فرهنگ و ادبیات

نبوغی که دیر کشف شد؛ ۷۲ نکته نظامی شهید صدرزاده که به دوره دافوس رسید

به گزارش هنگام هنر به نقل از خبرنگار مهر، نشست نقد و بررسی کتاب«سرباز روز نهم» با حضور محقق اثر محمدمهدی رحیمی و محمدعلی صمدی به عنوان کارشناس و منتقد ادبی در خبرگزاری مهر برگزار شد. بخش اول این نشست با عنوان«شهید صدرزاده، چمران نسل جدید بود؛ تصویر بسیجی تراز در «سرباز روز نهم»، به ابعاد شخصیتی این شهید پرداختیم که این ویژگی‌ها تا حدودی او را به شهید چمران نزدیک کرده بودند. در ادامه بخش دوم این نشست را از نظر می‌گذرانید.

محمدعلی صمدی با اشاره به زبان و رفتار شهید صدرزاده گفت: یکی دیگر از ویژگی‌هایی که در روایت‌های مربوط به او برایم برجسته است، سادگی و پاکی شخصیت اوست. من در آنچه از زندگی‌اش خوانده‌ام و از دوستانش شنیده‌ام، نشانه‌ای از بی‌ادبی و استفاده از زبان نامناسب ندیده‌ام؛ مگر اینکه چنین مواردی در کتاب نیامده باشد یا من متوجه آنها نشده باشم.

وی افزود: این ویژگی در روزگار ما کم‌یاب شده است. گاهی پاک‌بودن و رعایت بعضی ملاحظات اخلاقی، به‌جای آنکه یک ارزش تلقی شود، نشانه ساده‌لوحی یا عقب‌ماندگی دانسته می‌شود. حتی ممکن است کسی برای اینکه در جمع دیگران متفاوت به نظر نرسد، از اصولی که به آنها باور دارد فاصله بگیرد.

صمدی با بیان اینکه شهید صدرزاده در روایت‌های موجود، دیگران را نیز به رعایت موازین اخلاقی دعوت می‌کرد، اظهار کرد: اگر کسی به بدگویی، غیبت یا بی‌ادبی عادت دارد، ممکن است در حضور فردی مانند مصطفی با این تذکر مواجه شود که نباید چنین رفتاری داشته باشد. این نوع حساسیت اخلاقی، به نظر من، بخشی از مکتب تربیتی او بوده است.

این منتقد ادبی با تأکید بر ضرورت ارائه تصویری واقعی و قابل فهم از شهدا گفت: گاهی وقتی درباره یک شهید صحبت می‌کنیم، چنان تصویری از او می‌سازیم که مخاطب تصور می‌کند امکان رسیدن به آن سطح از اخلاق و اعتقاد وجود ندارد. درحالی‌که شهید صدرزاده انسانی واقعی، ساده و معمولی بود که توانست با انتخاب‌هایش به جایگاهی برجسته برسد.

تقریظ رهبر شهید و اهمیت روایت یک جوان متفاوت

صمدی در بخش دیگری از سخنان خود به تقریظ رهبر شهید انقلاب اسلامی بر کتاب اشاره کرد و گفت: وقتی فردی با تجربه‌های گسترده، مواجهه با جریان‌های فکری مختلف و شناخت انسان‌های گوناگون، با زندگی جوانی مانند شهید صدرزاده روبه‌رو می‌شود، می‌تواند زلالی و تلاش او را بهتر درک کند.

وی افزود: در زندگی رهبر شهید انقلاب نیز تجربه مواجهه با افراد و جریان‌های مختلف وجود داشت؛ از نیروهای مذهبی و انقلابی گرفته تا افراد و جریان‌هایی که در ادامه مسیر سیاسی متفاوتی را انتخاب کردند. از این منظر، دیدن جوانی که توانسته بدون گرفتار شدن در بسیاری از پیچیدگی‌ها، مسیر اعتقادی خود را پیدا کند و به آن پایبند بماند، قابل تأمل است.

«سرباز روز نهم» از نظر توجه به جزئیات زندگی، فضای اجتماعی و چگونگی شکل‌گیری شخصیت شهید، جایگاه ویژه‌ای دارد

این منتقد ادبی تأکید کرد: به نظر من، کتاب «سرباز روز نهم» تصویری از انسانی ارائه می‌دهد که با وجود جوانی و عمر کوتاهش، توانسته است کارهای بزرگی انجام دهد؛ کارهایی که بسیاری از افراد با ادعاها و امکانات بیشتر، از انجام آنها بازمانده‌اند.

وی با بیان اینکه چنین نمونه‌هایی در میان نسل‌های مختلف وجود داشته‌اند، به شهید عبدی، از شهدای سیستان‌ و بلوچستان، اشاره کرد و گفت: برخی از جوانانی که دوران دفاع مقدس را تجربه نکرده بودند، پس از پایان جنگ نیز به دنبال میدان‌هایی برای خدمت و فعالیت بودند. آنها نمی‌خواستند صرفاً به زندگی عادی بازگردند و در جست‌وجوی مسیری برای انجام مسئولیت‌های خود بودند.

صمدی افزود: شهید عبدی نیز از جمله افرادی بود که با وجود نداشتن سابقه حضور در جبهه‌های دفاع مقدس، وارد میدان مبارزه با مواد مخدر در سیستان‌ و بلوچستان شد و در همان مسیر به شهادت رسید. چنین نمونه‌هایی نشان می‌دهد برخی از جوانان نسل پس از جنگ، برای یافتن میدان عمل و خدمت، مسیرهای متفاوتی را انتخاب کردند.

«سرباز روز نهم»؛ تابلوی یک بسیجی تراز

این منتقد ادبی در پایان با قدردانی از محمدمهدی رحیمی و دیگر نویسندگان کتاب «سرباز روز نهم» گفت: من به نویسندگان این کتاب غبطه می‌خورم که توانسته‌اند چنین یادگاری ارزشمندی از زندگی شهید صدرزاده به جا بگذارند. با توجه به ویژگی‌های خاص این شخصیت، بعید می‌دانم بتوان به‌آسانی نمونه‌ای کاملاً مشابه از چنین روایتی درباره فرد دیگری تولید کرد.

وی با اشاره به تجربه مطالعه کتاب‌های دیگر درباره شهدا ادامه داد: روایت زندگی برخی از شاگردان شهید صدرزاده یا افرادی که در دوران دفاع مقدس حضور داشته‌اند و بعدها در دفاع از حرم به شهادت رسیده‌اند، هرکدام ویژگی‌های خود را دارند؛ اما «سرباز روز نهم» از نظر توجه به جزئیات زندگی، فضای اجتماعی و چگونگی شکل‌گیری شخصیت شهید، جایگاه ویژه‌ای دارد.

مصطفی در مسجد رشد کرده بود و مسجد برای او صرفاً محل عبادت نبود، بلکه بخشی از فضای تربیتی و فرهنگی زندگی‌اش به شمار می‌رفت

صمدی با تأکید بر اینکه این کتاب صرفاً یک روایت از زندگی و شهادت نیست، اظهار کرد: امتیاز مهم اثر این است که تصویری نسبتاً دقیق از یک پدیده کم‌نظیر ارائه می‌دهد؛ جوانی که با سادگی، آرامش، پاکی و اعتقاد، مسیر خود را دنبال کرد و بدون هیاهو به کارهایی دست یافت که بسیاری از افراد تصور می‌کردند انجام آنها دشوار یا ناممکن است.

وی در پایان گفت: از نظر من، «سرباز روز نهم» تصویری از یک بسیجی تراز ارائه می‌دهد؛ انسانی که نه به دنبال نمایش خود بود و نه برای انجام مسئولیت‌هایش به تأیید دیگران نیاز داشت. شهید صدرزاده مسیرش را پیدا کرده بود و با آرامش و زلالی در همان مسیر حرکت می‌کرد؛ ویژگی‌ای که این کتاب را به اثری قابل تأمل برای فعالان فرهنگی و نسل جوان تبدیل کرده است.

شهید صدرزاده دنبال بزرگ‌شدن نبود، دنبال تربیت نیرو بود

محمدمهدی رحیمی، محقق کتاب «سرباز روز نهم»، با اشاره به توجه شهید مصطفی صدرزاده به جزئیات زندگی روزمره و فعالیت‌های فرهنگی گفت: یکی از ویژگی‌های مصطفی این بود که برای انجام کار فرهنگی به دنبال جایگاه بزرگ‌تر نبود؛ او از مسجد و پایگاه‌های شناخته‌شده به محله‌های کوچک‌تر و حتی روستاها می‌رفت تا زمینه فعالیت فرهنگی و تربیت نیرو را فراهم کند.

رحیمی با بیان اینکه شهید صدرزاده بر اقامه نماز در مسجد تأکید داشت، افزود: مصطفی در مسجد رشد کرده بود و مسجد برای او صرفاً محل عبادت نبود، بلکه بخشی از فضای تربیتی و فرهنگی زندگی‌اش به شمار می‌رفت. این الگو در میان کنشگران فرهنگی امروز کم‌رنگ‌تر شده است؛ درحالی‌که بسیاری از نیروهای فرهنگی دهه ۶۰ در همین فضاهای مسجدی پرورش پیدا کردند.

شاید امروز جوانی که این کتاب را می‌خواند، تصور کند آنچه درباره شهید صدرزاده روایت شده، شدنی نیست و با شرایط زندگی او تناسبی ندارد. به همین دلیل، نمی‌توان با اطمینان از تأثیرگذاری گسترده کتاب در زمان حاضر سخن گفت

وی با اشاره به توجه شهید صدرزاده به رفتارهای روزمره ادامه داد: این توجه حتی در موقعیت‌های ساده نیز دیده می‌شد. برای مثال، زمانی که در سوریه همراه ابوعلی در مسیری بیابانی حرکت می‌کردند و او برای ایجاد نشاط، گل‌های بوته‌ها را با پا می‌زد، مصطفی به شوخی یا تذکر به او گفت که با این کار از شهادت دور می‌شود. چنین واکنش‌هایی نشان می‌دهد که او حتی در موقعیت‌های عادی نیز مراقب رفتار خود بود.

محقق کتاب «سرباز روز نهم» با اشاره به خاطره‌ای از احترام شهید صدرزاده به پدرش گفت: یک شب حدود ساعت ۱۰ یا ۱۱، در مقابل خانه مصطفی با او صحبت می‌کردند که پدرش با کیسه زباله از خانه بیرون آمد. مصطفی بلافاصله بلند شد، دست پدرش را بوسید، کیسه را گرفت و خودش آن را به سطل زباله انداخت. این رفتار، نمونه‌ای از تربیت عملی و توجه او به احترام والدین بود.

رحیمی در ادامه به مسیر فعالیت‌های فرهنگی شهید صدرزاده اشاره کرد و گفت: او از مسجد امیرالمؤمنین و پایگاه الغدیر به محله‌ای کوچک‌تر رفت و در آنجا پایگاه راه‌اندازی کرد و به فعالیت‌هایش سامان داد. پس از آن نیز به روستایی کوچک‌تر رفت تا پایگاه بسیج و هیئت راه‌اندازی کند. برای مصطفی، بزرگ‌شدن نام و جایگاهش اهمیت نداشت؛ آنچه اهمیت داشت، ادامه کار و تربیت نیرو بود.

وی با اشاره به خاطره‌ای از شهید حسین همدانی افزود: شهید همدانی با وجود سال‌ها فعالیت در عرصه جهاد و مقاومت، آرزو داشت پس از پایان جنگ سوریه به دورافتاده‌ترین روستا برود و در کنار جوانان روستا، نیروهایی برای امام زمان(عج) تربیت کند. این آرزو برای من یادآور مسیری است که شهید صدرزاده در عمل دنبال می‌کرد؛ رفتن به محیط‌های کوچک‌تر و ادامه فعالیت فرهنگی، بدون آنکه بزرگی جایگاه یا گستردگی میدان برایش اولویت داشته باشد.

شهید صدرزاده مثل یک کارگر بی‌توقع برای اعتقادش کار می‌کرد

محمدعلی صمدی، منتقد، با اشاره به ویژگی‌های شخصیتی شهید مصطفی صدرزاده گفت: او مانند کارگری برای اعتقادش کار می‌کرد؛ بی‌توقع، خستگی‌ناپذیر و بدون آنکه در پی دستاوردهای دنیایی باشد. این ویژگی را می‌توان در شخصیت شهید مصطفی چمران نیز مشاهده کرد.

این منتقد با اشاره به شباهت‌های شهید صدرزاده و شهید چمران اظهار کرد: در اسناد لانه جاسوسی، یکی از مأموران آمریکایی هنگام توصیف شخصیت‌های انقلاب، درباره چمران می‌گوید که او مانند یک کارگر برای انقلاب کار می‌کند و هیچ توقعی ندارد. این توصیف، با وجود نگاه منفی آن مأمور به نیروهای انقلاب، نکته مهمی درباره شخصیت چمران دارد و به نظرم همین ویژگی در شهید صدرزاده نیز دیده می‌شود.

وی با بیان اینکه چنین افرادی در مسیر اعتقادی خود به دنبال نتیجه و منفعت شخصی نیستند، افزود: این افراد با همین روحیه و بدون چشم‌داشت کار می‌کنند و در نهایت به قله‌هایی می‌رسند که دیگران ممکن است آن را با دستاوردهای مادی و جایگاه اجتماعی بسنجند.

«سرباز روز نهم» را باید در چارچوب خاطره‌نگاری و مستندنگاری بررسی کرد، نه تاریخ شفاهی به معنای تخصصی و دانشگاهی آن

این منتقد درباره تأثیرگذاری کتاب «سرباز روز نهم» بر نسل جوان گفت: شاید امروز جوانی که این کتاب را می‌خواند، تصور کند آنچه درباره شهید صدرزاده روایت شده، شدنی نیست و با شرایط زندگی او تناسبی ندارد. به همین دلیل، نمی‌توان با اطمینان از تأثیرگذاری گسترده کتاب در زمان حاضر سخن گفت؛ هرچند فضای کنونی و توجه به موضوع شهادت ممکن است زمینه دیده‌شدن بیشتر آن را فراهم کند.

صمدی در ارزیابی انسجام روایی کتاب نیز بیان کرد: در این نوع آثار، معمولاً روایت‌های مختلف گردآوری و بر اساس ترتیب زمانی زندگی شخصیت دسته‌بندی می‌شوند. این شیوه، به‌خودی‌خود ابداع روایی پیچیده‌ای نیست و انسجام کتاب بیش از هر چیز به مهارت محقق در گردآوری، انتخاب و تنظیم روایت‌ها بستگی دارد.

وی ادامه داد: البته درباره روش تحقیق محمدمهدی رحیمی، محقق کتاب، نمی‌توانم قضاوت مشخصی داشته باشم؛ زیرا از جزئیات کار او و شرایطی که در جریان پژوهش با آن مواجه بوده، اطلاع دقیقی ندارم. در برخی محیط‌ها، حتی با تلاش فراوان نیز به دست‌آوردن خاطرات و اطلاعات دشوار است.

این منتقد با اشاره به اهمیت حفظ داده‌ها و گزاره‌های تاریخی در چنین آثاری گفت: در ارزیابی این کتاب‌ها، نباید بیش از اندازه بر انسجام روایی تکیه کرد؛ بلکه باید دید چه اطلاعاتی از زندگی شخصیت در کتاب حفظ شده و تا چه اندازه از زیاده‌گویی‌های رایج پرهیز شده است. به نظرم در «سرباز روز نهم» تا حد زیادی از تعارف و زیاده‌گویی فاصله گرفته شده و روایت‌ها به مخاطب امکان می‌دهند خودش درباره شخصیت شهید قضاوت کند.

نبوغی که دیر کشف شد؛۷۲نکته نظامی شهید صدرزاده که به دوره دافوس رسید

زندگی شهدا را در قالب‌های ازپیش‌ساخته قرار ندهیم

صمدی یکی از ویژگی‌های مثبت کتاب را پرهیز از حذف بخش‌هایی از شخصیت شهید به دلیل ناسازگاری با تصویرهای کلیشه‌ای دانست و گفت: گاهی تصور می‌شود شهید باید ویژگی‌ها و ظاهری مطابق یک الگوی ازپیش‌تعیین‌شده داشته باشد و هر بخشی از زندگی او که با آن تصویر سازگار نیست، باید حذف شود. در چنین شرایطی، به‌جای آنکه شخصیت واقعی شهید را بشناسیم، بخش‌هایی از زندگی او را قیچی می‌کنیم تا در قالب موردنظرمان قرار بگیرد.

وی افزود: احساس من این است که کتاب «سرباز روز نهم» تا حد زیادی گرفتار این مسئله نشده است. شهید صدرزاده نیز مانند دیگر انسان‌ها، مجموعه‌ای از ویژگی‌ها و تجربه‌های خاص خود را داشته و در مسیر زندگی‌اش به‌تدریج رشد کرده است. از نظر من، دغدغه اصلی او تکامل بود و شهادت را قله این مسیر می‌دانست.

این منتقد همچنین بر ضرورت تفکیک خاطره‌نگاری از تاریخ شفاهی تأکید کرد و گفت: «سرباز روز نهم» را باید در چارچوب خاطره‌نگاری و مستندنگاری بررسی کرد، نه تاریخ شفاهی به معنای تخصصی و دانشگاهی آن. برای نمونه، اگر قرار بود درباره حضور شهید صدرزاده در یک عملیات مشخص، با تعدادی از همرزمان او و با تمرکز بر همان موضوع مصاحبه‌های هدفمند انجام شود، می‌توانستیم از یک پژوهش تاریخ شفاهی سخن بگوییم؛ اما این کتاب چنین ساختاری ندارد.

تقریظ به‌تنهایی ضامن عبور کتاب از مرز مخاطبان هم‌فکر نیست

صمدی در بخش دیگری از سخنانش به تقریظ رهبر شهید انقلاب بر کتاب اشاره کرد و گفت: ایشان هر کتابی را برای تقریظ انتخاب نمی‌کردند. من در برخی دیدارها شاهد بودم که نویسندگان از ایشان می‌خواستند بر آثارشان تقریظ بنویسند و ایشان توضیح می‌دادند که باید کتاب را بخوانند و مطلبی در دلشان اثر بگذارد تا درباره آن بنویسند.

وی ادامه داد: با این حال، اینکه تقریظ به‌تنهایی بتواند کتاب را از جمع مخاطبان هم‌فکر فراتر ببرد و آن را در معرض دید جریان‌ها و طیف‌های متفاوت قرار دهد، موضوع دیگری است. ممکن است این اتفاق در فضای کنونی و با توجه به جایگاه رهبر شهید انقلاب رخ دهد، اما تا امروز نمی‌توان با قطعیت گفت که کتاب توانسته از دایره مخاطبان همسو عبور کند.

در همان سالی که شهید صدرزاده در آبان‌ماه به شهادت رسید، جشنواره عمار نیز به موضوع مدافعان حرم پرداخت و شهید صدرزاده به‌عنوان سوژه اصلی ما انتخاب شد

این منتقد در پایان تأکید کرد: بخشی از اثرگذاری چنین آثاری به نسل‌هایی بازمی‌گردد که در آینده با اشتیاق بیشتری به شناخت شخصیت‌هایی مانند شهید صدرزاده روی می‌آورند؛ نسلی که هم به شناخت رهبر شهید انقلاب علاقه‌مند باشد و هم در جست‌وجوی الگوهایی از این جنس قرار بگیرد.

شهید صدرزاده از دل یک پروژه پیش‌بینی‌نشده به «سرباز روز نهم» رسید

محمدمهدی رحیمی در نشست نقد و بررسی کتاب «سرباز روز نهم» با تشریح روند شکل‌گیری این اثر اظهار کرد: در دفتر مطالعاتی که فعالیت می‌کردیم، موضوعاتی مانند فرهنگ، هنر، پشتیبانی جنگ و جهاد سازندگی در دستور کار بود و پروژه‌ای درباره مدافعان حرم نداشتیم. در آن مقطع، به‌ویژه تا سال ۱۳۹۴، موضوع مدافعان حرم هنوز به شکل جدی وارد فضای عمومی و برنامه‌های تاریخ‌نگاری و خاطره‌نگاری نشده بود؛ حتی درباره برخی شهدایی که در سوریه به شهادت می‌رسیدند، اطلاع‌رسانی روشنی صورت نمی‌گرفت.

وی ادامه داد: در همان سالی که شهید صدرزاده در آبان‌ماه به شهادت رسید، جشنواره عمار نیز به موضوع مدافعان حرم پرداخت و شهید صدرزاده به‌عنوان سوژه اصلی ما انتخاب شد. روایت‌های متعددی از زندگی او وجود داشت که بخشی از آن‌ها به اتفاقات سال ۱۳۸۸ مربوط می‌شد. پیش از انتشار کتاب نیز این پروژه به شکل‌های مختلف در فعالیت‌های محتوایی مجموعه ما حضور داشت.

محقق کتاب «سرباز روز نهم» با اشاره به گسترش فعالیت‌های فرهنگی پیرامون زندگی شهید صدرزاده گفت: در افتتاحیه جشنواره عمار، دختر شهید صدرزاده که آن زمان حدود شش سال داشت، قرآن تلاوت کرد و همسر شهید نیز سخنرانی داشت. فضای جشنواره هم به موضوع مدافعان حرم اختصاص پیدا کرده بود. پس از آن، ایده ساخت فیلم سینمایی با محوریت مدافعان حرم مطرح شد و شهید صدرزاده به یکی از سوژه‌های فیلم «منطقه پرواز ممنوع» تبدیل شد. در ادامه نیز مستندی درباره او به کارگردانی مجید رستگار ساخته شد که با استقبال مخاطبان روبه‌رو شد.

رحیمی افزود: همه این اتفاقات در امتداد همان پروژه‌ای بود که ابتدا با جمع‌آوری روایت‌های مربوط به شهید صدرزاده آغاز شد. خود شهید نیز به دوستانش گفته بود اگر به شهادت برسد، دستش برای فعالیت فرهنگی بازتر خواهد شد. ما هم این اتفاقات را از این منظر می‌دیدیم که گویی شهید صدرزاده پس از شهادتش نیز در شکل‌گیری و پیشبرد فعالیت‌های فرهنگی مرتبط با خودش نقش دارد.

وی درباره شکل‌گیری آثار مکتوب این پروژه توضیح داد: حدود ۱۲۰ ساعت مصاحبه درباره شهید صدرزاده گردآوری شده بود. این مواد در اختیار آقای یزدانی قرار گرفت و پس از مطالعه، این ایده مطرح شد که می‌توان از دل خاطرات، سیره تربیتی شهید را استخراج کرد. حاصل این کار کتاب «در مکتب مصطفی» بود که به الگوی تربیتی شهید صدرزاده می‌پرداخت. در نهایت نیز مجموعه این فعالیت‌ها به انتشار کتاب «سرباز روز نهم» رسید.

نبوغی که دیر کشف شد؛۷۲نکته نظامی شهید صدرزاده که به دوره دافوس رسید

روایت‌های سفر چهارم شهید صدرزاده چگونه به کتاب اضافه شد؟

رحیمی با اشاره به تغییر ساختار روایت در مراحل تدوین کتاب گفت: متن کتاب در چند مرحله و به دست افراد مختلف آماده شد. ابتدا نوید نوروزی روایت‌ها را با ساختار موضوعی تنظیم کرده بود و سپس خانم منتظری ساختار زمانی را در پیش گرفت و کارهای زیادی برای کتاب انجام داد. در مرحله پایانی، دوستان کتاب را برای مطالعه و بررسی در اختیار من گذاشتند تا اگر نکته‌ای باقی مانده است، پیش از چاپ بررسی شود.

وی ادامه داد: در همان روزها متوجه شدم که درباره سفر چهارم شهید صدرزاده به سوریه اطلاعات چندانی نداریم. می‌دانستیم او در بازه زمانی مشخصی به سوریه رفته و فعالیت‌های آموزشی انجام داده است، اما خاطره‌ای از جزئیات این سفر در اختیار نداشتیم. در متن کتاب نیز به نبود اطلاعات درباره این سفر اشاره شده بود؛ زیرا همرزمان شهید در آن مقطع خاطرات خود را در اختیار ما نگذاشته بودند.

یکی از ویژگی‌های برجسته مصطفی، توانایی او در برقراری ارتباط با دیگران بود. او می‌توانست در مدت کوتاهی با افراد یک جمع ارتباط برقرار کند و اعتمادشان را به دست آورد

این محقق افزود: در همین زمان، یکی از دوستان با من تماس گرفت و گفت یکی از همراهان شهید صدرزاده پیدا شده که از او خاطره دارد. ابتدا تصور نمی‌کردم بتوان اطلاعات تازه‌ای به کتاب اضافه کرد؛ زیرا کار تقریباً به پایان رسیده بود. بااین‌حال، از او خواستم روایتش را به‌صورت فایل صوتی بفرستد. پس از شنیدن فایل حدود ۱۵ دقیقه‌ای متوجه شدم که دقیقاً درباره همان سفری صحبت می‌کند که اطلاعاتی از آن نداشتیم. به این ترتیب، بخشی از خلأ موجود در روایت سفر چهارم شهید صدرزاده برطرف شد.

ثبت ۷۲ نکته نظامی از سخنان شهید صدرزاده

رحیمی با اشاره به بخشی از اطلاعات تازه به‌دست‌آمده درباره توانایی‌های نظامی شهید صدرزاده اظهار کرد: در جریان پژوهش، با یکی از نیروهایی که از نزدیک با شهید ارتباط داشت، گفت‌وگو کردیم. او از جلسه‌ای روایت کرد که در آن حاج قاسم سلیمانی و تعدادی از فرماندهان ارشد حاضر بودند و شهید صدرزاده نیز دیدگاه‌های خود را درباره مسائل نظامی مطرح کرده بود.

وی افزود: به گفته این راوی، او از سخنان شهید صدرزاده در آن جلسه ۷۲ نکته نظامی استخراج کرده و برای استفاده در دوره‌های دافوس در اختیار مجموعه مربوط قرار داده بود. این روایت برای من اهمیت زیادی داشت؛ زیرا پیش از آن، به دلیل محدودبودن گفت‌وگوها با همرزمان شهید، شناخت کاملی از توانایی‌های نظامی او نداشتم.

محقق کتاب «سرباز روز نهم» تأکید کرد: یکی از ویژگی‌های شهید صدرزاده، آموزش‌پذیری و تلاش مستمر برای ارتقای توانایی‌هایش بود. او در سفرهای مختلف به سوریه، ازجمله در ارتباط با نیروهای حزب‌الله لبنان، به دنبال یادگیری بود و در زمینه‌هایی مانند تک‌تیراندازی و آموزش پهپادی نیز تجربه کسب می‌کرد. این روحیه نشان می‌داد که او همواره در پی یادگیری و پیشرفت بود.

رفاقت؛ ویژگی‌ای که به تصمیم‌های نظامی کمک می‌کرد

رحیمی در بخش دیگری از سخنانش به روحیه ارتباط‌گیری شهید صدرزاده اشاره کرد و گفت: یکی از ویژگی‌های برجسته مصطفی، توانایی او در برقراری ارتباط با دیگران بود. او می‌توانست در مدت کوتاهی با افراد یک جمع ارتباط برقرار کند و اعتمادشان را به دست آورد.

وی با اشاره به روایتی از عملیات در حما ادامه داد: در شرایطی که وضعیت نیروها دشوار شده بود، شهید صدرزاده با تعدادی از کارگران سوری که در زمینه اجرای مسیر فاضلاب فعالیت می‌کردند، ارتباط برقرار کرد. این افراد اطلاعاتی درباره مسیرهای فاضلاب منطقه داشتند و شهید توانست با استفاده از این اطلاعات، تدبیری نظامی برای عبور از مسیر و رسیدن به موقعیتی مناسب‌تر اتخاذ کند.

رحیمی این روایت را نمونه‌ای از پیوند ویژگی‌های فردی و توانایی نظامی شهید صدرزاده دانست و افزود: پیش از این، اطلاعات ما درباره ابعاد نظامی شخصیت مصطفی کامل نبود؛ اما با به‌دست‌آمدن این روایت‌ها، شناخت دقیق‌تری از توانایی‌های او پیدا کردیم.

وی در پایان بخش مربوط به روند پژوهش، با اشاره به موانع گردآوری خاطرات گفت: یکی از دشواری‌های کار این بود که مصاحبه‌ها را خیلی زود آغاز کرده بودیم و در ابتدای مسیر نتوانستیم به برخی از راویان نزدیک شویم. شرایط آن سال‌ها نیز باعث شده بود تعدادی از همرزمان شهید برای بیان خاطراتشان احتیاط کنند؛ مسئله‌ای که بر روند جمع‌آوری اطلاعات اثر گذاشت.

منبع

اخبار مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا