گروه سینما هنگام هنر به نقل ازهنرآنلاین، علیرضا حمیدین کارگردان فیلم کوتاه و تئاتر در گفت وگو با خبرنگار هنگام هنر به نقل ازهنرآنلاین با اشاره بر اینکه مسیر کارگردان شدن و فیلمساز شدن برایم از عشقی دیرینه به سینما آغاز شد؛ گفت: عشقی که ریشههای آن به دوران کودکی و نوجوانی بازمیگردد. از تماشای مخفیانه نوارهای VHS گرفته تا اجاره و دانلود پنهانی فیلمها، از «ترمیناتور» و «حمید هامون» تا «خانه سبز»، «لاست» و بسیاری آثار دیگر، از «طعم گیلاس» تا بیشمار فیلمهایی که زندگیام را شکل دادند. پس از وقایع سال ۸۸، تصمیم گرفتم جدیتر به این مسیر بپردازم. نخستین قدمم کلاسهای کارگردانی شهرام مکری بود.
در آن زمان آقای مکری فیلم کوتاه «محدوده دایره» را به پایان رسانده بود و هنوز به فیلم بلند نرسیده بود. پس از ترم دوم کلاسها، دریافتم که چقدر در زمینهی فیلمسازی نادانم؛ از تعریف پلان گرفته تا ساختار سکانس. این آگاهی، مرا به سمت شرکت در کلاسهای متعدد با اساتیدی چون شهرام مکری، شادمهر راستین، فرهاد توحیدی و اصغر فرهادی سوق داد. اصغر فرهادی با پیشنهاد جدی کار در تئاتر، مسیر تازهای را پیش رویم گشود. همواره تئاتر را دوست داشتم و مخاطب جدی آن بودم، اما هرگز به عنوان حرفهای به آن نیندیشیده بودم.
با شاگردی نزد پیام دهکردی و تجربیات صحنه، چه در مقام بازیگردان و چه کارگردان، در تئاتر «آستانه» که تنها اجرای شعر احمد شاملو در قالب نمایش بود، گام بلندی برداشتم. با گروهی خوب و بد، به فیلمسازی بازگشتم و تجربههای تازهای در زمینهی پلان-سکانس و روایتهای متفاوت کسب کردم، به امید آنکه روزی این تجربهها به فیلم بلند تبدیل شود؛ فیلمی که شعور و فهم مخاطب را ارج نهد.
او ادامه داد: ورود به دنیای فیلمسازی، به معنای ورود به عرصهای دشوار در سینماست؛ جایی که برای هر شغل، از بازیگری و تدوین تا فیلمبرداری و صدابرداری، ورود بسیار سخت شده است. امروز کارگردان باید خود تهیهکننده، سرگذار، مدیر تولید، نویسنده، بازیگر و مسئول پخش اثر خود باشد. این حجم از مسئولیت، ترسناک است. توضیح عادلانهای دربارهی این دشواریها داده نمیشود. معیار انتخاب بازیگر یا کارگردان، بیش از کیفیت، میزان فروش و جلب سرمایه شده است. حتی با پولهای سالم، میزان فروش اولین اولویت است. اگر منطق امروز حاکم بود، خسرو شکیبایی هرگز در «هامون» شناخته نمیشد و فیلمهایی چون «گاو» ساخته نمیشدند. شرایط اقتصادی کنونی جامعه، تأثیر مستقیمی بر سینما و تئاتر گذاشته و سالنهای نمایش، آن حس و حال گذشته را از دست دادهاند.
کارشناس ارشد تئاتر ابراز داشت: هزینههای فیلم کوتاه و فیلمسازی به طرز سرسامآوری افزایش یافته است. بیشتر جوانان تسلیم این فشار شده و عطای فیلمسازی را به لقایش میبخشند. دفترهای سینمایی به دلیل افزایش نرخ دلار و هزینههای بالای سریالسازی، قیمت اجاره تجهیزات را نیز بالا بردهاند. در حال حاضر، فعالیتهای من و گروه همکارم کاملاً مستقل و با هزینهی شخصی صورت میگیرد، بدون کوچکترین حمایت یا سرمایهگذاری؛ ایدهی ما این است که فیلم کوتاه باید به سینمای بدنه ایدههای تازه و فرمهای نو بدهد، اما حملههای مکرر به جریان «هنر و تجربه» و بیمهری به فیلم کوتاه، ضربات جبرانناپذیری به سینمای مستقل وارد کرده است. هنوز چارهای جز ادامهی مسیر نمیبینیم و امیدوارم هنر و تجربه با قدرتی بیشتر و رویکردی جوانتر دوباره احیا شود.
او افزود: براین باورم که دغدغهی اصلی فیلمسازان کوتاه، دیده شدن آثارشان است. در حالی که اختصاص دادن حتی یک روز در هفته به اکران فیلمهای کوتاه در سالنهای سینمایی، ضربهای به سینمای بدنه وارد نخواهد کرد؛ اما متاسفانه تا به امروز این اتفاق رخ نداده است. فیلم کوتاه وظیفهی تجربهگری و ارائهی ایدههای تازه در فرم و محتوا را بر عهده دارد، اما متأسفانه امروز به سکویی برای رسیدن به فیلم بلند تبدیل شده و بسیاری، به جای تجربه و نوآوری، تنها به چهرههای نامعتبر فضای مجازی و چهرههای مشهور متوسل میشوند. این در حالی است که بسیاری از فیلمسازان جوان، با دهها اثر کوتاه، همچنان راهی به سوی ساخت فیلم بلند نمییابند.
این هنرمند تئاتر و سینما بیان کرد: باز هم تأکید دارم که کارگردانان سینمای بلند باید به فیلمهای کوتاه و تئاترهای تجربی توجه بیشتری کنند. تکرار چهرهها و شیوههای بازیگری یکسان، آسیب جدی به سینمای ما وارد کرده است. سکوت «هنر و تجربه» و چالشهای ترسناک اکران فیلم کوتاه، از دیگر معضلات جدی این روزهای ماست. باید اجازه داد فیلمهای کوتاه دیده شوند، منتقدان آگاه به دیدن آنها بنشینند و نقد منصفانه کنند.
او ادامه داد: جشنوارهها اهمیت بالایی دارند؛ هم به جهت دیده شدن و هم به خاطر انگیزهای که از طریق جوایز ایجاد میشود. با این حال، جشنوارهها گاه قوانین سفت و سختی وضع میکنند که با روح آزاد فیلمسازی در تضاد است. اگرچه جشنواره حق دارد معیارهای خود را داشته باشد، اما فیلمساز نباید خلاقیت خود را فدای قواعد آن کند. در جشنوارههای بینالمللی نیز، با وجود برخی نگاههای خاص، اعتقاد چندانی به تئوری توطئه ندارم و فکر میکنم قوانین جشنوارهها معطوف به تمام دنیاست.
حمیدین خاطرنشان کرد: امروز فضاهای مجازی راه تازهای برای پخش فیلمها فراهم کردهاند، اما تجربهی اکران آنلاین را به دلیل عدم ارتباط مؤثر با پخشکنندههای جهانی هنوز نداشتهام. پخشکنندههای فیلم کوتاه در ایران مسیر درستی نمیروند و خود را به درستی معرفی نمیکنند. گاه حتی فیلمهای ارزشمند، از سوی پخشکنندههای داخلی به عنوان «فیلم سوخته» برچسب میخورند که این بیانصافی است.
او افزود: نگرانی بزرگتر اما نفوذ چهرههای اینستاگرامی و خواننده به تئاتر و سینماست. تهیهکنندگان، به جای کیفیت هنری، تعداد فالوورهای بازیگران را ملاک قرار میدهند. این فاجعهای است که بدنهی تئاتر و سینما را تهدید میکند. سالنداران تئاتر نیز با جذب چهرههای مجازی، کیفیت صحنه را قربانی کردهاند.
این هنرمند عنوان کرد: بیش از سه چهار سال است که تئاتر کار نکردهام و دلتنگ صحنهی تئاتری از جنس دکتر علی رفیعی، آقای پورآذری، امیررضا کوهستانی و پیام دهکردی هستم. دلتنگ تئاتری هستم که قرار بود جامعه را به جلو ببرد، نه تئاتری که امروز پر از چهرههای بیتجربهی مشهور فضای مجازی شده است. امیدوارم شرایطی مهیا شود که بتوانم دوباره در تئاتر فعال باشم.
او ادامه داد: در حال حاضر در مراحل پیشتولید فیلم کوتاهی به نام «ریحاننامه» هستم؛ اثری که به یک دغدغهی اجتماعی و شکافهای بین مردم ایران و افغانستان در بستر تئاتر میپردازد. همچنان با مشکلات مالی و تأمین بودجه دست به گریبانیم اما مصمم به ساخت آن هستیم. همچنین فیلم کوتاه قبلیام «کافه میران»، که یک پلان-سکانس حدوداً ۲۹ دقیقهای است، در مرحلهی دوم پخش جهانی قرار دارد و به زودی اکران خواهد شد.
علیرضا حمیدین در پایان تاکید کرد: همهی اینها را با یاد جملهای از شاملو به پایان میبرم «فرصت کوتاه بود و سفر جانکاه. رقصان میگذرم از آستانه اجبار».
انتهای پیام