گروه سینماوتئاتر هنگام هنر به نقل ازهنرآنلاین: یکی از پرمخاطب ترین ژانرهای فیلم های خارجی همواره ژانر وحشت است و در گیشه خوب می فروشد. درمقابل، تاریخ سینما ایران در حوزه فیلم های ژانر ترسناک آن چنان که باید ورود نکرده است و مخاطبان ایرانی بیشتر به دنبال فیلم های کمدی(حتی اگر سخیف باشند) هستند و همین موجب می شود کارگردانان ما کمتر به سمت تنوع ژانری از جمله ژانر دلهره آور بروند.
مواردی را هم که در این ژانر ساخته شده اند آنقدر از عناصر کلیشه ای در آنها استفاده شده که برای مخاطب اصلا جذاب نبودند و با توجه به استانداردهای این ژانر سخت می توان گفت که فیلم هایی مثل خوابگاه دختران، زهر عسل و کلبه و دیگر فیلم های ایرانی که ادعای فیلم ترسناک را داشتند، در این گروه جای می گیرند.
حال «زالاوا» را می توان گام مهمی برای تولید موفق در این ژانر دانست. موفق نه از این جهت که فیلم بدون نقص است. موفق از این جهت که تلاش کرده است به دور از کلیشه ها و با استفاده از یک باور بومی ترس را در دل مخاطب بیاندازد، نه این که صرفا با تصاویر و موسیقی بازی کند.
بهتر است ابتدا کمی به ریشه کلمه «زالاوا» توجه کنیم که چندان بی ارتباط با فیلم نیست. عنوان فیلم «زالاوا»، کُردی است و در رسمالخط زبان کردی، بهصورت زال ئاوا به نگارش درمیآید که به معنی زالآباد است. «زال» هم به معنای پیر سفید مو است و یا به کسی می گویند که مو،مژه و ابروهای سفیدی دارد. در فیلم هم مردم زالاوا لکه های سفیدی روی صورت،بدن و یا موهایشان داشتند و این لکه های سفید را ربط به اتفاقات ماورایی می دهند و در جایی حتی شخصیت”خانم دکتر” می گوید که زالاوایی ها تنها می خواهند لک صورتهایشان از بین برود و موهایشان زود سفید نشود.
فیلم سینمایی «زالاوا» اولین تجربه ارسلان امیری در مقام کارگردان است. داستان فیلم به یک ماجرای واقعی میپردازد که سالها پیش در روستا و پاسگاه منطقه دره سفید و زالاوا به وقوع پیوسته است.اولین اثر این کارگردان فیلمی در مذمت جهل و خرافات است که در بستر یک قصه با چاشنی ترس در دهه ۵۰ روایت می شود.
زالاوا یک روستای کردنشین است که مردم آن پر از ترس و جهل هستند. ترس باعث شده است کارهایی انجام دهند که عقل در آن نگنجد و مگر نه این که ترس، چراغ عقل را خاموش می کند؟ آن ها اعتقاد دارند که هرسال جن به روستایشان می آید و آن ها برای این که از شر این جن خلاص شوند، به سراغ «آمردان» که جن گیر است می روند. در این میان «استوار» شخصیتی است که نماد عقل است اعتقادی به باورهای زالاوایی ها ندارد و مقابلشان می ایستد و درست در همین نقطه جدال بین عقل و خرافه شکل می گیرد. آمردان که نماینده تفکر خرافاتی رایج در فیلم است روی مرز باریکی از شخصیت مثبت یا منفیبودن فیلم حرکت میکند و تا پایان هم روی همین مرز می ماند.
فیلم با ایجاد ترس شروع می شود و حتی از جنبه های بصری مرسوم نیز استفاده می کند اما رفته رفته از آن فاصله می گیرد و سعی می کند به آن یک معنا ببخشد.درواقع معنا و باور درون فیلم است که مخاطب را به نوعی ترس دچار می کند. این که آدم ها در مسیر خرافات آنقدر پیش می روند که حاضرند به عزیزترینشان هم ضربه بزنند و حتی آدم بکشند!مردم زالاوا آنقدر محکم بر سر اعتقاداتشان هستند و پافشاری می کنند که گاه استوار هم به شک می افتد که نکند واقعا آن ها درست می گویند.
ژانر فیلم فقط در ترس توقف نمی کند و گاه گریزی به طنز و عشق هم می زند. شاید همین چند تکه بودن یکی از نوقص فیلم باشد. فیلم هرچقدر که خوب شروع شد، در یک سوم پایانی از انسجامش خارج شد.
ساخت چنین فیلمی در کشور ما که پر است از این اتفاقات و باورهای بومی و بعضا ترسناک می تواند جالب باشد. سرزمین پر از افسانه ها و باورهایی است که هرکدام قابلیت تبدیل به یک اثر سینمایی را دارند. «زالاوا» از این جهت که بر قصهای فولکلور دست گذاشته است دارای نقطه قوت است. فیلم اگرچه نقص هایی دارد اما قصه گو است و می تواند هر مخاطبی را با خود همراه کند.