جریان نیست. گاه شناخت جریان به شناخت نسل یا نسلهای تولیدگر جریان نیز وابسته است؛ شناخت نسلهای ادبیات انقلاب از این حیث نیز اهمیت دارد که بدانیم کدامیک از پدیدآورندگان خطر کردهاند تا در جرگه نویسندگان مردمی و دغدغهمند صادقانه برای ملت خود قلم زنند و در این راه از ایثار دریغ نورزند. این دغدغه ذیل «تبارشناسی نسلهای مختلف ادبیات داستانی انقلاب» در کتاب پرداخته شده است. برای شناخت جریان باید اجزای آن را شناخت و یکی از مهمترین اجزای هر جریانی نویسندگان ذیل آن جریان یا همسو با آن جریان است. سبک نویسندگان شاخص به سبک کلی ادبی هر جریان سمت و سو میدهد. در ادبیات انقلاب اسلامی صرفاً در ادبیات به عنوان یکی از شاخههای علوم انسانی منحصر نمیشویم، بلکه پای در وادی علوم دیگری مانند عرفان، فلسفه، کلام، اخلاق، سیاست و… نیز میگذاریم و تفرجی چندجانبه از این حیث صورت میگیرد. ادبیات انقلاب اسلامی از سوژهها و ابژههای آنجهانی و اینجهانی برخوردار است؛ نه ترک دنیا میکند و نه صرفاً رو به دنیا میکند و به آخرت، پشت؛ مضامین متنوع عاشقانه، عارفانه، عابدانه و… در این ادبیات به وفور یافت میشود.
چهارم: ادبیات انقلاب اسلامی و دغدغه صدور انقلاب اسلامی
همانگونه در کتاب «در باروی باور» کافی آمده است ویژگیهای ادبیات داستانی انقلاب در ۲ ساحت ویژگیهای معنایی و ویژگیهای لفظی یا ساختاری قابل رهگیری است. در ویژگیهای معنایی موارد مهم واقعگرایی، هویت دینی و مذهبی، گرایش عرفانی زاهدانه، بازگشت به خویشتن و پیراستگی قلم و تعالی محتوا قابل ذکر است. در این دست از ویژگیها از علایق میهنی، دینی و معرفتی و انگیزههای درونی سخن به میان آمده است. در ساحت ویژگیهای لفظی یا ساختاری، مواردی مانند تازگی زبان و بافتار، الگوی رها و تجربههای شخصی، اقتباس از خاطرات، فراوانی آثار و تعدد نویسندگان و در نهایت رشد حضور زنان نویسنده محسوس است. در این سنخ از ویژگیها گریزی فشرده به فراز و فرود ادبیات داستانی انقلاب اسلامی نیز شده است. ادبیات انقلاب اسلامی را میتوان بخشی از برنامه کلان صدور انقلاب اسلامی تلقی نمود؛ ادبیاتی که میتواند به ملل دیگر جهان به ویژه آزادگان و مظلومان در اقصی نقاط جهان عرضه شود و آنها را شیفته خود سازد. لازم به ذکر است که در حوزه «دیپلماسی عمومی»، استفاده از ظرفیت ادبیات در بسیاری از کشورهای جهان صورت میپذیرد. ادبیات انقلاب اسلامی، تاثیر زیادی از ادبیات آیینی و نیز ادبیات حماسی میپذیرد و بر همین اساس دارای عناصر شورانگیز مذهبی و قهرمانانه است و برای مخاطبان ایرانی و فراایرانی دارای جاذبههای بیشماری است. در این ادبیات اسطورهها و قهرمانان دستیافتنیاند، نه خیالی؛ به همین دلیل مخاطب با علاقمندی کمنظیری آثار منتسب به آن را دنبال میکند.
پنجم؛ خاطرهنویسی و خطرات آن
در فصل چهارم کتاب «در باروی باور» که جایگاه خاطرهنویسی در ادبیات انقلاب اسلامی نام دارد، به درستی اشاره میشود که بیشترین حجم تولید ادبی در حوزه ادبیات انقلاب اسلامی، خاطره است. نباید فراموش کرد که اهمیت خاطره داد و ستد آن با قالبهای مهم داستان و سینماست. ارتباط صمیمی و راحت در قالب خاطره برقرار میشود، همچنین فراوانی قلم آثار خاطره نیز غیر قابل اغماض است. در همین فصل گونههای خاطره در انقلاب اسلامی احصا شدهاند و از گونههای خاطرات شفاهی، یادداشتهای روزانه، دستنوشتهها، یادداشتهای پراکنده، داستانوارهها، خاطرات مکتوب، خاطرات منظوم و خاطره-داستان یاد میشود. در فصل چهارم، ویژگیهای خاطراتنویسی انقلاب در ۲ بخش ویژگیهای بیرونی و ویژگیهای درونی تفکیک شده است؛ در بخش ویژگیهای درونی به محورهای موج خاطرهانگاری و فروانی خاطرهنگاران، همسویی تاریخی در خاطرهها، حادثهمحوری خاطرات و شأن مردمی خاطرات توجه گردیده است و در بخش ویژگیهای درونی به محورهای الگوی رها، واقعنگاری و جزءنگری، ضعف پرداخت و لورفتگی حکایت و در نهایت حضور من جمعی در خاطرهها پرداخته شده است. شاید بتوان مهمترین خصیصه این فصل از کتاب را طرح مباحثی جسورانه نسبت به خطرات بالقوه و بالفعل در امر خاطرهنویسی دانست؛ خطراتی که صراحت و وزانت خاطرهنویسی را جداً تهدید میکند و به اصالت قلم خاطرهنویس آسیب میرساند.
ششم؛ طنز پر مغز
در فصل پنجم کتاب «در باروی باور» که جایگاه طنز در ادبیات انقلاب اسلامی نام دارد، به این مطلب مهم اشاره شده است که حضور طنز در ادبیات جنگ بیانگر این نکته است که حضور افراد در جنگ، داوطلبانه و عاشقانه صورت گرفته است و این نکته بسیار ظریفی است که چه بسا تنها از دل قالب طنز ارائه آن ممکن باشد. این مطلب دقیقاً نشان میدهد که رزمنده ایرانی به راه خود ایمان داشته و خود را در این دفاع کاملاً بر حق میدانسته است. حضور طنز در جنگ یعنی روحیه قوی، ایمان وثیق، شجاعت و بیباکی و مرگآگاهی عارفانه. در همین فصل ویژگیهای طنز در عصر انقلاب به مخاطب عرضه شده است: پیوند با حکومت و اهل سیاست، قلب پاک و پیراسته، معناگرایی در تمام قالبها و تنوع و گونگی، طبع ملایم. طنز در عصر انقلاب طنزی سیاستزده نیست، بلکه زبانی نقادانه دارد و با مراعات حریمهای اخلاق نقد، به طرح مسائل مهم اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در جامعه میپردازد و نوعی مطالبهگری را در جامعه رواج میدهد.
هفتم؛ یک حبه نقد!
در فصل ششم کتاب «در باروی باور» با عنوان جایگاه نقد در ادبیات انقلاب اسلامی به صراحت منظور مولف کتاب از نقد چنین بیان شده است: «عیارسنجی آثار ادبی به منظور تبیین کیفیت ادبی و هنری آنها و نیز از جهت میزان همگرایی آنها با موضوع و موضع انقلاب اسلامی.» به عبارت دیگر نویسنده معین نموده است که هم شاخصهای فرمی و هم شاخصهای معنایی و هم شاخصهای گفتمانی در امر نقد آثار برای او اهمیت دارد. رویکرد کتب در این فصل در این راستاست که جریانهای معمول نقد ادبی در ادبیات انقلاب اسلامی بیشتر بر بنیان معنایی استواراند؛ چون اصولاً آثار انقلابی از هویت معنایی برخوردارند و در فحوا اتفاق میافتند. بنابراین طبیعی است که نقد معناگرایانه بسامد شایستهای داشته باشد. بسترهایی نظیر اخلاق، مذهب، سیاست، مشی انقلاب، معنامندی، انسانگرایی، خدامحوری و اصولگرایی از عمدهترین بسترهای نقد معنامند در این حوزهاند و این البته به معنای حضور نداشتن نقدهای صورتگرایانه در حوزه ادبیات انقلاب نیست.
در فصل ششم کتاب، ۳ محور کلان در دستور کار نویسنده کتاب قرار دارد: متن مورد نقد، طرز یا شیوه نقد و شخص ناقد. به عبارت دیگر هم به نقدشونده توجه شده است و هم به نقدکننده؛ همچنین ابزار و نگاه نقد نیز در کانون توجه قرار دارد. از جمله نکات شاخص دیگری که در این فصل از کتاب مطرح میشود آن است که اصل تناسب مرتبه و جایگاه نقدکننده و نقدشونده، اصلی پراهمیت است و اصولاً نقدهای ماندگار آنهایی هستند که این اصل ساده اما مهم را مراعات کرده باشند.
در فصل ششم کتاب، ۳رویکرد کلان هم وجود دارد؛ نقد تک اثر یا تک شاعر یا تک نویسنده؛ نقد مجموعه شعر یا مجموعه داستان؛ و در نهایت نقد سبکها؛ در رویکرد آخر یعنی نقد سبکها نویسنده کتاب «در باروی باور» هم به سبکهای مصطلح جاری اشاره میکند و هم به شبهسبکهای ناشناخته یا کمترشناختهشدهای که برخی نقدکنندگان از آنها استفاده کردهاند.
هشتم، بزرگی ادبیات کودک و نوجوان
در فصل هفتم کتاب «در باروی باور» با عنوان جایگاه ادبیات کودک و نوجوان در ادبیات انقلاب اسلامی مولفههای مهمی چون رویکرد مثبت به ادبیات روستایی، رواج داستانهای واقعی، بازآفرینی قصههای قرآنی و مذهبی و قصهنویسی و گرایش به خلق رمان بلند مطرح شدهاند. این طور میتوان نتیجه گرفت که در این فصل از کتاب، نویسنده عنایت ویژهای به فرصتها و ظرفیتهای ناب و بکر ادبیات کودک و نوجوان در ادبیات انقلاب اسلامی داشته است و این رویکرد غلبه ملموسی بر آفتها و آسیبهای متوجه در این حوزه دارد.
در فصل هفتم کتاب «در باروی باور»، محورهای کلیدی معناگرایی در ادبیات کودک و نوجوان عمدتاً ذیل یکی از محورهای بینشهای سیاسی، مولفههای دینی، مضمونهای انقلابی، آموزههای اجتماعی، تکریم علم و معلم و مدرسه، پیوند با طبیعت، بازیها و مهارتها، طنز و فکاهه و پند و اندرز قرار دارند. در این فصل معنا و معنویت در کنار همدیگر در نظر گرفته شدهاند و ذیل آن محورها و ریزمحورهای مرتبط استخراج شدهاند.
نهم، چهرهها و نامها
در فصل هشتم کتاب «در باروی باور» با عنوان ناموران ادبیات انقلاب در شعر و داستان از ۲۵ شاعر(از جمله زکریا اخلاقی، قیصر امینپور، حمید سبزواری، احمد عزیزی، علی معلم دامغانی، علیرضا قزوه و…) یاد شده است. و از ۳۱ نویسنده(مانند منیژه آرمین، رضا امیرخانی، داوود امیریان، محسن پرویز، راضیه تجار، مجید قیصری و…) و ۸ پژوهشگر(همچون محمد حنیف، محمدرضا سرشار، زهره یزدانپناه، علیرضا کمری و…) اسم برده میشود. نویسنده کتاب در این فصل بنا داشته است فهرستی از شاخصترین، پرکارترین و تاثیرگذارترین نویسندگان ادبیات انقلاب در شعر و داستان را ارائه نماید. این فهرست قابلیت تکمیل دارد و میتواند در چاپهای بعدی کتاب با افزودن چهرههای دیگر به ویژه شاعران و نویسندگان جوانتر، کاملتر گردد.

