اگر آقای شهید ایران روبهرویتان بود، چه شعری برایشان میخواندید؟

خبرگزاری مهر، گروه استانها: حمیدرضا عبدالمنافی _ اگر آقای شهید ایران امروز روبهروی شما مینشست، کدام یک از شعرهایتان را برای ایشان میخواندید؟ این سؤال را از چند شاعر البرزی پرسیدیم. پاسخها متفاوت بود؛ یکی سراغ غزلی درباره شهید و سردار رفت، دیگری خاطره سالهای قبل و شعرخوانی در محضر رهبر شهید را به یاد آورد و شاعری جوان هم شعری را انتخاب کرد که از فقدان، دلتنگی و ماندگاری نام شهید میگفت.
این سؤال بخشی از برنامه ادبی «فیروزه در غبار» بود؛ نشستی از سلسله جلسات شعر فیروزه در استان البرز که این بار به یادبود و بزرگداشت رهبر شهید ایران اختصاص داشت. این برنامه با همکاری حوزه هنری انقلاب اسلامی و بنیاد شهید و امور ایثارگران استان البرز، در سالن روق ادارهکل تبلیغات اسلامی استان برگزار شد و جمعی از شاعران آیینی و انقلابی استان در آن حضور داشتند.
مهمان ویژه این جلسه هم علیرضا قزوه بود؛ شاعری که سالها در جلسات شعر نیمه رمضان و دیدار شاعران با رهبر شهید حضور داشته و بخشی از این جلسات را نیز برگزار کرده است.
هادی جانفدا، شاعر و میزبان جلسه شعر فیروزه، درباره این برنامه توضیح داد که جلسه حاضر به صورت ویژه برای یادبود و بزرگداشت رهبر شهید انقلاب اسلامی برگزار شده است.
وی گفت: این برنامه به همت بنیاد شهید استان البرز و حوزه هنری انقلاب اسلامی برگزار میشود و افتخار داریم که این جلسه از سلسله جلسات فیروزه به صورت ویژه به بزرگداشت و یادبود رهبر شهید انقلاب اسلامی اختصاص پیدا کرده است.
جانفدا با اشاره به ارتباط رهبر شهید با شعر و ادبیات ادامه داد: ایشان از جنبههای مختلف با ادبیات و شعر ارتباط داشتند؛ هم شاعر بودند و هم ادیب و سالهای سال، از زمانی که رئیسجمهور بودند، جلسات شعر سالانه ایشان برگزار میشد.
به گفته وی، این جلسات در طول سالها به یکی از مهمترین محافل شعر کشور تبدیل شده بود و حضور علیرضا قزوه در برنامه کرج نیز فرصتی بود تا بخشی از خاطرات این جلسات برای شاعران البرزی بازگو شود.
روایتی از بیش از سه دهه جلسات شعر
علیرضا قزوه در این نشست به سابقه جلسات شعر نیمه رمضان اشاره کرد و گفت این جلسات بیش از ۳۵ سال ادامه داشته است.
وی که تقریباً از نخستین جلسات در آنها حضور داشته، گفت به جز یک سال که به دلیل حضور در خارج از ایران نتوانسته در جلسه شرکت کند، در بیشتر این سالها در این برنامهها حضور داشته است.
قزوه گفت جلسات ابتدا با حدود ۳۰ تا ۴۰ شاعر آغاز شد و در آخرین دیدار، تعداد شاعران حاضر به بیش از ۲۵۰ تا ۳۰۰ نفر رسید.
این شاعر ملی درباره فضای این جلسات نیز گفت: جدیترین جلسه ادبی کشور همین جلسه بود. حضرت آقای شهید با حوصله چند ساعت وقت میگذاشتند، به شعرها گوش میدادند و نظر میدادند و واقعاً حضور ایشان غنیمت بود.
قزوه همچنین درباره شعرهایی که پس از شهادت برای رهبر شهید سروده شده است، از انتشار مجموعهای با عنوان «جهان مرد» خبر داد.
به گفته او، حدود یک ماه پس از خاکسپاری آقای شهید ایران کار انتشار این مجموعه آغاز شده و تاکنون ۱۰ جلد از آن منتشر شده است. در این مجموعه شعر شاعران بیش از ۴۰ کشور گردآوری شده که پنج جلد آن مربوط به شاعران ایران و پنج جلد دیگر مربوط به شاعران کشورهای دیگر است.
قزوه همچنین افزود که جمعآوری شعرها همچنان ادامه دارد و پیشبینی میکند تا سالگرد رهبر شهید، تعداد جلدهای این مجموعه به حدود ۱۵ یا ۱۶ جلد برسد.
شاعران البرز و یک سؤال
اما بخش دیگری از برنامه به شعرخوانی شاعران البرزی اختصاص داشت. در حاشیه این برنامه از تعدادی از شاعران پرسیدیم اگر فرصتی برای دیدار با «آقای شهید ایران» داشتند و قرار بود تنها یک شعر از سرودههای خود را برای او بخوانند، چه شعری را انتخاب میکردند.
زینب پاشایی، شاعر آیینی و انقلابی شهر کرج، غزلی را انتخاب کرد که از شهادت، سرداران و ماندگاری نام شهید میگوید.

او شعرش را اینطور آغاز کرد:
گرچه گاهی مینویسند از شما خودکارها
دشت لاله کی به وصف آید در این شنزارها؟
پاشایی در ادامه این غزل میسراید:
با شهامت زندهاید و با شهادت میروید
شکل هم هستند گویا غالباً سردارها
خوشتر از مشک ختن شد عطرتان در شهر ما
بیثمر شد زحمت صدساله عطارها
این طرف در بین خوبان کوهی از لطف و صفا
آن طرف بودید تلخ و سخت با غدارها
چشم شیران خود به تنهایی حریف لشکریست
میزنند از پشت خنجر لاجرم کفتارها
طبل پیروزی نکوب از کشتن یار علی
چون که دار پیر ما در کوی عمارها
مثل زینب جز به زیبایی ندیدم قصه را
نزد ما بیشک تفاوت میکند معیارها
این غزلها هیچگه در وصفتان کامل نشد
گرچه گاهی مینویسند از شما خودکارها
شعری که با یک خاطره قدیمی همراه بود
معصومه کاظمپور، شاعره البرزی، برای پاسخ به این سؤال سراغ شعری رفت که پیش از این نیز آن را در محضر رهبر شهید خوانده بود.
وی گفت در سال ۱۳۹۲ در دیدار با رهبر شهید، شعری در مدح امیرالمؤمنین(ع) خوانده و این شعر مورد توجه و تشویق ایشان قرار گرفته است.
کاظمپور با یادآوری آن خاطره گفت:
علی کیست؟
مولا که خود بنده است
شراب تهور، او تابنده است
برای کاظمپور، انتخاب این شعر فقط انتخاب یک سروده نبود؛ خاطرهای از سالهای قبل بود که با این جلسه دوباره برایش زنده شد.
حمیدرضا ندیمی، شاعر جوان کرجی، نیز شعری را انتخاب کرد که فضای آن بیشتر به سوگ و فقدان نزدیک است.
او شعر خود را با این ابیات آغاز کرد:
گرفتند از نگاه ما دو چشم مهربانت را
خدا لعنت کند تا روز محشر دشمنانت را
ندیمی در ادامه از فدا شدن برای عزت خاک، خونخواهی و ماندگار ماندن نام شهید سخن میگوید و در پایان میخواند:
به روی قلبهای مرده هم دستی بکش ای ماه
دریغ از ما مکن دریای مهر بیکرانت را
روایت شاعرانه از سوگ
ابوالفضل ویسه، دیگر شاعر جوان کرجی، شعر خود را با تصاویری از سوگ و شهادت همراه کرده است؛ فانوس، گلاب، گلزار و مادر از جمله تصاویری هستند که در شعر او دیده میشوند.
فانوس را گذاشت به سنگی که سرخ بود
بوی گلاب میرسد از رد رقص عود
گلزار خسته از غم ایهام پیکرش
مادر برای غنچهاش اسفند کرده دود
ویسه در ادامه میگوید:
شیرینی شکستهنویسی کشیدگی است
گویی شهید در جریان است مثل رود
ما را میان نفس به زنجیر مال بست
پروانه پر کشید از این شمع بیوجود
قنداقه کرده بود جهان را شیبی و حال
با چادرش غبار غم قاب را ربود
گاهی صدای قافیهها درد میکند
دیرینه است درد دل آدم از هبوط
باور نکرد نام کسی روی سنگ نیست
لالاییاش تمام شد و حمد را سرود
خاطراتی که دوباره مرور شد
مهسا ایمانی، شاعر و نویسنده استان البرز و دبیر و مجری جلسات شعر فیروزه، نیز درباره این برنامه گفت که این نشست با محوریت یادبود رهبر شهید برگزار شده و جمعی از شاعران فعال استان البرز در آن حضور داشتند.
وی با اشاره به برگزاری منظم جلسات شعر فیروزه در روزهای دوشنبه گفت هادی جانفدا استاد این جلسات است و در این برنامه نیز شاعران البرزی میزبان علیرضا قزوه بودند.
ایمانی افزود که قرار بود در این جلسه شاعران ابتدا با شعرهای خود یاد رهبر شهید را گرامی بدارند و در ادامه، بخشی از خاطرات مربوط به دیدار شاعران با ایشان نیز مرور شود.
به گفته این بانوی شاعره کرجی، حضور قزوه فرصت مناسبی بود تا خاطرات جلسات شعر نیمه رمضان و دیدارهای شاعران با رهبر شهید دوباره برای شاعران البرزی روایت شود.

جلسه شعر «فیروزه در غبار» در نهایت به محفلی برای شعرخوانی و مرور خاطرات تبدیل شد.
قزوه از بیش از سه دهه جلسات شعر و دیدار شاعران گفت، مسئولان و برگزارکنندگان درباره هدف برگزاری این نشست توضیح دادند و شاعران البرزی نیز هرکدام با انتخاب شعری، پاسخ خود را به یک سؤال مشترک دادند.
سؤال ساده بود، اما پاسخها هرکدام بخشی از نگاه شاعر را نشان میداد؛ یکی از سردار و شهادت گفت، دیگری به خاطره یک دیدار قدیمی برگشت و شاعری جوان از سوگ و ماندگاری نام شهید خواند.
در این میان، شعر برای شاعران البرزی فقط یک متن برای خواندن روی تریبون نبود؛ راهی بود برای بازگویی خاطرات و حرفهایی که شاید در قالب نثر به این سادگی نمیشد بیانشان کرد.
