“کد ۱۳” ، نمایشی قابل تامل وحائز اهمیتست؛ نه تنها به دلیل بازیهای جذاب و جفتو جوری که در طی اجرا، حفرههای خالی اندکی دارد، بلکه بدلیل طرح مضامینی از سوژهی مورد بحث که شاید بسیاری از مخاطبان با فضای آن آشنایی چندانی ندارند.
آنچه امروز در مدارس و نهادهای آموزشی میگذرد، برای مخاطبی که سالها از دوران تحصیلش گذشته، آنقدر ناآشنا و غریبست که مواجهه با آن میتواند هم جذابیتهای کافی و هیجانانگیز داشته باشد و هم او را به سمتی از آگاهی و ماوقع آنچه امروز در نسل نوجوان وجود دارد، آشناتر کند. بخصوص اگر با چنین گروهی برخورد مستقیم نیز داشته باشد.
“کد ۱۳ “داستان ۶ محصل دختر در ردهی متوسطهست که نمیخواهد داستان گویی کند. اما براحتی در قالب ماجراهایی، مسائل متعدد در این نسل را بازگو میکند. و هر کدام را درگیر مسائلی معرفی میکند که قابلیت تعمیم پذیری برای بسیاری از نوجوانان را دارد.
از شکافهای فاحش فکری و رفتاری که بین نوجوان و والدین آنانست، وضعیت بغرنجِ فرزندان طلاق، رواج و استعمال مواد روانگردان و شادیآور، نیازهای ارتباطی و اجتماعی، سرکوبهای انضباطی و سختگیریهای افراطی مختص چنین محیطی، مشکلات دختران در جوامع مردسالار، تا مسئلهی بسیار مهم سقط جنین، مورد طرحند.
ذره بینی که با انداختن بر دنیای پرهیجان و به نظر شاد این گروه سنی، اندوه، معضلات و دغدغههای آنان را بوضوح نشان میدهد، که نه تنها آگاهیبخش و روشنگرانهست بلکه هشداردهنده و زنگ خطریست که چه وضعیتی در حال گسترشست.
آمارهای زیادی از مصرف موادمخدر و سیگار تا روانگردانها، در مدارس دخترانه که هر ساله سن آن، پایینتر میآید، منتشر میشود، رواج روابط جنسی بهسن ۱۳ سالگی و سقط جنین مکرر، رسیده و با اینحال روشهای صحیح پیشگیری و آموزشهای لازم وجود ندارد، چرا که در پنهانکاری مخربی توسط مسئولین آموزش و پرورش و مدیران مدارس سرپوش گذاشته میشوند. دخترانی که در شرایط نابهنجار جامعه، در تناقضهای بسیار، بین گذشته و امروز سرگردانند و دراین مسیر تاوانهای سنگینی پرداخت میکنند.
“کد ۱۳”، از بابت طرح چنین معضلاتی شریف و قابل ستایشست هرچند متن، درگیر زیادهگوییهای بی موردی میشود که خود، کلاف موجود را سردرگمتر و موقعیتهایِ خوب ایجاد شده را ضایع میکند. اطلاعات زائدی دربارهی مستخدم مدرسه و خانوادهاش و سرقت لوازم مدرسه، که نه تنها کمک کننده نیستند بلکه محور اصلی داستان را به انحراف میبرند؛ و مخاطب را در کانالی از ماجراهایِ معما و پلیسی میاندازد که نیازمند کشف و پاسخ نهاییست که پایانِ باز داستان، در معادلاتش ناقص بهحساب میآید. در صورتیکه با وجود بستر طرح اولیه، نیازی به حل این معادلات در اهمیت قرار ندارد. بلکه مهم برشی از وقایع و شرایط حاکم بر این گروه محصلان دخترست که محتوایِ معینی منتقل شود.
نقطهی قوت و بیچون وچرای اجرا، ریتم خوب و منسجم و بازیهای جا افتاده، حرفهای و کم نقص گروه بازیگرانست که بدرستی هدایت و برای نقشهایشان انتخاب شدهاند.
همپوشانی بموقع و مناسب در اجراهایی پر نقش و پر دیالوگ، بدون هیچ نابجایی، از مهمترین مولفههای موفقیتیست که در کد۱۳ قابل مشاهدهست که تمرین و یکدستی تیم بازیگری را گوشزد میکند.کاراکترِ دانش آموزان، متنوع و باورپذیر و عینیاند و به ویژه دچار “ساختگی”های تصنعی نمیشوند.
در طراحی صحنه و دکور، کمبودهایی حس میشود که لاجرم موقعیتی آماتوری و نه حرفهای به اجرا میبخشد.
سوگل جعفری در اولین اجرای کارگردانیِ خود، با طرح موضوعیتی زنانه و بازنمایی بخشی از شرایط آنان در فشارهای موجود در جامعه و در نهادهای آموزشی، معضلاتی را پیش میکشد که نتیجهی آیندهاش تاثیر مستقیمی بر بدنه و کلیت نهاد جامعه است. کد۱۳ اگرچه دقایق خوشی برای مخاطب میسازد اما پیش از آنکه داستانی پر هیجان و دخترانه باشد، موثر و آگاهیبخش برای تمام افراد و قشرهای مختلفست.
نیلوفرثانی
گروه نقد هنرنت