فرهنگ و ادبیات

روایت یمن به میز ادبیات بیداری می‌رسد/ روایت مقاومت پشت سد ترجمه

خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری: در بخش نخست گفتگو با عنوان « ۷ اکتبر چگونه مأموریت دفتر هنر و ادبیات بیداری را تغییر داد؟» به ماموریت این دفتر در شرایط حال حاضر پرداختیم. در بخش دوم این گفتگو قرار است به سراغ ادبیات مقاومت برویم که در سال‌های اخیر از مرزهای جغرافیایی عبور کرده و روایت ملت‌ها از مبارزه، ایستادگی و بیداری را به یکی از عرصه‌های مهم تولید و ترجمه آثار فرهنگی تبدیل کرده است. در این میان، دفتر هنر و ادبیات بیداری حوزه هنری با تمرکز بر تحولات منطقه و جریان‌های مقاومت، تلاش کرده است دامنه فعالیت خود را از ارتباطات فرهنگی و برنامه‌های بین‌المللی به تولید و ترجمه آثار روایی و مستند گسترش دهد.

ترجمه در این مسیر یکی از مهم‌ترین و در عین حال چالش‌برانگیزترین بخش‌های فعالیت دفتر است؛ چراکه انتقال یک اثر از زبانی به زبان دیگر تنها به برگردان واژه‌ها محدود نمی‌شود و درک درست مفاهیم، اصطلاحات، فضای فرهنگی و ادبی متن اصلی را نیز طلب می‌کند. تعدد ترجمه‌های یک اثر، ضعف در تطبیق متن با اصل، استفاده نادرست از ترجمه ماشینی و نبود سازوکار مشخص برای رساندن آثار ترجمه‌شده به مخاطب خارجی، از جمله مسائلی است که در این حوزه مطرح می‌شود. دفتر بیداری در سال‌های اخیر با تعریف سازوکارهایی مانند ویرایش تخصصی ترجمه، بازخوانی و تدوین شیوه‌نامه، تلاش کرده است کیفیت آثار خود را ارتقا دهد.

در بخش دوم، در گفت‌وگو با مرتضی قاضی، مدیر دفتر هنر و ادبیات بیداری، و معصومه رامهرمزی، کارشناس این دفتر، درباره چالش‌های ترجمه، مأموریت جدید دفتر و مسیر پیش‌روی ادبیات بیداری گفت‌وگو کرده‌ایم که در ادامه از نظر می‌گذرانید.

* با توجه به اینکه برخی آثار درباره فلسطین و مقاومت هم‌زمان توسط چند ناشر مختلف ترجمه و منتشر می‌شوند، این تعدد ترجمه‌ها و انتشار آثار مشابه را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آیا این روند به تکرار و کلیشه در ادبیات مقاومت منجر نمی‌شود؟

قاضی: یکی از مشکلاتی که در حوزه انتشار کتاب‌های مرتبط با فلسطین وجود دارد، انتشار یک اثر با ترجمه‌های متعدد از سوی چند ناشر است. البته این مسئله را می‌توان از دو زاویه بررسی کرد. از یک سو، ممکن است نشان‌دهنده ضعف هماهنگی میان ناشران و مترجمان باشد، اما از سوی دیگر می‌تواند بیانگر اهمیت و کیفیت یک اثر باشد؛ به این معنا که چند ناشر، با رویکردهای مختلف، یک کتاب را در میان آثار متعدد موجود درباره فلسطین در زبان‌های عربی و انگلیسی، شایسته ترجمه و انتشار تشخیص داده‌اند.

با این حال، مسئله اصلی این است که سازوکار مشخصی برای ثبت و اطلاع‌رسانی درباره ترجمه یک اثر وجود ندارد. برای نمونه، کتاب‌هایی مانند «صداهای چرنوبیل» ترجمه‌های متعددی دارند و مخاطبی که اطلاعات کافی درباره کتاب نداشته باشد، ممکن است با چند ترجمه متفاوت مواجه شود و حتی نداند ترجمه نخست یا اصلی کدام است.

در حال حاضر نیز این امکان وجود دارد که مترجمی بدون اعلام عمومی یا ثبت ترجمه، کار ترجمه یک کتاب را آغاز کند و پس از چند ماه، در حالی که هنوز با ناشری قرارداد نبسته است، مترجم دیگری همان اثر را ترجمه و زودتر منتشر کند. مواردی از این دست درباره برخی کتاب‌ها، از جمله «خار و میخک»، نیز رخ داده است. پس از شهادت شهید یحیی سنوار مشخص شد که برخی گروه‌ها از مدت‌ها قبل ترجمه این اثر را آغاز کرده بودند، بدون آنکه اطلاع‌رسانی مشخصی درباره آن وجود داشته باشد.

البته سامانه‌های موجود لزوماً وظیفه‌ای برای جلوگیری از چنین اتفاقاتی ندارند، اما به نظر می‌رسد در حوزه ترجمه کتاب، نیاز به سازوکاری وجود دارد که مترجم هنگام انتخاب یک اثر بتواند بررسی کند آیا ترجمه آن پیش‌تر توسط فرد دیگری آغاز شده است یا خیر.

رامهرمزی: یکی از نکاتی که درباره تعدد ترجمه‌های یک اثر باید در نظر گرفت، این است که در حوزه ترجمه، ممنوعیت یا محدودیت قانونی مشخصی برای ترجمه چندباره یک کتاب وجود ندارد. بنابراین نمی‌توان صرفاً تعدد ترجمه‌ها را به‌عنوان یک آسیب در نظر گرفت؛ چراکه گاهی اهمیت موضوع یا کیفیت و محتوای یک اثر باعث می‌شود چند مترجم و ناشر به سراغ آن بروند.

این مسئله تنها به کتاب‌های حوزه مقاومت و فلسطین محدود نمی‌شود و در آثار پژوهشی، رمان‌ها و داستان‌ها نیز نمونه‌های متعددی از ترجمه‌های مختلف وجود دارد. برای مثال، برخی آثار ماندگار ادبی مانند «بینوایان» ترجمه‌های متعددی دارند و ناشران مختلف همچنان به انتشار ترجمه‌های جدیدی از آنها می‌پردازند. بنابراین، کتابی که از نظر موضوعی اهمیت دارد یا تقاضای بالایی برای آن وجود دارد، می‌تواند بارها ترجمه و منتشر شود.

صدرالدین، مترجم اثر، با نویسنده کتاب که یک یهودی مخالف رژیم صهیونیستی و ساکن استرالیاست، ارتباط برقرار کرده و برای نسخه فارسی، مقدمه‌ای از خود نویسنده دریافت کرده است

در دفتر هنر و ادبیات بیداری نیز با توجه به اهمیت موضوع، گاهی تصمیم گرفته می‌شود اثری که پیش‌تر توسط ناشر دیگری ترجمه شده، مجدداً مورد ترجمه و انتشار قرار گیرد. برای نمونه، کتاب «آزمایشگاه فلسطین» از جمله آثاری است که از نظر محتوایی اهمیت ویژه‌ای دارد. این کتاب حاصل پژوهش و تحقیقات یک خبرنگار طی حدود ۱۲ سال است و به ابعادی از خشونت و عملکرد رژیم صهیونیستی می‌پردازد که در بسیاری از آثار پیشین کمتر مورد توجه قرار گرفته است. به همین دلیل، حتی با وجود ترجمه قبلی، تصمیم گرفته شد این اثر در دفتر بیداری نیز مورد توجه قرار گیرد؛ چراکه می‌تواند به افزایش آگاهی جامعه درباره ابعاد کمتر شناخته‌شده مسئله فلسطین کمک کند.

در دفتر هنر و ادبیات بیداری، هم‌زمان با توجه به کیفیت ترجمه، سازوکارهایی برای ارتقای کیفیت آثار نیز در نظر گرفته شده است. یکی از این اقدامات، استفاده از ویراستار تخصصی ترجمه در کنار مترجم است. این ویراستار می‌تواند کاستی‌های احتمالی متن ترجمه‌شده را بررسی و اصلاح کند.

همچنین دفتر دارای شیوه‌نامه ترجمه است که با برگزاری مجموعه‌ای از جلسات و کارگاه‌های تخصصی تدوین شده است. این جلسات طی حدود ۱۰ نشست برگزار شد و تلاش شده است اصول و استانداردهای مشخصی برای ترجمه آثار دفتر تدوین شود.

در حوزه ترجمه، مسئله صرفاً سردرگمی مخاطب نیست؛ چراکه مخاطبی که اهل کتاب و مطالعه باشد، به مرور زمان می‌تواند تفاوت میان ترجمه‌ها و توانایی مترجمان مختلف را تشخیص دهد و متوجه شود کدام مترجم یا کدام مجموعه، اثر را با کیفیت بیشتری ترجمه و ارائه کرده است.

ما در دفتر هنر و ادبیات بیداری برای کیفیت ترجمه آثار، زمان و هزینه قابل توجهی صرف می‌کنیم. علاوه بر ترجمه، فرآیند ویرایش تخصصی ترجمه نیز انجام می‌شود و پس از آن، بازخوانی نهایی اثر را نیز خودم انجام می‌دهم. به این ترتیب، متن ابتدا توسط مترجم ترجمه می‌شود، سپس ویراستار آن را بررسی و اصلاح می‌کند و در مرحله نهایی نیز متن را بازخوانی می‌کنم تا اگر نکته‌ای در مراحل قبل باقی مانده باشد، اصلاح شود.

* دفتر هنر و ادبیات بیداری برای جلوگیری از موازی‌کاری، تکرار و انتخاب آثار مشابه چه تدبیری اندیشیده است؟

قاضی: یکی از اقدامات مهم دفتر در حوزه ترجمه، تلاش برای ایجاد ارزش افزوده در ترجمه آثار است. برای نمونه، یکی از کتاب‌هایی که به‌تازگی منتشر شده، «تا روشنایی» است که خاطرات همسر شیخ زکزاکی را روایت می‌کند. این اثر پیش‌تر از زبان هوسایی به انگلیسی ترجمه شده بود و در ادامه، ترجمه فارسی آن در دفتر انجام شد. در فرآیند ترجمه، خانم رامهرمزی با همکاری خانم دوستکامی، با خانواده شیخ زکزاکی ارتباط برقرار کردند و با همسر ایشان به زبان انگلیسی گفت‌وگو و مصاحبه انجام دادند تا ترجمه کتاب با روایت مستقیم خانواده همراه شود.

این کتاب پیش از این نیز ترجمه‌ای داشته است، اما در دفتر بیداری تلاش شد صرفاً یک ترجمه دیگر به بازار ارائه نشود، بلکه با ارتباط مستقیم با خانواده و افزودن اطلاعات و روایت‌های جدید، ارزش افزوده‌ای به اثر اضافه شود.

این رویکرد در کتاب «آزمایشگاه فلسطین» نیز دنبال شده است. صدرالدین، مترجم اثر، با نویسنده کتاب که یک یهودی مخالف رژیم صهیونیستی و ساکن استرالیاست، ارتباط برقرار کرده و برای نسخه فارسی، مقدمه‌ای از خود نویسنده دریافت کرده است. به این ترتیب، ترجمه فارسی اثر تنها بازگردانی متن اصلی نیست، بلکه با ارتباط مستقیم با پدیدآورنده و دریافت محتوای جدید، ارزش افزوده‌ای برای مخاطب ایجاد شده است.

به اعتقاد ما، اگر قرار است یک اثر با ترجمه‌های متعدد منتشر شود، هر ترجمه باید مشخص کند چه چیزی به اثر اضافه می‌کند. ناشر و مترجم باید برای مخاطب، وقت و هزینه‌ای که صرف خرید و مطالعه کتاب می‌کند، ارزش قائل باشند و تلاش کنند محصول نهایی با کیفیت و تمایز بیشتری ارائه شود.

یکی از مشکلات اساسی در این زمینه، نبود سازوکار مشخص برای رعایت حقوق مؤلف و ناشر خارجی است. در شرایطی که الزام مشخصی برای خرید کپی‌رایت وجود ندارد، ممکن است چند مترجم و ناشر بدون اطلاع از فعالیت یکدیگر، ترجمه یک اثر را آغاز کنند. از سوی دیگر، دسترسی آسان به نسخه‌های دیجیتال کتاب و ابزارهای ترجمه ماشینی و هوش مصنوعی نیز فرآیند ترجمه را ساده‌تر کرده است. همین مسئله ضرورت توجه بیشتر به کیفیت، تحقیق، ارتباط با نویسنده و ایجاد ارزش افزوده در ترجمه را دوچندان می‌کند.

* با توجه به تجربه دفتر هنر و ادبیات بیداری در ترجمه آثار حوزه مقاومت، مهم‌ترین چالش‌ها و آسیب‌هایی که امروز در مسیر ترجمه این آثار وجود دارد چیست و دفتر برای مواجهه با این چالش‌ها چه رویکردی در پیش گرفته است؟

رامهرمزی: یکی از مشکلاتی که در بررسی ترجمه‌ها با آن مواجه شده‌ایم، عدم تطبیق دقیق متن ترجمه‌شده با متن اصلی است. برای نمونه، در یکی از آثار متوجه شدیم مترجم بخشی از متن، حدود چند خط، را اصلاً ترجمه نکرده است. در مواردی نیز دلیل این اتفاق، دشواری متن و ناتوانی مترجم در درک دقیق مفهوم بوده است. به همین دلیل، تطبیق متن اصلی با ترجمه اهمیت بسیار زیادی دارد.

زمانی که آقای قاضی مسئولیت دفتر را بر عهده گرفتند، تعدادی کتاب از دوره قبل به ما منتقل شده بود که باید به سرانجام می‌رساندیم. یکی از این مجموعه‌ها حدود شش کتاب از لبنان بود که ترجمه آنها با دشواری‌های زیادی مواجه شده بود. برخی نویسندگان لبنانی در دهه‌های اخیر، نثری عاطفی، ادبی و گاه بسیار انتزاعی دارند و ترجمه چنین متونی از دشوارترین انواع ترجمه محسوب می‌شود.

ادبیات بیداری را نمی‌توان یک جریان جدا از ادبیات پایداری دانست؛ بلکه این دو در امتداد یکدیگر شکل گرفته‌اند و ادبیات بیداری را می‌توان مرحله‌ای از بلوغ و گسترش ادبیات مقاومت در عرصه بین‌المللی دانست

در یکی از این آثار، برای مثال، مترجم با یک تعبیر انتزاعی مواجه شده بود و به دلیل درک نکردن معنای آن، عبارت را به شکل کاملاً تحت‌اللفظی ترجمه کرده بود؛ به‌گونه‌ای که جمله در فارسی معنای روشنی نداشت. نمونه‌های متعددی از این دست در متن وجود داشت و اگر کتاب با همان ترجمه منتشر می‌شد، مخاطب در بسیاری از بخش‌ها نمی‌توانست مفهوم نویسنده را درک کند.

این مشکل امروز با ورود هوش مصنوعی به حوزه ترجمه، ابعاد دیگری نیز پیدا کرده است. برخی مترجمان در مواجهه با بخش‌های دشوار متن، به جای مراجعه به منابع، بررسی اصطلاحات و تلاش برای فهم دقیق مفهوم، از ابزارهای هوش مصنوعی استفاده می‌کنند و همان خروجی را وارد متن می‌کنند. البته منظور این نیست که همه مترجمان چنین رویکردی دارند، اما این مسئله در برخی آثار قابل مشاهده است.

در مورد کتاب خاطرات همسر شیخ زکزاکی نیز با چنین مسئله‌ای مواجه شدیم. پس از مطالعه ترجمه اولیه، احساس می‌کردم برخی بخش‌های کتاب به‌درستی قابل فهم نیست. حتی خودم بعضی قسمت‌ها را چند بار خواندم، اما همچنان مفهوم را دریافت نمی‌کردم. وقتی با همسر شیخ زکزاکی درباره کتاب صحبت کردم، ایشان نیز با وجود اینکه فارسی نمی‌خوانند، از بازخورد فارسی‌زبانانی که کتاب را مطالعه کرده بودند، نقل کردند که ترجمه برایشان قابل فهم نبوده است.

به همین دلیل، در دفتر زمان قابل توجهی برای بررسی و اصلاح این اثر صرف شد. درباره مجموعه کتاب‌های لبنان نیز فرآیند ترجمه، تطبیق، بازنویسی و ویرایش مجدد بیش از یک سال زمان برد تا متن نهایی به کیفیتی برسد که بتوان آن را در شأن مخاطب منتشر کرد.

البته این مسئله تنها به آثار ادبی یا حوزه مقاومت محدود نمی‌شود. سال گذشته نیز چند کتاب مرجع دانشگاهی در حوزه‌ای کاملاً تخصصی برای بررسی در اختیار ما قرار گرفت که ترجمه و حتی ویرایش آنها به‌قدری ضعیف بود که دانشجویان می‌گفتند این آثار، منابع امتحان جامع دکتری آنهاست، اما نمی‌توانند مفهوم مطالب را به‌درستی متوجه شوند. حتی در ادامه، یکی از استادان درخواست کرد این آثار مجدداً ویرایش و به فارسی روان‌تر بازگردانده شوند.

بنابراین، تجربه این آثار نشان می‌دهد که کیفیت ترجمه، تنها به انتقال واژه‌ها از یک زبان به زبان دیگر محدود نمی‌شود و درک دقیق متن، تطبیق با اصل اثر و بازآفرینی مفهوم در زبان مقصد، بخش جدایی‌ناپذیر یک ترجمه حرفه‌ای است.

روایت یمن به میز ادبیات بیداری می‌رسد/ روایت مقاومت پشت سد ترجمه

قاضی: برای حل این مشکلات، سراغ دکتر نظری رفتیم و با ایشان درباره چگونگی ارتقای کیفیت ترجمه‌ها گفت‌وگو کردیم. در ادامه، یک دوره کارگاه تخصصی حدود ۱۰ جلسه‌ای برگزار شد که خانم حقیقت و تیم ایشان نیز در این مسیر همکاری داشتند.

هدف این بود که در نهایت، یک شیوه‌نامه مشخص برای ترجمه تدوین کنیم تا رویکرد دفتر در ترجمه آثار، به‌ویژه در ترجمه‌های تطبیقی، روشن و یکدست باشد. با همکاری دانشگاه تربیت مدرس نیز تلاش کردیم این شیوه‌نامه به شکل دقیق و تخصصی تدوین شود و مبنای کار ترجمه‌های دفتر قرار بگیرد.

بخشی از این رویکرد در مجموعه‌ای از کتاب‌های دفتر نیز اجرا شده است؛ از جمله آثاری مانند «خرابکار ۵۰۱۷» و «مسابقه با قطار» و چند عنوان دیگر که در همین رده قرار می‌گیرند. در واقع، تجربه کار روی این آثار و برگزاری کارگاه‌های تخصصی، به تدوین شیوه‌نامه‌ای منجر شد که امروز مبنای بخشی از فعالیت‌های ترجمه دفتر هنر و ادبیات بیداری است.

* با توجه به پیوند میان ادبیات پایداری و ادبیات بیداری، آیا شکل‌گیری ادبیات بیداری را می‌توان مرحله‌ای از گسترش ادبیات مقاومت از سطح ملی به عرصه بین‌المللی دانست؟

رامهرمزی: یک نکته مفهومی نیز در این زمینه وجود دارد که به نظر من باید به آن توجه کرد. با گذشت زمان و تحولاتی که در دهه‌های پس از انقلاب اسلامی رخ داد، حرکت از «ادبیات پایداری» به سمت «ادبیات بیداری» تا حد زیادی اجتناب‌ناپذیر بود. چراکه مقاومت و پایداری ملت‌ها، زمینه‌ساز بیداری آنها می‌شود و طبیعی است که در ادامه این جریان، ادبیات بیداری نیز شکل بگیرد.

به بیان دیگر، شکل‌گیری ادبیات بیداری را می‌توان نتیجه و امتداد همان جریان مقاومت و پایداری دانست. همان‌طور که رهبر شهید انقلاب نیز در برخی بیانات خود بر این نکته تأکید کرده‌اند که مقاومت ملت‌ها موجب بیداری و آگاهی آنها شده و آنان را در برابر ظلم و نظام سلطه، از جمله رژیم صهیونیستی، قرار داده است.

بنابراین، ادبیات بیداری را نمی‌توان یک جریان جدا از ادبیات پایداری دانست؛ بلکه این دو در امتداد یکدیگر شکل گرفته‌اند و ادبیات بیداری را می‌توان مرحله‌ای از بلوغ و گسترش ادبیات مقاومت در عرصه بین‌المللی دانست.

یکی از رسالت‌های مهم ادبیات بیداری این است که در نقاط مختلف جهان، انسان‌های همسو با گفتمان مقاومت و آزادی‌خواهی را شناسایی کند. باید ببینیم در آمریکای جنوبی، آفریقای جنوبی، ترکیه، اروپا و دیگر مناطق، نقاط مشترک ما با انسان‌های آزاده و بیدار چیست و چگونه می‌توان با وجود تفاوت‌های اعتقادی و فکری، بر این اشتراکات تکیه کرد

*مهم‌ترین موانع در رساندن کتاب‌های ترجمه‌شده از مرحله تولید به دست مخاطب خارجی چیست و دفتر هنر و ادبیات بیداری برای حل این چالش چه برنامه‌ای دارد؟

رامهرمزی: در ادامه همان بحث رهبر شهید انقلاب، کتاب خودم، «یکشنبه آخر»، نیز به چند زبان ترجمه شد. این اثر ابتدا به زبان عربی ترجمه و در نمایشگاه فرانکفورت از ترجمه آن رونمایی شد و قرار بود این روند برای زبان‌های دیگر نیز ادامه پیدا کند.

اما این مسیر در نهایت به نتیجه مطلوب نرسید؛ چراکه بخش مهمی از رویکرد مورد نظر رهبر شهید انقلاب این بود که آثار ترجمه‌شده صرفاً به مخاطب ایرانی بازنگردند، بلکه در کشورهای مختلف منتشر شوند و مردم دیگر کشورها نیز با واقعیت‌ها و روایت‌های موجود در این آثار آشنا شوند.

برای تحقق این هدف، صرف ترجمه کتاب کافی نیست و باید ارتباط مؤثری با ناشران بین‌المللی برقرار شود. یکی از مشکلات ما نیز همین مسئله است. با وجود تلاش‌هایی که در حوزه ترجمه صورت گرفته، هنوز در زمینه کپی‌رایت و سازوکارهای حرفه‌ای نشر بین‌الملل به جایگاه مطلوبی نرسیده‌ایم.

در نتیجه، برخی کتاب‌هایی که به زبان‌های مختلف ترجمه شده‌اند، در نهایت در انبارها باقی مانده‌اند و به مخاطب خارجی نرسیده‌اند. در حالی که باید از مرحله ترجمه فراتر برویم و در کشورهای مختلف ناشر مناسب پیدا کنیم، با ناشران فعال در آن کشورها ارتباط بگیریم، برای انتشار و توزیع آثار به توافق برسیم و در نهایت کتاب را به دست مخاطب واقعی آن کشور برسانیم.

روایت یمن به میز ادبیات بیداری می‌رسد/ روایت مقاومت پشت سد ترجمه

قاضی: این اتفاق هنوز به شکل جدی در حوزه ادبیات مقاومت رخ نداده است. منظور از ترجمه زین‌سو، ترجمه آثار ایرانی به زبان‌های دیگر و ارائه آنها به مخاطبان خارج از کشور است. ما زمانی که در مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس فعالیت می‌کردیم، به دلیل اینکه حوزه ترجمه زیرمجموعه بنده بود، ۱۰ جلسه تخصصی با عنوان «بایسته‌های ترجمه زین‌سو» برگزار کردیم. در این جلسات، استادانی که در حوزه ترجمه به زبان‌های انگلیسی، عربی و سایر زبان‌ها تجربه داشتند، دعوت می‌شدند و درباره الزامات انتقال مفاهیم فرهنگی و بومی به مخاطبان خارجی بحث می‌کردند.

برای مثال، اگر قرار باشد کتابی درباره «شب قدر» یا «محاصره آبادان» به زبان فرانسوی ترجمه شود، مترجم باید بداند چگونه این مفاهیم را برای مخاطب فرانسوی قابل درک کند. صرف ترجمه واژه‌ها و جملات کافی نیست، بلکه باید زمینه فرهنگی و معنایی اثر نیز به مخاطب منتقل شود. مجموعه این جلسات در قالب یک ویژه‌نامه در نشریه «نگین ایران» نیز منتشر شد.

امسال آقای دادمان از دفتر هنر و ادبیات بیداری خواسته‌اند که در کنار مأموریت پیشین، به شکل جدی وارد حوزه ترجمه زین‌سو نیز شود. تا امروز بخش عمده مأموریت ما این بوده که برای مخاطب ایرانی از مقاومت و تحولات جهان روایت کنیم، اما اکنون باید مسیر معکوس را نیز دنبال کنیم؛ یعنی آثار خود را برای مخاطبان کشورهای دیگر تولید و عرضه کنیم.

این کار البته بسیار گسترده است. مخاطب عرب‌زبان یک مخاطب واحد نیست؛ مخاطب عراقی با مخاطب لبنانی، یمنی، مصری یا تونسی تفاوت دارد. همین تفاوت درباره مخاطبان اروپایی، آمریکایی، آفریقایی، هندی، پاکستانی و چینی نیز وجود دارد. ما تازه در حال شناسایی این میدان و بررسی ویژگی‌ها و نیازهای مخاطبان مختلف هستیم و طبیعتاً ورود جدی به این حوزه نیازمند ظرفیت و ساختار گسترده‌ای است.

ما باید برای کتابمان در آن سوی مرزها مخاطب پیدا کنیم. برای نمونه، اگر یک ناشر لبنانی کتابی از ما را انتخاب و منتشر می‌کند، طبیعی است که ابتدا مخاطب خودش را بشناسد؛ مثلاً رزمنده حزب‌الله، خانواده شهدا یا خانواده جانبازان پیجر و بعد از میان آثار ما، بخش‌هایی را انتخاب کند که با نیاز مخاطب خودش تناسب دارد.

بنابراین لزوماً قرار نیست تمام یک کتاب به زبان دیگری ترجمه شود. ممکن است از یک کتاب، پنج فصل از ۱۰ فصل برای مخاطب خاصی مناسب باشد یا حتی از چند کتاب و منبع مختلف، مجموعه‌ای متناسب با نیاز مخاطب آن کشور شکل بگیرد. در اینجا ناشر خارجی صرفاً مجری انتشار نیست، بلکه باید مخاطب خود را بشناسد و بر اساس نیاز او انتخاب و حتی اقتباس کند.

گاهی می‌پرسیم چرا باید فلان کتاب را ترجمه کنیم؟ پاسخ این سؤال باید بر اساس نیاز مخاطب مقصد باشد. همچنین مترجم باید با فرهنگ جامعه مقصد آشنا باشد و ترجیحاً از مترجمی استفاده شود که به زبان و فضای فرهنگی آن جامعه تسلط داشته باشد. در کنار آن، وجود یک ناشر فعال در کشور مقصد که واقعاً مخاطب داشته باشد، اهمیت زیادی دارد.

گاهی صرفاً کتابی را ترجمه می‌کنیم، در کشوری دیگر برای آن رونمایی برگزار می‌کنیم، اما در نهایت می‌بینیم تعداد بسیار محدودی از آن منتشر شده و نسخه‌های کتاب در رایزنی فرهنگی باقی مانده است. این یعنی ما هنوز وارد چرخه واقعی عرضه کتاب در بازار و میان مخاطبان خارجی نشده‌ایم. تا امروز بیشتر انتخاب آثار برای مخاطب داخلی را دنبال کرده‌ایم، اما امسال مأموریت جدیدی به دفتر داده شده تا به‌طور جدی وارد این عرصه شود.

* با توجه به تفاوت‌های فکری و اعتقادی جوامع مختلف، دفتر هنر و ادبیات بیداری چگونه می‌تواند نقاط اشتراک میان جریان‌های آزادی‌خواه جهان و گفتمان مقاومت را شناسایی و در قالب ادبیات بیداری روایت کند؟

رامهرمزی: در حوزه مخاطب، در این دو سه سالی که فعالیت دفتر هنر و ادبیات بیداری را دنبال کرده‌ایم، با یک دنیای جدید مواجه شده‌ایم. ظرفیت کشف در این حوزه بسیار بالاست. فارغ از اتفاقات پرشتاب و غیرقابل پیش‌بینی یکی دو سال اخیر، به این نکته رسیده‌ایم که مردم در نقاط مختلف جهان، متناسب با سبک زندگی و تجربه‌های خود، نگاه‌های متفاوتی به مسائل دارند، اما در برخی موضوعات می‌توان میان نگاه آنها و نگاه ما نقاط مشترکی پیدا کرد.

یکی از رسالت‌های مهم ادبیات بیداری این است که در نقاط مختلف جهان، انسان‌های همسو با گفتمان مقاومت و آزادی‌خواهی را شناسایی کند. باید ببینیم در آمریکای جنوبی، آفریقای جنوبی، ترکیه، اروپا و دیگر مناطق، نقاط مشترک ما با انسان‌های آزاده و بیدار چیست و چگونه می‌توان با وجود تفاوت‌های اعتقادی و فکری، بر این اشتراکات تکیه کرد.

برای مثال، وقتی از نلسون ماندلا، ماهاتما گاندی یا فیدل کاسترو سخن می‌گوییم، نمی‌توان گفت که آنها از نظر اعتقادی و فکری با ما یکسان بوده‌اند، اما در مبارزه با استعمار، ظلم و سلطه آمریکا و رژیم صهیونیستی، می‌توان نقاط اشتراکی میان آنها و گفتمان مقاومت پیدا کرد. به همین دلیل باید از ظرفیت چنین جریان‌هایی در جهان استفاده کنیم.

این مسئله را در تحولات اخیر نیز به‌وضوح مشاهده کردیم. برای نمونه، در کشتی «صمود» افرادی با گرایش‌های فکری و مذهبی متفاوت، حتی با گرایش‌های سلفی، در کنار یکدیگر قرار گرفتند. نقطه اتصال آنها نه الزاماً یک اعتقاد مشترک، بلکه مبارزه با ظلم، نسل‌کشی و دفاع از انسانیت بود. همین نقطه اشتراک می‌تواند یکی از مصادیق بیداری باشد.

البته همان‌طور که توضیح داده شد، در دفتر هنر و ادبیات بیداری، حلقه نخست فعالیت ما کشورهایی هستند که از جنبه‌های مختلف با ما همسو و نزدیک‌اند و طبیعتاً بخش اصلی مأموریت دفتر نیز متوجه این کشورهاست؛ اما حلقه‌های پیرامونی را نیز فراموش نمی‌کنیم و تلاش خواهیم کرد با شناسایی ظرفیت‌های موجود در آنها، ارتباط خود را با جریان‌های آزادی‌خواه و بیدار در نقاط مختلف جهان گسترش دهیم.

روایت یمن به میز ادبیات بیداری می‌رسد/ روایت مقاومت پشت سد ترجمه

*برای سال آینده چه عناوین یا پروژه‌های مهمی در دست انتشار دارید؟

قاضی: در ادامه، با اشاره به گستره پروژه‌های دفتر، می‌توان گفت که فعالیت‌های دفتر هنر و ادبیات بیداری در سال‌های اخیر به کشورهای مختلفی از جمله سوریه، فلسطین، لبنان، عراق، پاکستان، یمن، افغانستان، کشورهای اروپایی از جمله انگلیس، آمریکا، آفریقا، آفریقای جنوبی، چین، تاجیکستان، آذربایجان و ترکیه گسترش پیدا کرده است. برخی از این پروژه‌ها آغاز شده‌اند و برخی دیگر در مرحله ایده و شناسایی سوژه قرار دارند.

برای نمونه، در تاجیکستان اثری درباره نهضت اسلامی این کشور تولید شده که به دلیل برخی ملاحظات، در ایران منتشر نشد و در جای دیگری به انتشار رسید. همچنین در ترکیه سفرنامه‌هایی در دست تولید است و درباره تشییع نیز پروژه‌هایی با محوریت روایت حاضران خارجی در حال انجام است. در این پروژه، با حدود ۵۰ تا ۶۰ نفر از افراد خارجی حاضر در مراسم گفت‌وگو شده تا روایت آنها از این رویداد ثبت شود. در کنار آن، روایتی از عراق نیز با سفر و گفت‌وگوی میدانی با افراد مختلف در سراسر این کشور در حال تهیه است.

بخشی از پروژه‌های دفتر نیز سوژه‌محور هستند و به زندگی یک فرمانده، شهید یا شخصیت مشخص می‌پردازند و بخشی دیگر موضوع‌محورند. یکی از برنامه‌های مهم ما، تولید روایت‌های کوتاه، خواندنی، تأثیرگذار و ماندگار درباره محور مقاومت است. ما نیاز داریم روایت‌هایی روشن و قابل دسترس از حزب‌الله، یمن، فلسطین و دیگر جریان‌های مقاومت داشته باشیم؛ چراکه با وجود سال‌ها صحبت درباره این مناطق، هنوز شناخت ما از زندگی و تجربه مردم آنها بسیار محدود است.

در کنار این آثار، مجموعه‌ای از سفرنامه‌ها نیز در دست تولید است که از جمله آنها می‌توان به سفرنامه‌های مرتبط با پاکستان و بوسنی و هرزگوین اشاره کرد. این تنوع نشان می‌دهد که دفتر تلاش می‌کند از قالب‌های مختلف برای روایت مقاومت در کشورهای گوناگون استفاده کند.

از سوی دیگر، فعالیت دفتر به کتاب محدود نمی‌شود و تولید محتوای صوتی نیز در دستور کار قرار گرفته است. پادکست «زیتون تلخ» یکی از این پروژه‌هاست که تاکنون چند اپیزود آن منتشر شده و قرار است ادامه پیدا کند. آخرین قسمت منتشرشده به ماجرای شهید هند رجب، دختر پنج‌ساله فلسطینی، اختصاص داشت که روایت و صدای او در جریان حمله رژیم صهیونیستی بازتاب گسترده‌ای در جهان پیدا کرد.

در حوزه تبلیغ و ترویج نیز تلاش شده است ظرفیت‌های جدیدی ایجاد شود. با تقویت این بخش و فعالیت میز روایت، امیدواریم معرفی و ترویج آثار دفتر نیز با جدیت بیشتری دنبال شود؛ چراکه تولید کتاب تنها پایان مسیر نیست. هر کتاب، حاصل تلاش نویسنده، راوی، مترجم و مجموعه‌ای از عوامل است و پس از انتشار باید برای رساندن آن به مخاطب نیز برنامه داشت.

منبع

اخبار مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا