دنیای کودکی همیشه به سادگی ظاهرش نیست

یادداشت مهمان، معصومه میرابوطالبی، منتقد ادبی و نویسنده: آیا نیکی بودن سخت است؟ اینطور به نظر نمیرسد اما واقعاً سخت است. وقتی مجبور باشی از دست صاحبخانهها مدام خانه عوض کنی و بعد مدرسهات هم عوض بشود و دوستانت را از دست بدهی و مجبور باشی وسط سال بروی توی یک کلاس جدید، زندگی خیلی سخت میشود. همهچیز پیچیده میشود، حتی سادهترین چیز، مثل ایستادن در صف کلاس چهارم.
اینها مصائب نیکی بودن است، شخصیت اصلی مجموعهرمان نیکی گلسرخ که فریبا کلهر نوشته و نشر افق با تصویرگری ویدا کریمی منتشر کرده؛ دختری کوچک که پدرش کارگر یک خشکشویی است و باید بهخاطر دستور صاحبخانهای که خانهاش را وسط سال تحصیلی نیاز دارد، اسبابکشی کنند و به خانهی جدید و محلهی جدید و اصلاً همهچیز جدیدی بروند.
شاید فکر کنید خیلی اتفاق عجیبی نیفتاده و تعادل زندگی خیلی به هم نخورده، اما اگر یک کودک ابتدایی باشید تمام این ماجراها به هم خوردن تعادل زندگی است. محیط و دوستان چیزهایی هستند که نیکی را با دور و برش پیوند میدهند و تغییر همه اینها میتواند اضطراب، تنش و نگرانی ایجاد کند. اما یک عنصر خیلی مهم در کنار نیکی قرار دارد، خانواده. پدر و مادر نیکی، حمایتگر و شنونده خوبی هستند. هر چند مادر گاهی شاکی میشود و پدر شوخی میکند، اما همه اینها در کنار نیکی و احساساتش رخ میدهد. کودکی که حمایت خانواده را در موقعیتهای مختلف تجربه میکند، هیچگاه خودش را بیپناه و سرگردان نمیبیند و میتواند چارهجویی کند. میتواند مسائل دور و برش را با اشخاص مطمئنی مطرح کند و مشورت بگیرد.
چارهجویی جواب میدهد اما مشکلات قرار نیست به این راحتی تمام شوند، و این گرهافکنیهای مداوم در داستانهای نیکی گلسرخ است که مشکلات ریزودرشتِ دوروبر کودک را نشان میدهد و تأثیری که میتواند بر او داشته باشد. در کنار این، جذابیت داستان هم بالا میرود. ما گاهی از روزمرگیهای کودکان غافل میشویم، اتفاقاتی که ممکن است هر روز برایشان رخ دهد، برای بزرگترها اموری پیشپا افتاده و غیر مهم هستند، اما برای بچهها اینها خود زندگیاند و تمامشان بر شخصیت و خلقوخویشان در بزرگسالی اثر میگذارد.
تجربه زیسته کودکان در مدرسه معمولاً ترکیبی از شادیها، چالشها و یادگیریهای گوناگون است. بسیاری از کودکان اولین دوستیهای خود را در مدرسه پیدا میکنند و از طریق بازیها و فعالیتهای گروهی، مهارتهای اجتماعیشان را تقویت میکنند. همچنین، یادگیری موضوعهای جدید و کشف دنیای علم و هنر میتواند لحظات هیجانانگیزی برای آنان فراهم کند. اما از سوی دیگر، چالشهایی مانند امتحانات، تکالیف و گاهی حتی مشکلاتی مانند برخورد با زورگوییها میتواند برای کودکان استرسزا باشد و ما در کلاس نیکی یک زورگو داریم به نام تاتیانا.
زورگوها معمولاً افرادی هستند که با استفاده از قدرت فیزیکی، کلامی یا اجتماعی، دیگران را تهدید یا اذیت میکنند. این رفتارها میتواند شامل تمسخر، تهدید، ضرب و شتم، یا حتی انتشار شایعات نادرست باشد. تاتیانا از این طریق وارد میشود، او پدر وکیلی دارد که وسیلهای برای فخرفروشی است، میتواند خودش را از نظر اجتماعی بالاتر ببیند. اما ماجرا به همینجا ختم نمیشود، و بعد از اینکه نیکی مراحل زورگویی تاتیانا را رد میکند کار به ضرب و شتم میرسد.
همه در برابر این زورگویی رفتار یکسانی ندارند. مثلاً آناهیتا تا مدتها رابطه خودش و پدرش را در مدرسه مخفی نگه میدارد. او هم قربانی زورگویی اجتماعی دیگران است. تأثیرات زورگویی بر قربانیان میتواند بسیار عمیق باشد. بسیاری از دانشآموزانی که مورد زورگویی قرار میگیرند، دچار اضطراب، افسردگی، کاهش اعتمادبهنفس و مشکلات تحصیلی میشوند. همچنین، این تجربهها میتواند تأثیرات بلندمدتی بر سلامت روانی و اجتماعی فرد داشته باشد. اما نیکی به آناهیتا کمک میکند که بر این مشکل هم غلبه کند.
تجربه زیسته کودکان در مدرسه تأثیر عمیقی بر رشد و توسعه شخصیتی و تحصیلی آنان دارد. مجموعه نیکی گلسرخ نوشته فریبا کلهر که نشر افق منتشر کرده است، با کمک داستانها و ماجراهایی در مدرسه با تجربه زیسته بچهها همراهی میکند و تنشها و مشکلاتی را با آنها مطرح و بعد حل میکند.